نسخه Pdf

مادر  آمازون و سرزمین هزار رود

از ونزوئلا ، یک کشور مهم و جنجالی چه می‌دانید؟

مادر آمازون و سرزمین هزار رود

این روزها تا اسم ونزوئلا می‌آید ناخودآگاه ذهنمان فقط سراغ جنجال‌های سیاسی و كشاكش مادورو و گوایدو یا حمایت کردن و نكردن كشورهای مختلف از آقای رئیس جمهور می‌رود. آیا چیزهای دیگری هم درباره ونزوئلا می‌دانید؟ آیا تنها وجه اشتراك ایران و ونزوئلا روابط دوستانه و موضع مشترك علیه امپریالیسم و آمریكاست؟ یا شباهت‌هایی هم در فرهنگ و مردم ایران و ونزوئلا وجود دارد؟برای این‌كه كمی از اوضاع فرهنگی و اجتماعی ونزوئلا بیشتر سردر بیاوریم با امیر تفرشی، كارشناس ارشد مسائل آمریكای لاتین گفت‌وگویی مختصر انجام شد. وی حدود هشت سال مقیم این منطقه بود و از نزدیك با زوایای مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ونزوئلا آشنایی دارد. در كارنامه او، فعالیت‌های گوناگونی به چشم می‌خورد؛ از مدیر تولید مستندهای مختلف گرفته تا ناظر بین‌المللی انتخابات بودن.

غرب دور
مهم‌ترین نكته‌ای كه برای مردم ونزوئلا به چشم می‌آید، خونگرم بودن آنها مثل ایرانی‌هاست: «مردم آمریكای لاتین با آن‌كه در غرب زمین هستند اما دارای یك تمدن غربی با آن شناختی كه ما از تمدن غرب داریم، نیستند. تفاوت‌های فرهنگی زیادی با مردم نیمكره‌شمالی آمریكا دارند. مثلا مردم بسیار خونگرم و احساسی‌ای هستند. اغلب به‌راحتی می‌توان با یك‌ونزوئلایی ارتباط برقرار كرد. معمولا پیچیدگی خاص رفتاری ندارند.» 
مردم ونزوئلا دربرخورد با موقعیت‌های مختلف سیاسی اقتصادی و فرهنگی به دو دسته تقسیم می‌شوند: «جامعه ونزوئلا عموما یك جامعه دو قطبی است، به لحاظ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی عمدتا به دو قطب متفاوت تقسیم می‌شوند، یكی طبقات پایین و محروم اقتصادی كه یك‌سو و سوی دیگر، قطب طبقات متوسط و ثروتمند رو به بالاست. این قطب به لحاظ اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، سلایقی شبیه سلایق مردم آمریكا دارند.»
به لحاظ فرهنگی، مردم طبقات پایین‌تر بیشتر دنبال مدل‌های فرهنگی بومی خود و مدل‌های آمریكای لاتینی هستند. مثلا در عرصه ادبی به نویسندگان طرفدار استقلال كشورهای آمریكای لاتین، گرایش دارند. یا الگوهای تاریخی‌شان از افرادی نشأت می‌گیرد كه رهبران استقلال این منطقه هستند، مثل سیمون بولیوار كه رهبر استقلال‌خواهی این منطقه است. برعكس طبقه متوسط و ثروتمندتر به نوعی وابستگی فرهنگی و اجتماعی به تمدن لیبرال دموكراسی دارد و بیشتر نگاهشان به سمت آمریكاست. به‌طوری كه الگوهای فرهنگی‌شان بیشتر آمریكایی است یا بیشتر تحت‌تاثیر زبان انگلیسی هستند. آقای تفرشی معتقد است بیشتر اینها دستاوردهای انقلاب است: «در هر صورت 20 سال از انقلاب بولیواری در این كشور گذشته است و 20 سال هم زمان كمی نیست.تبلیغاتی كه دائم از طریق رسانه‌ها درباره دولت و انقلاب شد،موثر افتاد و مردم خوراك فرهنگی در این موضوعات دریافت می‌كردند.»

دوقطبی ونزوئلایی

و به همین ترتیب این دوقطبی و شكاف طبقاتی موجود، با منابع رسانه‌ای بسیار متفاوتی از یكدیگر مواجه می‌شوند، مثلا «در طبقات پایین‌تر، الگوی فكری كه تبلیغ و آموخته می‌شود،این تفكر است كه نباید به سمت محصولات و برندها رفت كه متعلق به دنیای غرب است. یا حتی جنبش‌هایی كه در ونزوئلا و كشورهای همسو با ونزوئلا به منظور تحریم محصولات اسرائیلی ایجاد می‌شود،محصولاتی كه از رژیم صهیونیستی حمایت می‌كنند.»
دامنه این اختلافات بین دو قطب تا تفاوت نگاه به اسلام نیز كشیده می‌شود:«طبقات پایین نسبت به فرهنگ و مردم مسلمان یا جریان مقاومت گرایش و پذیرایی بیشتری دارند و احساس همبستگی بیشتری می‌كنند و احترام بیشتری می‌گذارند.به عكس، طبقات ثروتمند و بالا، چون بیشتر تحت‌تاثیر فضای رسانه‌ای غرب هستند، نگاه منفی‌تری به جریان اسلامی و كشورهای مسلمان دارند. همان‌طور كه بالاتر هم گفتم، عامل تمایز این دو طبقه كه آنها را از لحاظ فرهنگشان متفاوت می‌كند، منابع دریافت اطلاعات و رسانه‌ها هست. طبقه‌های بالاتر اطلاعات خود را از رسانه‌های غربی دریافت می‌كنند. شبكه‌های خبری‌ مثل سی‌.ان.‌ان اسپانیولی، كه از طرف آمریكا پشتیبانی می‌شود. اطلاعات، اخبار، تحلیل‌ها، گرایشات، الگوهای فرهنگی، نویسندگان و شاعران و فیلمسازان و... هر آن چیزی هست كه آنها معرفی می‌كنند. چیزی كه گرایش به آمریكا و فرهنگ لیبرال دموكراسی دارد. یا حتی می‌شود شبكه‌های منطقه‌ای را نام برد. مثل 
ان‌.تی‌.ان، یا آر.تی.‌وی كه آنها هم از طرف آمریكا پشتیبانی می‌شوند و متاسفانه شبكه‌های كمی در اختیار مخالفان قرار دارد.»
ونزوئلایی‌ها درباره ایران چه نظری دارند؛ «رفتار ونزوئلایی‌ها درباره ایران هم كاملا تحت‌تاثیر همان دوقطبی است، یك عده طرفدار ایران هستند و نگاه مثبتی به ایرانی‌ها دارند، كه شامل طبقات محروم‌تر می‌شود و طرفدار انقلاب بولیواری هستند و یك عده دیگر هم مخالفان ایران كه موضع منفی نسبت به ایران و هر جریان اسلامی دارند وایران را یك كشور بسته می‌دانند.»