
اصولا ماها از سرك كشیدن به زندگی آدمهای مشهور، لذت وافری میبریم. به خاطر همین، هر از چند گاهی خبر ازدواج فلان بازیگر و طلاق بهمان خواننده میشود تیتر یك سایتها و روزنامهها. البته این لذت ناب فقط مخصوص ما ایرانیها نیست. حتما میدانید كه آن ورِ آب، شغل شریفی به نام پاپاراتزی وجود دارد، عكاسهایی كه مثل كارآگاهان كار كشته یا یك جاسوس حرفهای، دنبال آدمهای معروف راه میافتند و عكسهای یهویی از سوژه مورد نظرشان میگیرند. به هر حال برای مردم مهم است كه چهرههای معروف چه میخرند، چه میخورند و چه میكنند؟!
حالا فكر كنید یكی از چهرههای معروف و مشهور، خودش با دست خودش زندگیاش را بریزد روی دایره و از بدو تولد تا ازدواج و بچه دار شدن و سرِ كار رفتن و مسافرت رفتن و زیرِ آبی رفتنهایش! را برایتان تعریف كند. حالا فكر كنید آن آدمِ معروف، خیلی هم صاف و صادق باشد و از ذكر جزئیاتِ وقایع و اتفاقات دوران جوانی- چنان كه افتد و دانی!- هم اِبایی نداشته باشد. نهتنها اِبا نداشته باشد بلكه با طنز و اغراق، پیازداغ خاطراتش را هم زیاد كند و مخاطب را كیفور نماید. فكر كنید آن چهره مشهور، نویسنده هم باشد و از فنون و رمز و رازهای نویسندگی هم سر در بیاورد، دیگر خودتان قضاوت كنید كه خواندن خاطرات این فرد چه لذتی دارد!
محمد قاضی، مترجم نامدار معاصر برای اهالی كتاب و كتابخوانی، حكم رونالدو و مسی برای فوتبالیها و فوتبالدوستها را دارد؛ همانقدر مشهور و محبوب. حالا بعد از حدود بیست سالا خاطرات یك مترجمب تجدید چاپ شده و با استقبال خیلی خوبی هم مواجه گردیده است. معمولا مترجمها قشر مظلومی هستند و حكم عوامل پشت صحنه برنامههای تلویزیونی را دارند؛ از همه بیشتر زحمت میكشند و از همه كمتر دیده میشوند. تصویری كه از مترجم در ذهن ما وجود دارد یك آدم كاملا جدی است كه عینك مطالعهاش دارد از دماغش میافتد و از صبح تا شب، پشت میز مطالعه نشسته و یك دستش به كتابِ خارجكی! بند است و دست دیگرش ترجمههای فارسی را مینویسد و یك دستش به دیكشنری و دست دیگرش به لیوان چای! ( این كه آدمیزاد، دو تا دست بیشتر ندارد هم مشكل جناب مترجم است نه ما!) آخرش هم كه كتاب، ترجمه و چاپ میشود معمولا اسمی از مترجم نمیبرند و مثلا میگویند: سپیددندانِ جك لندن یا مادام بواری گوستاو فلوبر چاپ شده. فلذا به نظر ما بر هر مترجمی، واجب است كه خاطرات زندگیاش را بنویسد و ثابت كند كه پشت این ظاهر جدی، چه چهره جالب و پایهای! نهفته و برای ترجمه هر كتاب، چه راههایی رفته و چه كارهایی كرده؟ هر چه باشد به ما مربوط است كه از بین این همه نویسنده، چرا سراغ فلانی رفته و از بین آن همه اثر چرا بهمان كتاب را انتخاب كرده؟ تازه از آنجایی كه ما عادت داریم از صف فلافلی تا مطب دكتر، درآمدِ افراد را حساب كنیم، پس فهمیدن سهم و درآمدِ یك مترجم هم حقِ مسلّم ماست!
ا خاطرات یك مترجمب بر خلاف بسیاری از زندگینامه یا حسب حال یا خاطرهنوشتها از زمان تولد فرد مذكور شروع نمیشود؛ بلكه پیش از تولد فرد مذكور، شروع میشود! شنیدید به بچهها میگویند: فلان غذا را توی عروسی بابات هم نخوردی؟ و بچه بیچاره، زار میزند كه چرا توی عروسی بابایش نبوده؟ و كسی هم نمیتواند حالیاش كند كه چنین امری ناممكن است؟ حالا شده نَقلِ خاطرات آقای مترجم كه از پیش از تولد و تلاشهای پدر و مادر برای بچهدار شدن شروع میشود! طبق گفتهها و نوشتههای ایشان، تمام بر و بچز پیش از ایشان، میمُردهاند و نزدیك بوده نسل خاندان قاضی ور بیفتد اما خدا میخواهد كه آقای مترجم پا به عرصه گیتی بگذارد و زنده بماند و كتابهای خفنِ دنیا را برای ما ترجمه كند. البته مترجم شدن ایشان به همین راحتیها نبوده كه مثل بچههای حالا چهار تا لغت انگلیسی بلغور كند و والدین گرامی، قربان و صدقه لهجه بلوریاش بروند؛ مترجم شدن در دورهای كه خیلی از مردم سواد خواندن و نوشتن نداشتند با حالا خیلی فرق دارد. فقط باید سختیها و مرارتهای آقایمترجم را بخوانید تا بفهمید چه میگویم. البته این را هم بدانید و آگاه باشید كه آقای قاضی این ذكر مصیبتها را چنان شیرین، نقل و روایت میكند كه نه تنها خسته و دلزده نمیشوید، بلكه مدام میخواهید بدانید بعدش چه میشود و یك مرتبه مثل ما چشم باز میكنید و میبینید صبح جمعه، غروب شده و دستتان زاویه 90 درجه پیدا كرده!
درست كه این كتاب، خاطرات یك مترجم است، اما با خواندنش یك دوره، تاریخ و وضعیت ایران از دوران جنگ جهانی اول تا 30 ـ 20 سال پیش را مرور میكنید؛ با دنیای ترجمه هم آشنا میشوید و میفهمید مترجمها برای ترجمه بعضی كتابها گاهی مجبورند قرارداد تركمانچای امضاء كنند! با خواندن این كتاب، میفهمید گرچه مترجمی، شغل جذاب و با كلاسی است، اما آنقدرها آب و نان ندارد و یك مترجم برای امرار معاش باید شغل یا شغلهای دیگری هم داشته باشد؛ از خواندن حقوق و افسری تا كار در شركت چای و دخانیات! با خواندن این كتاب، میفهمید مترجمها هم دل دارند و با پریرویان! سَر و سِرّی دارند و با كاربردهای زبان خارجی در جذب افراد خارجی! هم آشنا میشوید.
اخاطرات یك مترجمب، نوشته محمد قاضی، مترجم بیش از 50اثر مشهور ادبی است كه با لحن صمیمی و طنزآمیز نوشته شده و چهره جذاب و متفاوتی از ایشان را ارائه میدهد. این كتابِ 430 صفحهای برای اولین بار سال 1371 چا