تنها میان دریا
علیرضا رأفتی روزنامهنگار
سال 1354 بود که دانشمندان و پژوهشگران گفتند این منطقه جزو اولین مناطق زیستکره زمین است. اما برای پدربزرگی که گذر عمرش را در قد کشیدن نوههایش در دل این جزیره میدید، چه فرقی میکرد چند هزار سال قبل در این منطقه زندگی جریان داشته است و چه فرقی میکرد چند میلیون انسان تا آن موقع در آن منطقه نفس کشیدهاند. مهم این بود که «آشوراده» وسط دریای خزر زنده بود و زندگی در آن جریان داشت.
اینکه میگویم زندگی در آن جریان داشت به این معنی نیست که حالا ندارد. هنوز هم انسانهایی در آن منطقه نفس میکشند اما دیگر ساکنان و بومیان آن منطقه نیستند. کسانی که حالا در این جزیره گاهی اوقات اسکان دارند، کارمندان شیلات و کارگرانی هستند که در آن منطقه کار میکنند. سال 1374 بود که پرونده زندگی چند هزارساله در این جزیره برای همیشه بسته شد. مشکل این بود که دریا بالاآمده بود و خطر سیل ساکنان را تهدید میکرد. جزیره از سکنه خالی شد و فقط تأسیسات شیلات در آن ماندند.
آشوراده، برخلاف برداشتی که ما در زبان فارسی از آن داریم، ترکیب یک اسم با کلمه «ده» نیست. ترکیب دو کلمه ترکمنی «آشور» و «آده» به معنای جزیره است. این جزیره که پیشتر جزو شبهجزیره میانکاله بود و بعدها به دلیل حفاریهای متعدد از آن جدا شد، تنها جزیره ایرانی دریای خزر است که در تاریخ و فرهنگ این سرزمین نیز ردپایش پیداست. بسیاری از مورخان معتقدند این جزیره همان جزیره آبسکون است که سلطان محمد خوارزمشاه پس از حمله مغول به آن پناه برد و تا زمان مرگش همانجا ماند.
بعدها در قرن 19 و در جریان تجاوزات روسها از شمال، این جزیره به دست قوای روس افتاد و در آن پایگاه نظامی ایجاد کردند و تا چند سال چنگ تجاوزشان بر این جزیره باقی ماند.
حالا این جزیره که ردی از تاریخ زخمخورده این سرزمین را بر تن خاکی خود دارد، چند سالی است که به موزه خانههای بدون سکنه تبدیلشده که این هم در نوع خود جذابیت خاصی دارد. مثل همه حوادث خاصی که طی هزاران سال بر این جزیره گذشته است.