
شاگرد ممتاز مدرسه علامه
با سیدهسویلا سجودی همكلام شدهایم تا دفترچه خاطراتش را ورق بزنیم، درباره زندگی، كودكی و رباتها حرف زدیم، از كتابهای دوران كودكی تا آدمآهنیهای واقعی. او برخلاف معمول در دوران كودكیاش خیلی بازیگوشی نكرده است و میگوید: كودكی من با ریختوپاشهای كودكانه همراه نبود، بلكه تمام علاقه من كتاب خواندن بود. در ششسالگی در دبستان علامه امینی تبریز كلاس اول دبستان را شروع كردم و در تمام دوران تحصیل شاگرد ممتاز مدرسه بودم.
او سال ۸۶ در مقطع كارشناسی در رشته علوم رایانه وارد دانشگاه شد و بهطور پیوسته مقطع كارشناسی ارشد را طی کرد. سال 91 تا 93 رشته معماری سیستمهای رایانهای را به اتمام رساند و اكنون دكترای معماری سیستمهای رایانهای دارد. دكترای او قصه جالبی دارد. خودش اینگونه توضیح میدهد: یكی از رویاهایم تحصیل در دانشگاه قزوین بود و هر بار كه از شهر قزوین عبور میكردم به خودم میگفتم آیا روزی میرسد كه بتوانم در این دانشگاه درس بخوانم؟ و طولی نمیكشد كه رویای او محقق و برای مقطع دكتری در قزوین پذیرفته میشود. اما چرا دانشگاه قزوین برای او آرزو بوده؟ دلیلش جایگاه خاص این دانشگاه از نظر علم رایانه و رباتیك است.
ساخت اولین ربات
اولین رباتی كه سیده سویلا سجودی در دوره دانشجویی در مقطع كارشناسی طراحی کرده و ساخته است ربات مسیریاب بود كه به مسابقات ملی راه یافت و صاحب مقام شد، او حالا در كار تخصصی خود به عنوان طراح ربات بسیار موفق بوده و نتایج بسیار درخشانی از آنها بهدست آورده است كه از جمله رباتهای طراحیشده او میتوان به رباتهای مسیریاب پرنده، رباتهای امدادگر در جهت شناسایی مصدومین، ویلچر هوشمند، برجك مرزبانی هوشمند با قابلیت تشخیص شب و روز، چراغ راهنمایی هوشمند برای كنترل ترافیك و... اشاره كرد.
چند نکته از زندگی بانوی رباتیک
سجودی دارای یك خواهربزرگتر و یك برادر كوچكتر از خودش است، پدرش روحانی و تحصیلكرده رشته فقه و اصول بوده و در كنار آن دارای تحصیلات كارشناسی ارشد كتابداری است. مادرش نیز خانهدار است.
او با اشاره به حساسیت پدر و مادرش نسبت به تربیت خوب و صحیح فرزندان میگوید: در یك خانواده مذهبی، معتقد و متدین به دنیا آمده و قد كشیدهام، پدر و مادرم به تربیت صحیح فرزندان بسیار حساس بوده و خیلی اهمیت میدادند، آنها بسیار منعطف و به روز هستند و هیچگونه سختگیری در تصمیمگیریهای ما
ندارند.
خانوادهای بسیار خونگرم و صمیمی دارم و پدرو مادرم بهترین دوستان زندگیام هستند و هر مشكلی برای هركدام از ما بهوجود آمده با راهنماییشان بر آنها پیروز شدهایم. من تمام موفقیتهای خود را مدیون این دو فرشته زندگیام هستم.
شركت در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و دانشگاهی از مهمترین علاقهمندیهای او به حساب میآید و از همان ابتدا دوست داشت استاد دانشگاه
باشد.
یك خاطره بامزه هم از روز اول تدریسش دارد: وقتی بهعنوان استاد در كلاس درس دانشگاه حاضر شدم، ابتدا مرا بهعنوان یكی از دانشجویان اشتباهی گرفتند و بعد متوجه شدند من همان كسی هستم كه تا پایان ترم برایشان استادی میكنم. در واقع هیچكس جلوی پایم بلند نشد و منتظر بودند كه من بروم و كنارشان بنشینم، ولی وقتی پشت میز استاد ایستادم همه
جاخوردند.
پرسش پایانی ما از سجودی درباره تفریحات و سرگرمیهایش بود، پرسشی كه پاسخش تا حدودی برای خودم قابل حدس بود، یك خانم دكتر رباتیك قطعا اگر قرار است تفریح و ورزش هم كند باید رشتهای خاص و متناسب با ذهن خلاقش داشته باشد.
او میگوید: در اوقات فراغت شطرنج بازی میكنم، كتاب میخوانم مخصوصا كتاب شعر و نقاشی میكشم، خیلی به ورزش علاقهمند هستم ولی زمانی برای ورزش حرفهای ندارم هر چند كه دوست دارم ژیمناستیك كار كنم.