printlogo


کمبود برنامه‌های شاد و متنوع حس می‌شود
جای خالی تنوع



 بعد از باکس نمایشی تلویزیون، متفاوت‌ترین بازه زمانی برای برنامه‌هایی است که در ساعتی قبل از افطار روی آنتن می‌روند و مخاطب از زمان تدارک سفره افطار تا واپسین دقایق اذان دوست دارد لحظاتی را در آرامش و خلوت دل با این آثار بگذراند تا مامنی برای احوالات درونی‌اش باشد.
یکی دو سالی است اما از مردم عادی تا کارشناس مذهبی و حتی برخی برنامه‌سازان، نقدهایی به این برنامه‌ها دارند که اکثرا یک رویه را در برنامه‌سازی پیش گرفته‌اند. برنامه‌های قصه‌محوری که همه سعی دارند مردم عادی را قهرمان کنند یا خانواده‌های از هم جدا افتاده‌ای را به هم برسانند یا از غصه‌ها و دردهای پایان یافته یک زندگی بگویند تا مرهمی بر آن باشند.
قصه‌هایی که اگرچه یک ویژگی‌اش پرداختن به مردم عادی از دل همین کوچه و خیابان و شهر و حتی تا دورافتاده‌ترین روستاهای کشور است، با این حال شبکه یک با دعوت، شبکه دو با آدم‌های خوب شهر، شبکه سه با مثل ماه شبکه پنج با شهر زیبا شبکه سلامت با ماه ماه همه در واقع یک نگاه را دارند و یک حرف را تکرار می‌کنند.

امسال «زندگی پس از زندگی» توانست متفاوت‌ترین برنامه افطار تلویزیون باشد؛ برنامه‌ای که امسال برای دومین بار به آنتن آمد و همین الان آمار آن در تلوبیون چند برابر دیگر برنامه‌های اذانگاهی افطار است. زندگی پس از زندگی هم قالب گفت‌وگو دارد و اتفاقا آن هم سراغ مردم عادی رفته است. با این حال این برنامه یک رویکرد و محور مشخص دارد و آن این که سوژه هایش را از میان مردمی انتخاب کرده که تجربه‌های نزدیک به مرگ دارند. سوژه‌ای که با دیدن یک قسمت از برنامه هم می‌توان فهمید چه سختی و چالشی برنامه‌ساز در جمع کردن اسناد، پژوهش‌ها و مصاحبه‌ها داشته است. با این حال یک اتفاق متفاوت در میان خیل قصه‌های مردمی است که در هر شبکه تکرار می‌شود.
یک پله پایین‌تر از همین برنامه «رفیق» در شبکه امید است؛ برنامه‌ای که شاید کمتر تبلیغی در یک ماه اخیر از طرف صداوسیما دیده شد. با این حال همین برنامه هم توانست یک رویکرد ثابت برای خود تعریف کند. در این برنامه که در شبکه‌ای برای نوجوانان روی آنتن می‌رود هر بار کسی که چند سالی به یکی از کشورهای جهان مهاجرت کرده است، مهمان برنامه می‌شود و از نکات مثبت و منفی کشور مورد نظرش می‌گوید و این‌که درنهایت چرا ایران را برای زندگی انتخاب کرده است.
همین رویکرد ثابت می‌تواند به برنامه نگاه و فضای متفاوت بدهد و در همین فضای گفت‌وگومحور تکراری‌ها، یک حرف جدید ایجاد کند. بگذریم که تلویزیون به عنوان یک مدیوم چند رسانه‌ای و فراتر از رادیو باید سراغ ساختارهایی برود که بیشتر جذابیت بصری دارند. بگذریم که تلویزیون می‌تواند حتی برنامه‌های متنوعی چون طنز و کمدی پخش کند. حتی بگذریم که در این ساعات روحانی جای پخش و تدارک برنامه‌های مناجات محور که دقایقی روح آدمی را به ملکوت آسمان‌ها ببرد چقدر خالی است. کاش دست کم همین گفت‌وگومحورها را تنوع بخشیم و کمی ساختارمندتر و منسجم‌تر مهمانان براین صندلی‌ها تکیه بزنند.