printlogo


تنهایی‌های شلوغ ما ...
حامد عسکری شاعر و نویسنده

    چندسالی است که شبکه‌های اجتماعی مهمان‌مان شده‌اند، مهمان خلوت‌مان. همزمان که توی اتوبوس و مترو و تاکسی و رختخواب‌مان می‌توانیم جهان را ورق بزنیم و زنده و مستقیم بنشینیم به تماشای همه چیز . از آغاز کوچ پنگوئن‌ها بگیر تا مسابقات‌ورزشی و کنسرت‌های موسیقی. خاصیت شبکه‌های اجتماعی این است که دوسویه‌اند. یعنی تو فقط گیرنده نیستی. مصرف‌کننده نیستی و برداشت نداری. طوری طراحی شده‌اند که تعامل داشته باشی. تولیدکننده باشی و به عنوان فرستنده توی تولید محتوا نقش داشته باشی. همین است که خواسته یا ناخواسته شبکه‌های اجتماعی یک بازجوی شیکند  و اداره‌ات می‌کنند خوش‌خط و شیک خودت را داد بزنی ، خودت را جار بزنی. این جار زدن از خوردن یک قهوه و چلوکباب را شامل هست تا سلفی با ماشین و ویلا، تا نوشتن غم‌هایت، شادی‌هایت، تنهایی‌هایت، دردهایت و آوازهایت.
در نگاه اول خوب هم هست . این‌که یک جایی باشد که تو بتوانی یک موضوعی را به اشتراک بگذاری و بقیه بیایند زیرش با تو حرف بزنند اما یک ذره که فکر کنی می‌بینی به رغم همه کارگشایی‌ها و محسناتش شبکه‌های اجتماعی چیزهای غیرقابل جبرانی را از ما گرفته‌اند. ما دیگر هیچ وقت هیچ جا تنها نیستیم، هیچ‌وقت گم نمی‌شویم. هیچ وقت سکوت نداریم. تقی به توقی می‌خورد یک ذره چیزکی توی ذهن‌مان به غلیان می‌افتد فوری یک استوری یک پست یک توییت می‌نویسیم و می‌گذاریمش توی صفحه متن. البته که نوشتن امر نیکویی است اما به محض تولد یک متن باید این‌گونه کرد؟ باید متن تازه به دنیا آمده را چون واکسن‌هایش بدون معاینه و بدون دقت ریخت توی اقیانوس صفحات‌اجتماعی؟ کمی تحمل و کمی صبر کنیم حرف‌مان دم بکشد. نمک و فلفلش جا بیفتد. کمی صبور باشیم. کوچک‌ترین رنج و نکته‌ای آخ‌مان را درنیاورد. لایک‌ها و کامنت‌های زیادش غره و کمش ناامیدمان کند. کمی حرف‌های مهم‌مان را برای خودمان نگه داریم. گاهی فقط نوشتن راه درمان است. بنویسیم اما توی دفتری و فقط برای خودمان ...