دکمه شیفت شیخ!
من از دبستان، محمدرضا زائری را میشناسم. نه اینکه کنار هم در حیاط مدرسه «دنیای آزاد» بدو بدو کرده باشیم یا وقت تعطیلی مدرسه، در حالی که کیفهای چرمی دوقفل قهوهای را در دستهایمان تکان میدهیم، خیابان دوم نیروی هوایی را رفتهباشیم بالا یا پایین. من اصلا از آن روزها که کلاس چهارم بودم و زائری، یک کلاس بالاتر درس میخواند، هیچ چیزی یادم نیست اتفاقا. بعدها که اولین مطلب زائری نوجوان در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شد، دانستم ما باهم در یک دبستان درس خواندهایم؛ بدون آنکه همدیگر را شناختهباشیم.من در خانه روزنامهنگاران جوان و همشهری محله با زائری کار کردهام. وقتی پای نوشتن طنز وزرا در نشریه «خانه» ایستاد و نگذاشت تیتر «این بچه نفت خورده» برای وزیر نفت، عوض شود و هنگامی که از جلد شدن عکس شخصیت کمعقل ولی دوستداشتنی سرآسیاب در «همشهری محله» دفاع کرد، فهمیدم زائری هم آدم کف جامعه است، هم ادای شهامت درنمیآورد؛ با این تفاوت که در کف جامعه نمیماند و هرجا لازم باشد، از بیان ساده مسائل اجتماعی، شیفت میکند روی یک منبر کاملا علمی و دانشگاهیپسند. این را در سفر به «اَسالم» و منبری که درباره جلال آلاحمد در مسجد جامع این شهر رفت، فهمیدم.لابد خیلیها از من شنیدهاند که زائری، یکی از انگشتشمار آخوندهایی است که در خوشفکری و ایدهپردازی نظیر ندارند اما اجرای ایدههایش را به دلیل دیوانسالاری کشور و بعضا سیاسی، زود رها میکند. ایده نشریات بینالمللی مثل «زمزم»، خانه روزنامهنگاران جوان، صندوق سبز کانون، همشهری محله و... از جمله کارهای ماندگار و بیبدیل شیخ هستند که عمر زیادی نداشتند. ناگفته نماند که او در همین کارهای مهم فرهنگی، سیادت خود را در کنار هم قرار دادن افراد بانفوذ از هر گرایش و صنف و حزب نشان داد.
حمید محمدی محمدی - مدیرکل فرهنگی خبرگزاری فارس
حمید محمدی محمدی - مدیرکل فرهنگی خبرگزاری فارس




