به بهانه روز مبارزه با موادمخدر
صورت زخمی
روز – داخلی- کمپ ترک اعتیاد
دکتر کنار تعدادی از افراد متقاضی ترک اعتیاد نشسته است. قرار است با آنها گفتوگو کند. او نمیداند که برخی از این افراد به اجبار به اینجا آمدهاند یا مقاصد دیگری دارند.
دکتر: ما اومدیم اینجا کنار هم با همدیگه دوست بشیم و با همدلی و همراهی همدیگه از این مشکلی که باهاش رو به رو هستیم، فاصله بگیریم.
اس در به در در فیلم «آدم برفی»: اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد. آدما از دور دوست داشتنی ترن... اگه دو نفر به قیمت دوستی مجبور شن به هم دروغ بگن بهتره تنهایی بشینن و به چیزایی که دوست دارن فکر کنن.
دکتر: مگه قراره به هم دروغ بگیم؟ ما که چیزی برای پنهان کردن از همدیگه نداریم. ما هممون شبیه هم هستیم.
علی در فیلم «یک عاشقانه ساده»: اگه قرار بود همه مثل هم باشیم که زندگی خیلی لوس و بینمک میشد!
دکتر: ولی دلیلی هم نداریم که به هم دروغ بگیم.
والری لگاسف در سریال «چرنوبیل»: وقتی حقیقت آزاردهنده میشه دروغ میگیم و دروغ میگیم تا جایی که دیگه یادمون نمیاد حقیقتی هم وجود داشته. اما حقیقت هنوز اونجاست. هر دروغی که میگیم یه بدهی به حقیقته که دیر یا زود باید اون بدهی پرداخت بشه.
دکتر: بیاید درباره اینکه چرا رفتید سراغ مواد با هم حرف بزنیم.
تایلر دردن در فیلم «باشگاه مشتزنی»: به نظر من، فقط بعد داغون شدنه که ما میتونیم دوباره احیا بشیم.
دکتر: ولی شما دارین با این کار به خودتون آسیب میزنین و البته به خانواده هاتون.
تایلر: وقتی همه چیزو از دست دادیم آزادیم هرکاری که میخوایم بکنیم.
یک پیرمرد از گوشه جمع وسط حرفش میپرد.
پیرمرد در فیلم «پیرمرد و دریا»: بهتره به چيزايي که ندارم فکر نکنم بجاش به چيزايي که دارم فکر ميکنم؛ من يه عالمه اميد دارم بهتره به اميد فکر کنم.
تایلر دردن در فیلم «باشگاه مشتزنی»: امید؟!! ما چیزایی رو میخریم که بهشون احتیاجی نداریم، تازه اونم با پولی که نداریم برای اینکه افرادی رو تحت تاثیر قرار بدیم که ازشون خوشمون نمیاد. این وسط امیدی هم هست؟
یک نفر از گوشه دیگر اتاق حرفهای تایلر را تایید میکند و چون میداند «پیرمرد و دریا» نوشته ارنست همینگوی است، میگوید.
ویلیام سامرست در فیلم «هفت»: ارنست همینگوی یه جایی نوشته (دنیا جای بسیار خوبیه و ارزش جنگیدن داره) من با قسمت دومش موافقم!
دکتر گیج میشود و برای اینکه فضا را عوض کند میپرسد: خب چرا موقع بروز مشکلات رفتید سراغ راحت ترین راه؟
روری ینسن در فیلم «کلمات»: هر کسی در زندگی انتخاب هایی داره. مشکل کنار آمدن با این انتخاب هاست.
دکتر با تعجب نگاه میکند: یعنی چی؟
تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی»: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
دکتر: چرا توهین میکنی برادر؟ کسی نظر دیگه ای نداره؟
تد در فیلم «جزیره شاتر»: میدونی، اینجا منو به فکر فرو میبره!
دکتر: چه خوب! حالا به چی فکر میکنی؟
تد: کدوم بدتره؟ ، زندگی کردن مثل یک هیولا ؛ یا مردن مثل یک مرد خوب !
دکتر: واقعا گیج شدم!
تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی»: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
قبل از اینکه دکتر از جمله تکراری تونی مونتانا عصبی شود، یک نفر مسیر بحث را عوض میکند.
نورثاپ در فیلم «12 سال بردگی»: ما به یه گوش شنوا احتیاج داریم، اگه فرصتی برای توضیح وضعیت خودمون داشته باشیم.
دکتر: شما خیلی آشفته اید. یعنی هنوز هم درگیر مصرف هستین؟
نورثاب: از ظاهرم معذرت میخوام اما این چند سال گذشته زندگی خیلی سختی داشتم.
دکتر: درک میکنم. و حالا برنامتون برای ادامه زندگی چیه؟
نورثاپ: نا امید نمیشم، سرسخت میمونم تا آزادیمو به دست بیارم.
صدایی بلند میشود: راست میگه و وقتی همه به سمت صدا بر میگردند.
احمد در فیلم «درباره الی»: یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بیپایانه!
دکتر: احسنت این خیلی جمله خوبی بود.
تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی»: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
دکتر سرش را از دست تونی مونتانا به دیوار میکوبد.
رندل پاتریک مک مورفی در فیلم «دیوانه از قفس پرید»: دکتر خودتو عصبی نکن. توی این دنیا برای کفری کردن آدمهای رذلی که میخواهند همه چیز را از آنچه هست برایت سختتر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ چیز دلخور نیستی!
دکتر به توصیه او عمل میکند و خودش را آرام میکند. بعد ماسکش را از روی صورتش بر میدارد و همه میفهمند او کیست.
دکتر هاوس: همیشه میشنویم که مردم میگن عشق چقدر مهم هست و بدون عشق اصلا نمیشه زندگی کرد... اکسیژن خیلی مهم تره!
حامد در فیلم «بارکد»: آدما بدون غذا 20 روز دووم میارن، بدون آب دو روز، بدون اکسیژن چند دقیقه، اما بدون امید لحظهای دووم نمیارن. کسی که امید به زندگی رو به آدم میده بیشترین لطف رو در حقش کرده.
دکتر هاوس: کدومو ترجیح میدی؟ دکتری که دستتو بگیره تو دستش وقتی داری میمیری، یا دکتری که بهت توجه نکنه در حالی که بیماریت داره خوب میشه؟
صدایی میآید اما کسی نمیفهمد چه کسی صحبت کرده است: دکتر ما رو توی این معماها ننداز. ما خودمون میدونیم گرفتار چی شدیم.
دکتر: یعنی با علم به غلط بودن، رفتارتونو ادامه دادین؟
بیمار ناشناس: به نظر شما کیا تو دریا غرق میشن؟دکتر هاوس:معلومه؛ اون که شنا بلد نیست
دکتر هاوس: معلومه؛ اون که شنا بلد نیست
بیمار ناشناس: برعکس اونی که شنا بلده غرق میشه؛ اونی که شنا بلد نیست اصلا تو دریا نمیره!
دکتر کمی به فکر فرو میرود. تونی مونتانا دهانش را که تا آن لحظه اسی در به در با دست نگه داشته است، رها میکند و میگوید: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
اینبار دکتر اصلا ناراحت نمیشود.
دکتر هاوس: تو بعضی از جنگها برای اینکه پیروز بشی باید شکست بخوری.
بعد چیزی روی تخته مینویسد و از آنجا میرود: شما خودتون از هرکسی بهتر میدونین چقدر اعتیاد مخربه. مثل همین نوجوونهایی که دارن نوجوانه رو میخونن. پس من چی بگم؟
لابد دارید با تعجب به متن فکر میکنید. اصلا ناراحت نباشید. تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
نویسنده فیلمنامه: تونی مونتانا
دکتر کنار تعدادی از افراد متقاضی ترک اعتیاد نشسته است. قرار است با آنها گفتوگو کند. او نمیداند که برخی از این افراد به اجبار به اینجا آمدهاند یا مقاصد دیگری دارند.
دکتر: ما اومدیم اینجا کنار هم با همدیگه دوست بشیم و با همدلی و همراهی همدیگه از این مشکلی که باهاش رو به رو هستیم، فاصله بگیریم.
اس در به در در فیلم «آدم برفی»: اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد. آدما از دور دوست داشتنی ترن... اگه دو نفر به قیمت دوستی مجبور شن به هم دروغ بگن بهتره تنهایی بشینن و به چیزایی که دوست دارن فکر کنن.
دکتر: مگه قراره به هم دروغ بگیم؟ ما که چیزی برای پنهان کردن از همدیگه نداریم. ما هممون شبیه هم هستیم.
علی در فیلم «یک عاشقانه ساده»: اگه قرار بود همه مثل هم باشیم که زندگی خیلی لوس و بینمک میشد!
دکتر: ولی دلیلی هم نداریم که به هم دروغ بگیم.
والری لگاسف در سریال «چرنوبیل»: وقتی حقیقت آزاردهنده میشه دروغ میگیم و دروغ میگیم تا جایی که دیگه یادمون نمیاد حقیقتی هم وجود داشته. اما حقیقت هنوز اونجاست. هر دروغی که میگیم یه بدهی به حقیقته که دیر یا زود باید اون بدهی پرداخت بشه.
دکتر: بیاید درباره اینکه چرا رفتید سراغ مواد با هم حرف بزنیم.
تایلر دردن در فیلم «باشگاه مشتزنی»: به نظر من، فقط بعد داغون شدنه که ما میتونیم دوباره احیا بشیم.
دکتر: ولی شما دارین با این کار به خودتون آسیب میزنین و البته به خانواده هاتون.
تایلر: وقتی همه چیزو از دست دادیم آزادیم هرکاری که میخوایم بکنیم.
یک پیرمرد از گوشه جمع وسط حرفش میپرد.
پیرمرد در فیلم «پیرمرد و دریا»: بهتره به چيزايي که ندارم فکر نکنم بجاش به چيزايي که دارم فکر ميکنم؛ من يه عالمه اميد دارم بهتره به اميد فکر کنم.
تایلر دردن در فیلم «باشگاه مشتزنی»: امید؟!! ما چیزایی رو میخریم که بهشون احتیاجی نداریم، تازه اونم با پولی که نداریم برای اینکه افرادی رو تحت تاثیر قرار بدیم که ازشون خوشمون نمیاد. این وسط امیدی هم هست؟
یک نفر از گوشه دیگر اتاق حرفهای تایلر را تایید میکند و چون میداند «پیرمرد و دریا» نوشته ارنست همینگوی است، میگوید.
ویلیام سامرست در فیلم «هفت»: ارنست همینگوی یه جایی نوشته (دنیا جای بسیار خوبیه و ارزش جنگیدن داره) من با قسمت دومش موافقم!
دکتر گیج میشود و برای اینکه فضا را عوض کند میپرسد: خب چرا موقع بروز مشکلات رفتید سراغ راحت ترین راه؟
روری ینسن در فیلم «کلمات»: هر کسی در زندگی انتخاب هایی داره. مشکل کنار آمدن با این انتخاب هاست.
دکتر با تعجب نگاه میکند: یعنی چی؟
تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی»: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
دکتر: چرا توهین میکنی برادر؟ کسی نظر دیگه ای نداره؟
تد در فیلم «جزیره شاتر»: میدونی، اینجا منو به فکر فرو میبره!
دکتر: چه خوب! حالا به چی فکر میکنی؟
تد: کدوم بدتره؟ ، زندگی کردن مثل یک هیولا ؛ یا مردن مثل یک مرد خوب !
دکتر: واقعا گیج شدم!
تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی»: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
قبل از اینکه دکتر از جمله تکراری تونی مونتانا عصبی شود، یک نفر مسیر بحث را عوض میکند.
نورثاپ در فیلم «12 سال بردگی»: ما به یه گوش شنوا احتیاج داریم، اگه فرصتی برای توضیح وضعیت خودمون داشته باشیم.
دکتر: شما خیلی آشفته اید. یعنی هنوز هم درگیر مصرف هستین؟
نورثاب: از ظاهرم معذرت میخوام اما این چند سال گذشته زندگی خیلی سختی داشتم.
دکتر: درک میکنم. و حالا برنامتون برای ادامه زندگی چیه؟
نورثاپ: نا امید نمیشم، سرسخت میمونم تا آزادیمو به دست بیارم.
صدایی بلند میشود: راست میگه و وقتی همه به سمت صدا بر میگردند.
احمد در فیلم «درباره الی»: یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بیپایانه!
دکتر: احسنت این خیلی جمله خوبی بود.
تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی»: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
دکتر سرش را از دست تونی مونتانا به دیوار میکوبد.
رندل پاتریک مک مورفی در فیلم «دیوانه از قفس پرید»: دکتر خودتو عصبی نکن. توی این دنیا برای کفری کردن آدمهای رذلی که میخواهند همه چیز را از آنچه هست برایت سختتر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ چیز دلخور نیستی!
دکتر به توصیه او عمل میکند و خودش را آرام میکند. بعد ماسکش را از روی صورتش بر میدارد و همه میفهمند او کیست.
دکتر هاوس: همیشه میشنویم که مردم میگن عشق چقدر مهم هست و بدون عشق اصلا نمیشه زندگی کرد... اکسیژن خیلی مهم تره!
حامد در فیلم «بارکد»: آدما بدون غذا 20 روز دووم میارن، بدون آب دو روز، بدون اکسیژن چند دقیقه، اما بدون امید لحظهای دووم نمیارن. کسی که امید به زندگی رو به آدم میده بیشترین لطف رو در حقش کرده.
دکتر هاوس: کدومو ترجیح میدی؟ دکتری که دستتو بگیره تو دستش وقتی داری میمیری، یا دکتری که بهت توجه نکنه در حالی که بیماریت داره خوب میشه؟
صدایی میآید اما کسی نمیفهمد چه کسی صحبت کرده است: دکتر ما رو توی این معماها ننداز. ما خودمون میدونیم گرفتار چی شدیم.
دکتر: یعنی با علم به غلط بودن، رفتارتونو ادامه دادین؟
بیمار ناشناس: به نظر شما کیا تو دریا غرق میشن؟دکتر هاوس:معلومه؛ اون که شنا بلد نیست
دکتر هاوس: معلومه؛ اون که شنا بلد نیست
بیمار ناشناس: برعکس اونی که شنا بلده غرق میشه؛ اونی که شنا بلد نیست اصلا تو دریا نمیره!
دکتر کمی به فکر فرو میرود. تونی مونتانا دهانش را که تا آن لحظه اسی در به در با دست نگه داشته است، رها میکند و میگوید: تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
اینبار دکتر اصلا ناراحت نمیشود.
دکتر هاوس: تو بعضی از جنگها برای اینکه پیروز بشی باید شکست بخوری.
بعد چیزی روی تخته مینویسد و از آنجا میرود: شما خودتون از هرکسی بهتر میدونین چقدر اعتیاد مخربه. مثل همین نوجوونهایی که دارن نوجوانه رو میخونن. پس من چی بگم؟
لابد دارید با تعجب به متن فکر میکنید. اصلا ناراحت نباشید. تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!
نویسنده فیلمنامه: تونی مونتانا




