printlogo


گفت‌وگو با امیر محمدرضا فولادی، رئیس سازمان حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس ارتش در آستانه سال نوی میلادی
ارامنه بازوی ما در جنگ بودند
مسیحیان و ارامنه بخش کوچکی از جمعیت ایران هستند ولی رد پایی که از خود به‌جا می‌گذارند همیشه بزرگ است. آنها در هشت سال دفاع مقدس کارهایی کرده‌اند کارستان، مثل سایر پیروان ادیان توحیدی که درون مرزهای کشورمان با صلح و صفا زیست می‌کنند و پای ایران که وسط باشد از مال که هیچ، از جان هم می‌گذرند. آنچه اکثریت مسلمان با این اقلیت‌ها را به هم پیوند می‌دهد همین ایران و مرزهای دوست‌داشتنی است که امیر محمدرضا فولادی، رئیس سازمان حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس ارتش، روایت‌های نابی از آن دارند. او از مسیحیان و ارامنه عاشق وطن، درباره عرق‌شان به حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی و جنگیدن به خاطر ایران خاطراتی تعریف می‌کند که شاید مردم عادی یا ندانند یا فراموش کرده باشند. این گفت‌وگو مروری است برگذشته و تاییدی است بر ایرانی که اقلیت‌های مذهبی دوستش دارند.

 با نزدیک شدن به سال نوی میلادی خیلی از ما ناخودآگاه به یاد شهدای مسیحی جنگ تحمیلی می‌افتیم. به نظر شما چرا چنین است؟
به نظرم این موضوع کاملا طبیعی است. در جامعه ما طبق قانون همه ادیان الهی مورد احترامند و حضرت مسیح (ع) پیامبر الهی و پیروان ایشان در این میان جایگاه والایی دارند تا جایی که مقام معظم رهبری نیز فرموده‌اند، اگر مسلمانی منکر عصمت حضرت مسیح و حضرت مریم شود از اسلام خارج‌شده است.
بنابراین وقتی در کشورمان چنین ارادتی به عیسی مسیح (ع) و مسیحیان داریم و با مرور تاریخ به‌ویژه دوران دفاع مقدس وفا، صدق، صفا و مهربانی آنها را مشاهده می‌کنیم، سال نوی میلادی برای ما تداعی‌کننده یاد و خاطره شهدای معظم ارامنه خواهد بود. ما ایرانیان هیچ خاطره ناخوشایندی نسبت به زیستن کنار پیروان ادیان توحیدی و ازجمله مسیحیان و ارامنه عزیز نداریم و هرسال در آستانه سال نوی میلادی حس می‌کنیم که عید آنها عید ماست و همراه با آنها خوشحالیم.
 وقتی ما از شهدا و ایثارگران ادیان توحیدی در هشت سال دفاع مقدس حرف می‌زنیم دقیقا درباره چه جمعیتی صحبت می‌کنیم؟
ایران در مقطع دفاع مقدس یک تابلوی بی‌نظیر از ارزش‌ها به جهان عرضه کرد که نقش‌های برجسته‌ای از آن توسط پیروان ادیان توحیدی و خانواده آنها ترسیم شد که خالصانه و با هنرنمایی، صحنه‌های بی‌بدیلی را خلق کردند که این موضوع در لحظه‌لحظه جنگ هشت‌ساله از شهادت اولین شهید ارامنه (زوریک مرادیان) 19 روز بعد از آغاز جنگ در پیرانشهر شروع و تا آخرین لحظات جنگ تحمیلی با شهادت شهید روبرت لازار آشوری ادامه یافت.
جامعه مسیحیان در ایران از همان روزهای آغازین جنگ همراه ملت بودند و حتی پس از دوران دفاع مقدس نیز در امر بازسازی و سازندگی با دیگر آحاد مردم همگام شدند و هیچ زمانی فاصله‌ای میان مسلمانان و پیروان ادیان توحیدی احساس نمی‌کنیم. شهادت 89 شهید مسیحی، 34 شهید کلیمی و هفت شهید زرتشتی و همچنین جانبازی 296مسیحی، 332 کلیمی و نیز آزادگی 34 مسیحی و 58کلیمی خود گواهی بر این مدعاست.
 به نظر این آمارها کوچک می‌آید؟
خیر، باید توجه داشت که ایثارگران ادیان توحیدی به نسبت جمعیت آنها نه تنها کم نیست بلکه قابل‌توجه است. تا جایی که من یادم می‌آید در دوران دفاع مقدس، سربازی از ادیان توحیدی نداشتیم که برای حضور در جبهه‌ها داوطلب نباشد.
درواقع وحدت و انسجام مثال‌زدنی که در دوران دفاع مقدس شکل گرفته بود نه تنها به جانفشانی ادیان توحیدی منجر شد بلکه باعث شد در ماه‌های ابتدایی جنگ، ستاد کمک‌رسانی به جبهه در شورای خلیفه‌گری ارامنه نیز تشکیل شود و با واژگان خوبی، مسیحیان و ارامنه را ترغیب به حضور در جبهه ها و دفاع از سرزمین ایران کرد و خلاصه این که هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد کوتاهی نکرد.‌
به این ترتیب متخصصان، پزشکان، پرستاران، نیروهای فنی و ماهر و رانندگان بسیار خوبی که از جامعه ارامنه بودند به جبهه‌ها آمدند و حتی در پشت جبهه در حالی که ما در شرایط تحریم بودیم در تولید قطعات یدکی جنگ‌افزارها و در امور ماشین‌آلات کمک‌های شایانی انجام دادند و چیزی کم نگذاشتند که نتیجه‌اش پیروزی در جنگ بود و بحق ارامنه بازوی پرتوان ملت در دفاع مقدس بودند.
 فکر می‌کنید مسیحیان و ارامنه چرا چنین حسی داشتند؟
چون ایران را کشور،‌ میهن و سرزمین خودشان می‌دانستند و خوشی آن را خوشی خود و ناخوشی آن را ناخوشی خود قلمداد می‌کردند. درواقع آنها از باب وطن‌دوستی، صلح و دفاع از ارزش‌ها نمی‌توانستند نسبت به سرنوشت ایران بی‌تفاوت باشند.
 جنگ تحمیلی زمانی رخ داد که یک حکومت اسلامی تازه روی کار آمده بود. جالب است که اقلیت‌های دینی و مذهبی احساس خطر نکردند و پای کار آمدند.
بله، به‌رغم این که دشمن برای ایجاد تفرقه و دشمنی میان مسلمانان و اقلیت‌ها بسیار می‌کوشید ولی موفق نشد. درست است که ما هم‌کیش نبودیم ولی هم‌میهن بودیم و همگی نیز اعتقادات‌مان توحیدی است و خدا را می‌پرستیم و مسیح(ع) و سایر پیامبران را فرستاده خدا می‌دانیم. بنابراین با وجود تلاش‌های دشمن برای تفرقه‌افکنی، چون همه ما به عنوان ایرانی،‌ اتحاد و انسجام و همدلی را برآمده از نگاه الهی می‌دانستیم و اختلاف را برآمده از نگاه شیطانی، در دفاع مقدس دوشادوش هم ایستادیم. نکته دیگر آن است که در تعالیم ادیان الهی دفاع در برابر ظالم مقدس است و این قداست در دین مسیحیت نیز دارای تاکیدات بسیاری است.
 نکته جالب توجه این است که مسیحیان و ارامنه و سایر اقلیت‌های دینی- مذهبی در دوران جنگ هشت‌ساله جذب ارتش شدند.
ارتش به تعبیر مقام معظم رهبری، یکی از مردمی‌ترین ارگان‌ها در نظام مقدس اسلامی است. این مردمی بودن در دوران دفاع مقدس با حضور سربازان در صف دفاع از ایران رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و ارتش جمهوری اسلامی ایران که بیشترین جذب کارکنان وظیفه را داشت، جوانان باغیرت و آزادمرد این سرزمین را پس از سازماندهی، فارغ از دین، قومیت، نژاد و مذهب برای دفاع از کشور به جبهه‌ها اعزام می‌کرد. البته در دوران جنگ تحمیلی،‌ برخی پرسنل کادر ما نیز از ادیان توحیدی بودند و خاطرات خوشی از آنها داریم. یادم هست در یکی از مراکز آموزشی ارتش در اصفهان، استاد عالیقدری که دروس مربوط به قوانین تیر را آموزش می‌داد و بسیار با اخلاق و باسواد بود و همه مجذوب ایشان می‌شدند، از زرتشتیان عزیز کشور بودند.
 به عنوان شخصی که در دوران جنگ در جبهه‌ها حضور داشته‌اید خدمات رزمندگان ادیان توحیدی را چگونه می‌بینید؟
در دوره دفاع مقدس یکی از کمبودهای ما نبود متخصصان، راننده‌های ماشین‌های سنگین و تعمیرکاران آنها بود که اغلب با حضور به‌موقع رزمندگان ارامنه که بسیار نیز در کارشان ماهر بودند رفع می‌شد. یادم هست در آغاز جنگ تحمیلی خیل عظیمی در حدود 85هزار نفر از کسانی که دوران خدمت سربازی شان به پایان رسیده بود دوباره برای دوره احتیاط به خدمت فراخوانده شدند که در میان آنان اقلیت های دینی نیز حضور داشتند که در عین ناباوری عاشقانه به جبهه‌ها آمدند و باعث تقویت جبهه‌ها از نظر نیروی انسانی شدند.
البته خدمات آنها فقط منحصر به زمان جنگ نیست. امیر سیاری معاون محترم هماهنگ کننده ارتش یک بار تعریف می‌کردند راننده‌ای داشتم که از ارامنه تهران بود و روزهای آخر خدمتش را می‌گذراند و طبق قانون به او مرخصی پایان خدمت داده بودیم. اما در همان زمان زلزله رودبار و منجیل اتفاق افتاد. این سرباز با این که در مرخصی به سر می‌برد و راه‌ها هم بسته بود به‌سختی خود را به منجیل رساند. وقتی علت حضورش را جویا شدم گفت: وقتی هموطنانم به کمک نیاز دارند من چطور در مرخصی باشم.
در روزهای جنگ نه تنها شورای خلیفه‌گری ارامنه برای تامین نیرو و تجهیزات و حمایت و پشتیبانی ازجبهه‌ها اطلاعیه صادر کرد، بلکه اواخر سال66 که جبهه‌ها بیشتر نیاز به رزمنده و تدارکات داشت، خلیفه‌گری ارامنه جنوب و اصفهان نیز اطلاعیه‌هایی صادر کردند و از ارامنه خواستند به هر نحوی که می‌توانند به جبهه‌ها کمک کنند. در واقع آنها این کارها را وظیفه آحاد ارامنه می‌دانستند و از این پس هم قطعا با ملت مسلمان ایران در هر شرایط سختی همراهی خواهند کرد.
 به نظر شما اگر دوباره جنگی رخ دهد اقلیت های دینی و مذهبی باز هم با همان شور و اشتیاق گذشته وارد میدان می‌شوند؟
قطعا اطمینان دارم. ملت ایران با هر نگرش و دیدگاهی، با هر دین و مذهبی در طول تاریخ نشان داده‌اند پای این آب و خاک ایستاده‌اند. ما الان هم در جنگیم، این تحریم‌ها، این فشارها، این هجمه‌های فرهنگی و تبلیغاتی، جنگی تمام عیار است که هنوز به این ملت تحمیل می‌شود، اما مردم همه یکصدا و یکرنگ جلوی دشمن ایستاده‌اند. هشت سال دفاع‌مقدس بعد نظامی داشت، اما جنگ امروز با دشمن دارای ابعاد فراوانی است. این مردم در طول تاریخ امتحان‌های خود را پس داده‌اند. ما همواره در برابر دشمن متحد بوده‌ایم و هستیم. شما همین زندگی شهدای مدافع حرم را که نگاه کنید می‌توانید پاسخ خود را پیدا کنید. در بین این عزیزان، از هر دین و مذهب و قومیتی وجود دارد. برایشان مهم نبود از چه انسانی با چه دین و مذهبی در برابر تکفیری‌ها دفاع می‌کنند. چقدر از مناطق سنی‌نشین و ارامنه و کلیمی در سوریه و عراق به دست همین بچه‌ها از دست تکفیری‌ها نجات پیدا کرد. این همان جواب سوال شماست.