printlogo


زمین گسترده خدا

 
 «آنان که فرشتگان، جان‌شان را در حالی که ظالم به خود بوده‌اند می‌گیرند، از آنها می‌پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ می‌دهند که ما روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان می‌گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید؟!»
قرآن در سوره نساء تا همین‌جایش را برایمان اسپویل کرده است. پرده‌ای از یک گوشه از قیامت را کنار زده که فرشته‌ها خطاب به مردمی که در زمین مورد ظلم بوده‌اند و به تعبیر قرآن همین که مورد ظلم بوده‌اند یعنی به خودشان ظلم کرده‌اند، تشر می‌زنند که این همه وسعت زمین مگر برای چه کسی آفریده شده بود؟ فلان‌ جای زمین به شما ظلم می‌شد؟ در زمین خودتان نمی‌توانستید درست زندگی کنید؟ خب مهاجرت می‌کردید! بعد از این مکالمه نمی‌دانیم چه پیش خواهد آمد.
 اگر بر لبان مردم ستم‌دیده دنیا مهر زده نشده باشد و حق دفاع از خود داشته باشند لابد از فرشته‌ها می‌خواهند فیلم غرق‌شدن قایق پناهجویان در دریاها را از آرشیو دنیا بیرون بکشند و در ملأ عام پخش کنند. همه آدم‌ها هم بایستند به تماشا. چه آن گروهک‌هایی که زندگی را به کام مردم زهر کرده بودند و حاکمانی که نخواسته یا نتوانسته بودند سنگ آسیاب را از روی سینه مردم بردارند و چه آدم‌هایی که در بنیادهای عام‌المنفعه همه تلا‌ش‌شان را برای کم کردن رنج پناهجویان کرده‌اند. همه آدم‌های اردوگاه‌های پناهجویان، همه سربازها، همه فعالان حقوق بشر بایستند به تماشا و فیلم پلی شود. یک قایق که 10برابر ظرفیت عادی‌اش مسافر سوار کرده و در مسیری که در حالت عادی باید با شناوری چند برابر بزرگ‌تر طی شود، در حال دریانوردی است که ناگهان با چند موج مخالف واژگون می‌شود و آب از سر پناهجویان می‌گذرد.
فرار، آخرین راه است جلوی پای مردمی که کورسویی از امید به زندگی را در آن ‌طرف آب‌ها می‌بینند. فرار از خانه‌ پدری که سال‌هاست تبدیل شده به میدان جنگ چند گروهک که یا آدمک دست قدرت‌های بزرگند یا اعتقاد افراطی‌شان به عقیده‌ای بی‌اساس، این اجازه را به آنها داده که برای رسیدن به آرمان‌شان زندگی مردم را گروگان بگیرند. حالا این مسیر فرار دو لبه دارد. یا هر طور شده خودت را به کشور مقصد می‌رسانی و حقارت طفیلی بودن و مهاجرت غیرقانونی را تجربه می‌کنی یا این‌که با قایقی که برای آن مسافت ساخته نشده غرق می‌شوی و به خاطره دریا می‌پیوندی.
آب خیلی وقت‌ است از سر پناهجویان گذشته. کسانی که در زندگی به جایی می‌رسند که قید خانه و وطن و زبان و همه چیز را بزنند و خفت و خواری اردوگاه‌ها را به جان بخرند،‌ دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارند. منتظرم قیامت از راه برسد و جواب مردمی که هیچ چیز برای از دست دادن نداشته‌اند را به آن سوال «آیا زمین خدا گسترده نبود؟» بشنوم.