بازی با اعتماد مردم
با مقصر جلوه دادن شهروندان در میانه همه بحرانها چه اتفاقی میافتد؟ با آغاز فراگیری کرونا مدام تصاویری از مسافرتهای غیرضروری مردم در رسانهها منتشر میشود. تصاویری که این باور را ایجاد میکند که شیوع این ویروس تنها از این طریق است که تداوم داشته. در روزهای آلودگی هوا اعداد و ارقام مصرف بیرویه گاز و برق خانگی تیتر میشود. در روزهای کمآبی هدررفتهای خانگی آب گزارش میشود.
مردم خودشان هم به این باور میرسند که آنها تنها مقصران اوضاع پیشرو هستند. تداوم این جریان اما چه بلایی بر سر روان شهروندان میآورد؟ واکنش شهروندان به این حجم از قصور از سوی مسؤولان چه رفتاری است؟
محمد حاتمی، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره معتقد است این رفتار به تعارض مردم و مسؤولان خواهد انجامید. او به جامجم میگوید: «اصلی در روانشناسی وجود دارد بهنام برونفکنی که براساس آن وقتی در مورد یک مسالهای خودمان مقصر هستیم و برای آن راهحلی نداریم با فرافکنی تقصیر را معطوف به دیگران میکنیم. این کار از سوی مسؤولان میتواند تبعات بسیاری داشته باشد و اولین آفت این فرافکنی ایجاد تقابل و تعارض میان شهروندان و مدیران است.» رفتار مسؤولان در مقصر جلوه دادن مردم در بحرانها البته که همچون بومرنگ به سمت خود نظام مدیریتی برمیگردد. حاتمی میگوید: «نتیجه این تعارض بسیار آسیبزنندهتر است، چراکه این تقابل میان مردم و مسؤولان به عدم اعتماد عمومی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر خواهد شد. مولفههایی که اتفاقا در پیشگیری از بحرانهایی همچون فراگیری کرونا، آلودگی هوا و وضعیت ترافیک میتوانست ابزار اصلی راهکارها باشد اما به واسطه مقصر جلوه دادن مردم از بینمیرود.»
او میافزاید: «در روانشناسی پذیرش مسؤولیت میتواند نقطه مقابل این رفتار باشد. به این مفهوم که وقتی مسؤولان زیربار مسؤولیت خود شانه خالی نکنند و بخشی از مسؤولیت وضعیت پیشآمده را بپذیرند این رفتار به اعتماد عمومی در رعایت دیگر توصیهها کمک بسیاری میکند و به افزایش سرمایه اجتماعی منجر میشود، اما وقتی شهروندان در همه این بزنگاهها متهم به قصور میشوند در رابطه با بحرانهای مشابه کمترین همکاری را با مسؤولان خواهند داشت. نمونه این رفتار در موج سوم فراگیری کرونا به آشکارا مشخصبود.»
فرهاد شیبانی، روانشناس هم معتقد است «خشم نهفته» حاصل این رفتاری است که از سوی مسؤولان به شهروندان تحمیل میشود.
او به جامجم میگوید: « وقتی مشکلی در سطح جامعه برای آحاد مردم ایجاد میشود به طور طبیعی آنها به دنبال یافتن علل آن مشکل هستند. در روند یافتن پاسخ به این علل وقتی همواره مردم مقصر جلوه داده میشوند و نقش عوامل دیگر از جمله ضعف مدیریت پشت این مقصران همیشگی پنهان میشود. این رفتار باعث ایجاد خشم میان شهروندان نسبت به دولت میشود و دلیل بیاعتمادی به
تصمیمگیران است.»
او به فراموشی فرهنگی به نام عذرخواهی در بدنه مدیریتی کشور اشاره میکند و میگوید: «اگر فرهنگ عذرخواهی و فرهنگ پذیرش نقش اشتباه خود در جامعه جا بیفتد حتما این جامعه شاهد پیشرفت خواهد بود. این در حالی است که همین مردم در رسانهها مدام مشاهده میکنند در کشورهای پیشرفته مسؤولان به واسطه اشتباهات احتمالی از مردمشان عذرخواهی میکنند اما با بدیهی بودن نقش مدیریت این کار در جامعه ما صورت نمیگیرد.»