از مهربانترین تا نچسبترین شازدهكوچولوها
پسر موطلایی
شازده كوچولو را ببینیم؟ جوابش هم بله است و هم خیر. حتما اگر در برابر بعضی از پویانماییها كه پر از خشونت و طرز فكرهای عجیب و غریب است، دیدن شازده كوچولو، دلچسبتر خواهد بود، بهخصوص اگر كسی بخواهد كمی نوستالژی را هم چاشنی كار كند و مثلا آن پویانمایی «مسافر كوچولو» را كه ساخته یوشیكازو یاسوهیكو است، تماشا كند. در یكی از قسمتهای آن، شازده كوچولو سوار بر كشتی است و با ناخدایی آشنا میشود كه یك گل سرخ همراهش دارد و نسبت به آن بسیار حساس است. طوری كه هیچ كس حق نزدیكشدن به آن را ندارد. او این گل را به یاد دخترش كه حالا دور از اوست، نگه داشته و فقط شازده كوچولوست كه میفهمد حال این گل خوب نیست؛ دلش آفتاب میخواهد و هوای تازه. دنیای پر از مهربانی و البته اغراقنشده مسافر كوچولو احتمالا حال خیلیها را خوب میكند.
یكی از جدیدترین آثاری كه از شازده كوچولو ساخته شده، فیلم اقتباسی است كه مارك آزبرن آن را ساخته است. این پویانمایی سه بعدی، حال و هوای خاص خودش را دارد و شاید هر كسی هم از تماشایش لذت نبرد. در این فیلم قرار است دختری طبق برنامهریزیهای عجیب مادرش وارد یكی از خاصترین مدارس شود تا آیندهای روشن(!) برای خودش رقم بزند. اما دخترك درگیر حاشیه مهمتری میشود؛ همسایهای كه روزی هواپیمایش خراب شده بود و حالا دارد قصههای پسركی را مینویسد كه از اختركی دور پیش او آمده بود. یكی از جذابترین بخشهای فیلم، نشان دادن صفحات نوشته و نقاشیشده شازده كوچولو است كه دخترك آنها را بدون هیچ واسطهای و از روی نسخه اصلیشان میبیند. شخصیتی كه از شازده كوچولو در قالب استاپ موشن به تصویر كشیده میشود، آنقدرها مهربان و دوستداشتنی نیست. یعنی اصلا قابل مقایسه با آن كار ژاپنی نیست. اگر كسی آن پویانمایی شرقی را دوست داشته باشد، احتمالا با این كار جدیدی كه محصول 2015 است، ارتباط چندانی برقرار نخواهد كرد.