واقعا خسته نباشید

واقعا خسته نباشید

انتشار عکس کلینت ایستوود 93ساله هنگام کارگردانی تازه‌ترین فیلمش «هیات منصفه شماره2» شگفتی دلپذیری برای دوستداران این سینماگر بزرگ بود. باوجود چهره چروکیده و قامت خموده ایستوود که نشان چندانی از آن قامت رعنایش به‌عنوان کابوی گزیده‌گو در سه‌گانه سرجیو لئونه نداشت، آنچه بیشتر تحسین شد و مورد توجه قرار گرفت، نیمه پر لیوان و فیلمسازی این چهره در دهه دهم زندگی‌اش بود.

پیش از ایستوود تنها سه کارگردان پیرتر از او برای ساخت فیلم پشت دوربین قرار گرفتند: مانوئل دی‌ الیویرا کارگردان پرتغالی که در 103سالگی «گابو و سایه» را ساخت، لنی ریفنشتال کارگردان آلمانی که در 100سالگی «برداشت‌های زیر آب» را کارگردانی کرد و کانتو شیندو، کارگردان ژاپنی که در 98سالگی «کارت پستال» را ساخت. به جز این رکوردداران فیلمسازی در سنین بسیار بالا، کارگردانان پابه سن گذاشته دیگری هم هنوز فیلم می‌سازند و خود را بازنشسته نکرده‌اند. این از خوشبختی ما شیفتگان سینماست که وودی آلن 88ساله در تدارک اکران فیلم تازه‌اش Coup de Chance است، فرانسیس فورد کوپولا 84 ساله جدیدترین فیلمش به نام «مگاپولیس» را می‌سازد، هایائو میازاکی82ساله خود را آماده اکران انیمه تازه خود How Do You Liveمی‌کند، مارتین اسکورسیزی 81ساله با فیلم آخرش «قاتلان ماه گل» تحسین شد و در انتظار اکران عمومی به سر می‌برد. شوق فیلمسازی و شور زیستن تا آخرین نفس‌ها، فقط محدود به این بزرگان نیست و کارگردان‌ها، بازیگران و سینماگران دیگری هم خستگی‌ناپذیر و مثال‌زدنی مشغول کارند. 
اما در نقطه مقابل بزرگان فیلمسازی سینمای ایران که در دهه نهم، هشتم و حتی هفتم زندگی خود هستند یا شوقی برای کارگردانی ندارند یا اگر هم پشت دوربین قرار می‌گیرند، نتیجه عمدتا رضایت‌بخش نیست و با نقاط اوج کارنامه این چهره‌ها فاصله بعیدی دارد. دلیل آن شوق زندگی و فیلمسازی در سینمای جهان و این خستگی و دلمردگی در سینمای ایران چیست؟ بخشی از این حال و روز بزرگان فیلمسازی ایران قطعا به احوالات شخصی برمی‌گردد و برخی از آنها با همه دانش و کارنامه درخشان و باوجود همه دغدغه‌های اجتماعی، با زمانه پیش نیامده‌اند و شاید هم به پشتوانه نام و اعتبارشان خود را نیازمند به‌روز شدن نمی‌بینند. علت دیگر این خستگی و نومیدی را باید  به دشواری فراوان تولید فیلم در سینمای ایران اشاره کرد که حتی شرایط برای بزرگان فیلمسازی نیز مهیا نیست و آنها برای ساخت هر فیلم تازه، هم باید دغدغه تامین سرمایه را داشته باشند و هم خود را از اول به مدیریت سینما اثبات کنند اما فیلمسازانی چون ایستوود و رفقا، چون با چنین موانع و چالش‌هایی روبه‌رو نیستند، نسبتی هم با خستگی و بازنشستگی ندارند.
برگردیم به انتشار خبر فیلمسازی ایستوود در 93سالگی که همان‌طور که با کامنت «جون بابا» شاهد احمدلو همراه بود، باعث انتشار پست پرویز پرستویی و کنایه به سیروس الوند با عنوان «چرااین‌قدر خسته‌اید؟» و البته جوابیه تند این کارگردان با این جملات هم شد: «امیدوارم فیلم بعدی شما با کلینت‌ ایستوود باشد. ما که خسته‌ایم. نه من که بسیاری از همکاران من و شما خسته‌اند، از این سینما، از وضعیت اکران، از خودی و ناخودی ‌بازی. تعجب می‌کنم شما چرا خسته نیستید.» 
مقصر همه این کشمکش‌ها، بگومگوها و خستگی‌ها هم همان دلایلی است که ذکر آن رفت، وگرنه ایستوود بیچاره که در پشت صحنه هیات منصفه شماره2 نان و ماستش را می‌خورد و تا آخرین نفس‌هایش فیلم می‌سازد. 

علی رستگار | گروه فرهنگ و هنر