printlogo


رجوع به انفعال
علیرضا داوودنژاد ش کارگردان سینما


 عملکرد سینمایی این دولت با تصدی ریاست سازمان سینمایی توسط حجت‌ا... ایوبی شروع شد. او گام مهمی برای به‌روز کردن فناوری در سینما برداشت و با دیجیتالی کردن نمایش در سالن‌های سینما، پروژه تحول مهمی در توزیع و نمایش فیلم را کلید زد. تعطیلی تدریجی لابراتوارهای قدیمی و تاسیس لابراتوارهای روزآمد و جمع‌شدن شرکت‌های عریض و طویل پخش فیلم و فراوانی کپی و رونق اکران همزمان در همه شهرها و افزایش جهشی درآمد سینما ازجمله آثار این تحول بود که در کنار برخوردهای محترمانه ایوبی با هنرمندان و ارج‌ نهادن به ساختارهای صنفی و تلاش برای توسعه سالن‌ها و ایجاد رونق در نمایش خانگی و راه‌اندازی مدرسه ملی سینما و ‌توفیق تولیدات آن در جشنواره‌های معتبر جهانی و بهایافتن نیروهای جوان و مستعد در سینمای حرفه‌ای و جشنواره‌های داخلی چشم‌اندازی نسبتا نویدبخش از رونق و اعتلای سینمای ملی را به وجود آورد که گویی در آن جایگاه هنر سینما بازشناسی شده بود و می‌شد به شکستن انحصارات مالی و سیاسی بر سینما چشم دوخت و به نجات تدریجی آن از چنگ بازتولید کلیشه‌های مستعمل ماهواره‌ای امید بست؛ اما شاید درست به همین دلیل عمر مدیریت او حتی به یک دوره کامل هم وصال نداد و یک‌سال زودتر توسط همان جریانی که قبلا معاونت سینمایی سیف‌ا... داد را زودهنگام منقرض کرده بود از کار برکنار شد؛ و این اتفاقی بود که من احتمال آن را در مراسم بزرگداشت خودم در خانه سینما مطرح کرده و با یادآوری آنچه بر سیف‌ا... داد گذشت بر آن تاکید کردم.
آنچه بعد از این دوره کوتاه و در پنج سال بعدی تا امروز اتفاق افتاد بازگشت به همان سیاست‌هایی بود که برای هنر سینما ارزش چندانی قائل نیست و بیشتر به رسانه‌ای کردن سینما و ارضای نگرش‌های سیاسی و تمایلات تجاری می‌اندیشد و از رجوع دوباره سینما به انفعال و تقلید و کپی‌برداری نگرانی چندانی ندارد و صرفا رضایت جریانات جناحی و سینماداری را برای خود موفقیت به حساب می‌آورد. این جریان با ناامنی بازار کالاهای فرهنگی ازجمله ناامنی در بازار نمایش خانگی به‌راحتی کنار می‌آید و با انحلال سازمان رسانه‌های تصویری، تنها سنگر مکلف به دفاع از تولیدکننده داخلی را منهدم می‌کند و عملا ابتکار عمل در فضای نمایش خانگی را به بازار سیاه می‌سپرد؛ و به این ترتیب سینمایی را که می‌توانست با اعتباربخشی به هنر سینما و تشکیلات صنفی هنرمندان و تکیه به نسل جوان و خلاق، دوران طلایی دیگری را رقم بزند بار دیگر گرفتار دست‌به‌دست شدن بین واسطه‌های مالی و سیاسی می‌کند و با میدان بازکردن برای انحصار در تولید و توزیع و نمایش و تضعیف نهادهای صنفی، دوران تازه‌ای از افول و انزوای هنرمندان و میدان‌دادن به کلیشه‌پردازان را رقم می‌زند؛ تا بار دیگر تکرار و ملال و کسادی و رکود به ورشکستگی بخش اعظم تولیدات سینمای ایران دامن بزند و عمده درآمدها را به جیب انحصارهایی سرازیر کند که صاحبان فیلم‌های کلیشه‌ای و اغلب متکی به سوپراستار بوده و هستند.
آنچه بی‌اعتنایی این مدیریت به هنرسینما و زیرساخت‌های صنعتی آن را به‌وضوح نشان می‌دهد شرایطی است که در یکی دو سال گذشته و با وقوع همه‌گیری کرونا روی‌داده‌است. با این همه‌گیری، سینمای ایران به بزرگ‌ترین بحرانی که در تاریخ سینمای ایران نظیر نداشته، مبتلا می‌شود. امروز ما شاهد هستیم که 200 فیلم سینمایی اکران‌نشده، پشت گیشه‌های کساد و درهای بسته سالن‌های سینما زمینگیر شده‌اند.  
آنچه در این ایام از مدیریت دولتی و صنفی توقع می‌رفت این بود که لااقل برای کمک به بیشتر
در خانه ماندن مردم، می‌کوشیدند که برای نمایش خانگی امنیت فراهم کنند و با معرفی و تبلیغ «سینماآنلاین» و «وی‌او‌دی» برای این بازار تازه، به ده‌ها‌میلیون مخاطب بالقوه فعلیت ببخشند و با شکستن انحصار نمایش فیلم‌های سینمایی در سالن‌ها زمینه‌ساز تحولی دوران‌ساز برای تولید و توزیع و نمایش در سینمای ایران شوند؛ اما آنچه در عمل شاهد آن هستیم، دست روی دست گذاشتن و بی‌اعتنایی به بحران و بیکاری و تنگنا و مضیقه و فقر در سینمای ایران است آنچنان‌که گویی در آب‌نمک ماندن این فیلم‌ها را برای روزگار پساکرونا ترجیح می‌دهد تا تاریخ سینما در ایران بعد از صدمات گسترده ناشی از همه‌گیری کرونا، سهمگین‌ترین خطر فیلم‌سوزی در سالن‌های نمایش را نیز شاهد باشد.