
ادامه از صفحه 5
خانه مأمن جسم و روح است؛ منزلی باید باشد تا اهالی آن را بتوان گرد هم جمع كرد. افزون بر این، خانه در تاریخی كه مجموعه در آن روایت میشود، ارزشی بیش از صرف بنایی آجری با لالهها و آینهكاریهای معمول خاندان قاجار دارد. كدگذاری نگه داشتن این خانه توسط فخری، همان حفظ كانون خانواده توسط زن خانه یا همان بانوی عمارت است. زنان در جامعهای كه در این مجموعه تصویر شده، همگون نیستند. از افسرالملوك عاشق تجملات و صاحبنفوذ گرفته تا فخرالزمان جسور و عاشق تا مهرالنساء وفادار و دلسوز، جواهر دسیسهچی و آهویی كه دنبال پیدا كردن وجهی دیگر از هویت خود است، همه مستقل هستند ولی در یك منزل زندگی میكنند. نقششان كمتر از مردان نیست. شخصیتها قابل درك هستند و چون بیشتر نقشها با هم ارتباط فامیلی و خونی دارند، اعتماد و سرمایه اجتماعی بین نقشها بالاست. در جایجای این مجموعه نشان داده میشود مشاركت اجتماعی افراد در روابط انسانی و كاركردهای خانوادگی برجسته است و برخلاف فرهنگ غالب غربی كه در بخشی از مجموعههای ساخته شده، افراد فردگرا و منفعتگرا به نمایش گذاشته میشوند، به نوعی بنیآدم اعضای یكدیگرند. در این مجموعه علاوه بر نشان دادن بخشی از تاریخ زنان و زنان در تاریخ، مشخصهای از فرهنگ خانوادهمحور و تاثیراتش بر روند داستان بهخوبی ارائه میشود. در دل جامعهای كه مردان و حتی شازدههای آن هم در پستوهای تاریك مظلومیت ناچار به انكار هویت واقعی خود شده بودند، فقط در دل خانواده است كه میتوان توان از دست رفته را بازیافت و عزت مخدوش شده را ترمیم كرد و این خانواده حمایتگر و روابط انسانی موثر همان برگ برندهای است كه متر و معیاری صحیح را به بانوی عمارت، به عنوان یك مجموعه خانوادهمحور اعطا میكند.