دلتنگ حوض فیروهای و گلدانهای شمعدانی
تابستانها برای همه ما سرشار از خاطره است؛ خاطرات دوران کودکی و شبهای بلند تابستان و دور هم جمع شدن اعضای خانواده و فامیل. درست همان دوران که اغلب خانهها حیاط داشت و اکثر حیاتها حوضی فیروزهای در دلش جای داده بود. حوضی فیروزهای که با گلدانهای شمعدانی تزیین میشد.
دمام غروب یکی از اعضای خانواده به حیاط خانه میآمد و باغچه کوچکی را که درخت انگور یا درخت گیلاس و خرمالو در خود جای داده بود، آب میداد و بعد هم تمام حیاط را آبپاشی میکرد. در همین لحظهها بود که پدر در حیاط را کلید میانداخت و در حالی که هر دو دستش پر بود و هندوانهای زیر بغل داشت در آستانه در ظاهر میشد. دست و صورتش را در حوض فیروزهای میشست و بعد هم هندوانهاش را در میان حوض غرق میکرد تا خنکای آب را به خودش بگیرد. فرش یا گلیمی که در گوشه حیاط پهن میشد اعضای خانواده فامیل و همسایهها را میزبانی میکرد. خیلی وقتها تنها چیزی که در خانه پیدا میشد همین هندوانه بود که قاچ میخورد و وسط سفره مینشست. پذیرایی آن روزها خیلی ساده بود. بساط شام با همان هندوانه و نان و پنیر جور میشد. اعضای خانواده، فامیل و همسایهها در سفرهای که چندان رنگ و لعابی نداشت مینشستند و دلخوش، لبخند را به هم هدیه میدادند.
این روزها اما فضای جامعه تغییر کرده است. دیگر خبری از آن سفرههای ساده و بیآلایش نیست و خیلی وقتها شبهای بلند تابستان را به جای نشستن در حیاط در کنار حوض فیروزهای و گلدانهای شمعدانیاش، هر یک از اعضای خانواده و فامیل به شکلی تنها و منفرد در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی سر میکنند. حالا حتی اگر همه ما کنار هم باشیم اما این کنار هم بودنها مانند گذشته دل به دل هم دادن نیست. این روزها از همیشه تنهاتریم و در غروبهای تابستان از پنجره آپارتمانهایمان تنها تصویری که میتوانیم ببینیم، خیابانهای شلوغ، پرترافیک یا دیوارهای سر به فلک کشیدهای است که روزنهای از نور خورشید را از خود عبور نمیدهد. این روزها چقدر دلمان برای حیاط، حوض فیروزهای و گلدانهای شمعدانی تنگ شده است.
این روزها اما فضای جامعه تغییر کرده است. دیگر خبری از آن سفرههای ساده و بیآلایش نیست و خیلی وقتها شبهای بلند تابستان را به جای نشستن در حیاط در کنار حوض فیروزهای و گلدانهای شمعدانیاش، هر یک از اعضای خانواده و فامیل به شکلی تنها و منفرد در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی سر میکنند. حالا حتی اگر همه ما کنار هم باشیم اما این کنار هم بودنها مانند گذشته دل به دل هم دادن نیست. این روزها از همیشه تنهاتریم و در غروبهای تابستان از پنجره آپارتمانهایمان تنها تصویری که میتوانیم ببینیم، خیابانهای شلوغ، پرترافیک یا دیوارهای سر به فلک کشیدهای است که روزنهای از نور خورشید را از خود عبور نمیدهد. این روزها چقدر دلمان برای حیاط، حوض فیروزهای و گلدانهای شمعدانی تنگ شده است.




