ژانر جاسوسی از پرمخاطبترین فرمها در هالیوود است
یک ژانر پر مخاطب
چیز عجیبی نیست اگر هر سال سندی از دست داشتن سرویس اطلاعاتی آمریکا در فیلمها یا رمانها نه تنها در آمریکا بلکه حتی در اروپا، نقل محافل خبری و رسانهای شود. به قول متیو آلفورد، نویسنده مقالهای در گاردین که سال 2008 به استقبال و افشای فیلم «یک مشت دروغ» (Body of Lies) با بازی گلشیفته فراهانی میرفت، «هر کسی تماشاگر فیلم باشد از شیفتگی هالیوود نسبت به جاسوسها خبر دارد. از تریلرهای جاسوسی بعد از جنگ هیچکاک در عصر جنگ سرد نظیر «پرده پاره» گرفته تا دهه پارانوئید 70 میلادی که سیا در قامت یک سازمان خارج از کنترل در فیلمهایی چون «سه روز کندور» بازنمایی میشد تا همین حالا که سهگانه «بورن» و آخرین ساخته ریدلی اسکات «یک مشت دروغ»، هالیوود همواره علاقه داشته تا جاسوسها را در آغوش بکشد.»
نویسنده سپس اضافه میکند آنچه کمتر به طور گسترده در میان افکار عمومی شناخته شده این است که آیا جاسوسها هم همین اندازه به همآغوشی با هالیوود علاقهمند هستند. البته کمتر کسی هم میتواند انبوه فیلمهای جاسوسی مبتنی بر عملیاتهای واقعی سیا در سراسر جهان را ببیند و تردید کند که این نهاد اطلاعاتی به نحوی دستکم برای در اختیار قرار دادن اطلاعات لازم یا جهتدهی به روایت فیلمنامهنویسان و کارگردانها و حتی سرمایهگذاری در فیلمها با سازندگان آثار سینمایی همکاری نکرده باشد.
اطلاعات مشهور و آشکار در رسانههای آمریکایی میگوید سیا دستکم از سال 1996 بهطور علنی و مستقل، دفتری به نام «رابط صنعت سرگرمی» دایر کرده است. مامور «چیس برندون» 25 سال به شکلی ناشناخته و با پوششهای دیگر با استفاده از رابطه خانوادگیاش با «تامی لی جونز» بازیگر مشهور هالیوود به عنوان رئیس این دفتر با پروژههای سینمایی همکاری میکرده و حالا درباره او کتابی هم منتشر شده است. با این حال مداخله این نهاد اطلاعاتی به انحای مختلف در فیلمها از سانسور یا جلوگیری از پخش فیلمها گرفته تا جهتدهی مستقیم و غیرمستقیم به سازندگان و سرمایهگذاری در آثار به چند دهه قبل بازمیگردد و نمونههای مستند آن هم لااقل از بعد جنگ جهانی دوم آشکار شدهاند. چند کتاب نظیر «سیا در هالیوود» و فیلم مستند مانند «درون سایهها: سیا در هالیوود» هم در رابطه با همین افشاگری ساخته شدهاند.
تنوع بازنماییها محصول عمق نفوذ سیا
کتاب «سیا در هالیوود» که به قلم تریشیا جنکینز در سال 2012 منتشر شده، جزئیات بیشتری را از همکاری نهاد سرگرمی آمریکا با نهاد اطلاعاتی آن در اختیار مخاطبان میگذارد. در فصل چهارم این کتاب از فیلمهای مختلفی که مامور برندون در هالیوود راهبری کرده است نام میبرد و به اسامی نظیر جاسوسها (1999)، آژانس (2003-2001)، دشمن دولت (1998)، متحدان (2006-2001)، 24 (2010-2001)، هویت بورن (2003) و برخی آثار دیگر در حال تولید در زمان انتشار کتاب، اشاره میکند.
نکته جالب در مورد این فیلمها آن است که از الگوهای روایی و بازنماییهای مختلفی از سازوکار نهاد اطلاعاتی آمریکا و ماموران پیروی میکند. برخی از آنها، ماموران بد را در برابر ماموران خوب میگذارند و ضمن اذعان به وجود فساد در این دستگاه، خیال مخاطب را راحت میکنند که هنوز ماموران فداکاری هستند که به قیمت جان خود از آمریکا حراست کنند. برخی دیگر صرفا هیجانهای زندگی جاسوسان را به نمایش میگذارند و تعدادی هم در ژانرهای متفاوت نظیر ژانر علمی- تخیلی به نمایش ویرانشهرهایی میپردازند که یک مامور اطلاعاتی، موفق به سامان دادن آن میشود. برخی حتی درامهای خانوادگی سادهای هستند که یک مامور بهعنوان یکی از شخصیتهای آن در فیلم حضور دارد. تنوع ژانری تنها یکی از شیوههای ایجاد تکثر نسبت به این سازمان در ذهن مخاطبان است و تدارک دیدن انواع روایتها و بازنماییها نشان میدهد عمق نفوذ سازمان سیا در هالیوود بسیار بیش از فیلمهای جاسوسی و حدس و گمانهاست.
همه میدانند ولی اعتراف نمیکنیم
با این همه حضور قدرتمندترین نهاد اطلاعاتی جهان در صنعت سینما هرگز آشکارا نبوده و هیچوقت از سوی مدیران این نهاد تصریح نشده است. برخی ماموران سابق سیا بسته به جایگاهشان پس از بازنشستگی به دست داشتن این نهاد در فیلمها اذعان کردهاند. حتی برخی هم پس از مرگ از میان اسناد افشا شده است. این حضور «پوست پیازی» در کنار قدرت مالی و توان مدیریتی است که ارتباط وثیق نهاد سرگرمی و نهاد اطلاعاتی را در طول بیش از 70 سال تضمین کرده؛ حضوری که نه قابل انکار و نه قابل تصریح است اما به هرحال موفقیتآمیز به نظر میرسد.
کارآموز
سال 2003 آل پاچینو و کالین فارل در فیلمی ظاهر شدند که بیش از نهادهای سینمایی در نهادهای اطلاعاتی بازتاب و حاشیه داشت. چهار سال پس از انتشار فیلم، پائول کلباگ، مشاور عمومی سابق سیا - مقامی بسیار مهم و بالا در لانگلی مقر این سازمان- در دانشگاه حقوق ویرجینیا برای ارائه نشستی با موضوع رابطه سیا با هالیوود حاضر شد و به سؤالات دانشجویان پاسخ داد. خبرنگاری در آن نشست درباره فیلم «کارآموز» سوال کرد. کلباگ گفت که یک مامور سیا صرفا در مقام «مشاور» در زمان فیلمبرداری همکاری کرده اما کارش جهتدهی اشتباهی به کارگردان بوده است. کلباگ تصریح میکند: «ما نمیخواهیم هالیوود، زیادی به حقیقت نزدیک شود». سال 2009 هم یک مامور تازه استخدام شده سیا در ریویویی بر این فیلم مینویسد: «در آژانس سیا همه میدانند که این فیلم مضحک است». اما یک کارآموز دیگر این آژانس اطلاعاتی آن را «فیلمی متوسط» میخواند که «با واقعیت آموزشهای آژانس شباهتهای بسیاری دارد».
سقوط شاهین سیاه
سال2001 ریدلی اسکات فیلمی را کارگردانی کرد که در اسکار آن سال با گرفتن دو جایزه، سروصدای زیادی به پا کرد. فیلم که به ماجرای واقعی جنگ موگادیشو در سومالی میپردازد، شخصیت حقیقی یک سرباز آمریکایی به نام مت اورسمان را به تصویر میکشد. استفاده از تجهیزات نظامی انبوه در فیلم رابطه سازندگان را به پنتاگون به وضوح به نمایش میگذارد و به اعتقاد نویسنده گاردین در اختیار قرار دادن این تجهیزات به قیمت بازنمایی مثبت از آن تمام میشود. پروپاگاندایی که بخش مهمی از شخصیت این سرباز، یعنی کودکآزاری او را مسکوت میگذارد و از وی در قامت یک قهرمان تقدیر میکند.
ملاقات با والدین
سال2000 یک درام خانوادگی کمدی با بازی رابرت دنیرو ساخته شد که در آن دنیرو نقش پدری سختگیر را بازی میکرد که به خاطر سابقه شغلیاش به عنوان مأمور افبیآی، بر نامزد دخترش سخت میگیرد. این فیلم چند باری هم از تلویزیون خودمان پخش شده است و شاید بسیار سادهتر از آن بیاید که فکر کنیم میتواند موردی برای مداخله سیآیای به حساب آید اما لااقل برای دولت آمریکا این طور نیست. پایگاه خبری ایندیپندنت مینویسد عجیبترین مورد مداخله سیا همین فیلم است. به گزارش ایندیپندنت، «سیا تایید کرده است از سازندگان فیلم خواسته تا در نقش رابرت دنیرو، بازنمایی ترسناکی از ابزارهای شکنجه وجود نداشته باشد.»
30دقیقه پس از نیمه شب
سایت اینترتینمنت در سال 2012 نوشت، بر اساس اسناد دولتی که بهتازگی منتشر شده، سیا و پنتاگون از هواداران فیلم «مهلکه» اثر 2009 کاترین بیگلو بودهاند. این اسناد همچنین اشاره میکنند که در اثر بعدی او «30دقیقه پس از نیمه شب»این کارگردان همکاری نزدیکتری برای نمایش عملیات دستگیری اسامه بنلادن با سیا داشته است.در این اسناد ماموران ارتباط با رسانه با یکدیگر بحث میکنند که نیاز است در حق همه فیلمسازانی که به دنبال اطلاعاتی درباره عملیات بنلادن هستند، عادلانه برخورد شود اما تنها دلیلی که وجود دارد که به پروژه بیگلو نزدیک شوند آن است که بیشتر درباره آن چیزهایی بدانند اما سایت «جودیکال واچ» که اولین بار این اسناد را منتشر کرده، نوشته است: «دولت اوباما در پروژه بیگلو و باول، اجازه دسترسی بیسابقه و غیرمعمولی را به اطلاعات آژانسهای خود داده است.»