نسخه Pdf

سرنخ  جنایت در لباس‌های قربانیان

سرنخ جنایت در لباس‌های قربانیان

در یكی از شب‌های سرد زمستانی مشغول رسیدگی به پرونده قتلی بودیم كه تلفن دایره جنایی به صدا درآمد و قتل‌عام خانوادگی به ما گزارش شد. به‌دنبال این خبر راهی محل حادثه شده و  با ورود به ساختمان با اجساد خون‌آلود اعضای خانواده سه نفری مواجه شدیم. جسد زن جوان كه خانم خانه بود و حدو 25 سال داشت در مقابل ورودی هال به حالت طاقباز افتاده بود. زن جوان مانتو و روسری داشت و آثار اصابت گلوله به سر و گردن او دیده می‌شد.
در گوشه دیگر هال، روی مبل راحتی جسد مرد جوانی به نام قاسم دیده می‌شد كه همسر زن جوان بود. او هم با شلیك گلوله از پای درآمده بود، اما لباس‌هایی كه به تن داشت راحتی و لباس خانه بود و در گوشه دیگر هال جسد كودكی حدود دو ساله بود. كودك در كنار اسباب‌بازی‌هایش و درحالی كه مشغول بازی بود مورد هدف گلوله قرار گرفته بود.

تیراندازی بدون پوكه
اجساد با دستور بازپرس جنایی به پزشكی قانونی انتقال داده شد و در بازرسی خانه، دو عدد پوكه سلاح كمری با كالیبر 7/65 زیر مبلمان خانه كشف شد، اما طبق تحقیقات صورت گرفته و با توجه به جای گلوله‌های روی بدن قربانیان، این‌طور به نظر می‌رسید كه از هفت تیر شلیك شده و این احتمال وجود داشت كه عامل یا عاملان جنایت پوكه‌ها را از صحنه جمع‌آوری كرده‌اند و پوكه‌های كشف شده نیز از دید آنها پنهان مانده است.
سراغ درهای ورودی خانه رفتیم تا مشخص شود عامل یا عاملان جنایت با تهدید و  زور داخل شده‌اند یا با 
صاحبخانه آشنا بوده‌اند. اما سالم بودن قفل درها نشان می‌داد كه در یا توسط ساكنان خانه یا به‌وسیله كلید از سوی عاملان جنایت باز شده است. بررسی صحنه تا ساعت دو بامداد طول كشید و بعد از آن باید سراغ ساكنان محل كه اولین شاهدان صحنه بودند، می‌رفتیم.

فرضیه‌هایی برای جنایت
پرونده به‌صورت ویژه مورد   رسیدگی قرار گرفت. نخستین فرضیه‌ای كه مطرح بود، جنایت به خاطر انتقام بود، چرا كه پدر مقتول سال 65 به خاطر اختلافات قومی و خانوادگی به قتل می‌رسد و سه روز بعد قاتل كه یكی از افراد قبیله بود دستگیر شده و به قتل اعتراف می‌كند. متهم در دادگاه به قصاص محكوم و حكم اعدام او از سوی دیوان‌عالی كشور تایید شده بود. خانواده قاتل برای گرفتن رضایت دست به هر كاری می‌زنند و حتی خانواده مقتول را تهدید كرده بودند. در نهایت با تلاش واحد اجرای احكام دادسرا بعد از 20 سال تمامی افراد خانواده به‌جز قاسم رضایت می‌دهند و از خون پدر می‌گذرند و این ماجرا درست مصادف بود با زمان قتل قاسم و خانواده‌اش. این احتمال بود كه جنایت از سوی بستگان قاتلی كه 20 سال در زندان به سر می‌برد صورت گرفته باشد. چند نفری در این رابطه به‌عنوان مظنون بازداشت شدند، اما تحقیقات پلیسی نشان داد كه آنها در جنایت نقشی نداشته‌اند.

لباس‌های مقتولان
پرونده را برای چندمین‌بار مرور كردیم، چیزی كه توجهم را به خود جلب كرد، لباس‌های قربانیان پرونده بود. همسر قاسم لباس بیرون به تن داشت، اما خود قاسم و فرزندش لباس‌های خانه به تن داشتند. این نشان می‌داد كه متهم یا متهمان این پرونده با قاسم آشنا بوده‌اند، اما باید به این موضوع پی می‌بردم كه همسر قاسم در مقابل چه كسانی با چنین پوششی حضور داشته است.
فهرست مظنونان
از خانواده قربانی تحقیق صورت گرفت و مشخص شد همسر قاسم در مقابل بستگان درجه یك و 2 خود و شوهرش راحت بوده و حتی بدون روسری حضور پیدا می‌كرده است. به این ترتیب اسامی افراد درجه یك و 2 از فهرست مظنونان این پرونده حذف شد. افراد این فهرست می‌توانستند بستگان، آشنایان درجه سوم یا دورتر باشند.
با این فرضیه تحقیقات را در مسیر دیگری پیش بردیم. رفت و آمدها و روابط خانوادگی مقتولان مورد بررسی قرار گرفت. در تحقیقات مشخص شد قاسم برای یكی از آشنایان و بستگان همسرش به نام مجید دنبال خانه اجاره‌ای بوده و حتی در تماس با یكی از آشنایانش كه قصد اجاره آپارتمانی داشته،گفته بود با مجید قرار می‌گذارد تا از خانه دیدن كنند.
با به‌دست آمدن این تحقیقات در رابطه با مجید آغاز و طبق بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد مجید ساعت یك ظهر روز جنایت با گرفتن مرخصی ساعتی، محل كارش را ترك كرده و بعد از چهار روز برگشته است. از طرفی بعد از برگشت رفتار مرد جوان كاملا تغییر كرده ،به‌طوری كه كارگری كه در تمام طول ماه پول قرض گرفته و حقوقش را به صورت مساعده می‌گرفته از زمانی كه از مرخصی آمده وضع مالی‌اش بهتر شده و دیگر قرض نمی‌گرفته است. شك ماموران به مرد جوان زمانی بیشتر شد كه صاحبخانه مجید گفت مرد جوان اجاره‌های عقب مانده اش را پرداخت كرده و برای خانه‌اش وسایل جدید خریداری كرده است.

دفترچه پول
به این ترتیب مجید و همسرش بازداشت شدند و در بازرسی از خانه متهمان دفترچه حسابی كشف شد كه مبلغ 620 هزار تومان در حساب همسر مجید بود و 600 هزار تومان از این پول به تازگی و بعد از جنایت‌ها به حساب زن جوان واریز شده بود.

وقت اعتراف
مجید كه راهی جز بیان حقیقت ندید به قتل اعتراف كرد و گفت: همسر مقتول یكی از بستگان دورم بود، آنها زندگی نسبتا مرفهی داشتند و من به پول نیاز داشتم، برای همین نقشه قتل را طراحی كردم. روز حادثه ساعت یك بعد از ظهر از محل كارم مرخصی گرفتم و به خانه رفتم. اسلحه‌ای را كه از قبل تهیه كرده بودم برداشتم و همراه همسرم راهی خانه قاسم شدیم.

جنایات هولناك
او ادامه داد: همسر قاسم در را برای ما باز كرد، وانمود كردیم دنبال خانه مستاجری هستیم. ابتدا به قاسم شلیك كردم و فرزند قاسم با دیدن جسد پدرش شروع به گریه كرد و او را هم به قتل رساندم. همسر قاسم در آشپزخانه بود و برای این‌كه با اجساد مواجه نشود آنها را به گوشه‌ای منتقل كردم. وقتی او وارد هال شد به او هم شلیك كردم.  با كمك همسرم جسد را به هال كشاندیم و 250 هزار تومان پول، گوشی تلفن همراه، طلا و جواهرات همسر قاسم را برداشتیم.
به‌دنبال اعترافات مجید، همسر او نیز به جنایت اعتراف كرد. متهمان پرونده پس از اعتراف به قتل به بازسازی صحنه جنایت پرداختند و راز قتل خانوادگی در مدت 20 روز با تلاش شبانه روزی كارآگاهان جنایی ارومیه برملا شد.
ضمیمه ویژه نامه