قتل برادر، شرط ازدواج با دختر جوان

ادعای عجیب متهم به قتل در جلسه دادگاه

قتل برادر، شرط ازدواج با دختر جوان

پسر ۲۲ساله که متهم به قتل برادر دختر موردعلاقه‌اش است، در دادگاه مدعی شد این قتل شرط ازدواج با دختر جوان بود!

به گزارش خبرنگار جام‌جم، تحقیقات جنایی در این پرونده با گزارش ناپدید شدن پسر ۲۰ ساله‌ای به نام شهرام در اداره آگاهی شهرری آغاز شد. مادر شهرام در تحقیقات گفت: شوهرم چند سال قبل به جرم حمل موادمخدر زندانی شد. یک سال قبل هم، پسرم شهرام به همین اتهام زندانی و یک هفته قبل با تحمل دوره محکومیتش از زندان آزاد شد اما دو روز است ناپدید شده و احتمال می‌دهم بلایی سرش آمده باشد.
ماموران پس از این شکایت، تحقیقات خود را آغاز کرده و با ردیابی گوشی شهرام، متوجه شدند او آخرین بار در حوالی فرودگاه امام حضور داشته و بعد از آن دیگر تلفنش آنتن نداشته است. ماموران راهی این محل شدند اما هیچ سرنخی به دست نیاوردند. شش ماه بعد تیم جنایی متوجه رفت و آمد پسری جوان به خانه شهرام شد و  او را احضار کردند. پسر ۲۲ ساله به نام میلاد در تحقیقات مدعی شد خواستگار نسترن، خواهر شهرام است و فریبا، مادر خانواده هم از این ارتباط باخبر است .در حالی که میلاد منکر اطلاع از ناپدید شدن شهرام بود، ماموران متوجه تناقض‌گویی او شده و به بازجویی‌ها ادامه دادند. سرانجام میلاد با اعتراف به قتل شهرام در تشریح ماجرا گفت: دو سال قبل با نسترن آشنا و عاشق او شدم. فریبا از همان ابتدا در جریان ارتباط من و دخترش بود و به همین خاطر به خانه‌شان می‌رفتم. بعد از مدتی متوجه زندانی بودن برادر و پدر نسترن شدم. ابتدا قبول کردن این موضوع برایم سخت بود اما بعد با موضوع کنار آمدم. وقتی شهرام از زندان آزاد شد، فریبا عصبانی شد و از من خواست برای اثبات عشقم به نسترن، باید کاری کنم که شهرام دوباره به زندان بازگردد. نمی‌خواستم نسترن را از دست بدهم پس مجبور شدم با فریبا همراهی کنم. مقداری موادمخدر خریدم و در ماشینی که شهرام سوار بود، جاساز کردم. بعد با پلیس تماس گرفتم اما دستگیر نشد و نقشه‌ام با شکست رو‌به‌رو شد.
پسر جوان ادامه داد: فریبا این بار از من خواست کار را تمام کنم و شهرام را بکشم. شوکه شده بودم. مادر از من خواسته بود پسرش را بکشم. عشق به نسترن گرفتارم کرد و قبول کردم با آنها همکاری کنم. براساس نقشه در پوشش مسافربر فریبا، نسترن و شهرام را سوار کردم و به سمت فرودگاه امام رفتیم. در میانه راه به بهانه خرابی ماشین توقف کردم و با چاقو ضرباتی به شهرام زدم و او را کشتم. فریبا شالش را به من داد و خواست دست و پای شهرام را ببندم. بعد هم جسد را در صندوق‌عقب ماشین گذاشته و در حاشیه جاده فرودگاه دفن کردم.
پس از این اعترافات هولناک، ماموران راهی محل دفن جسد شده و بقایای پیکر شهرام را پیدا کردند. نسترن و فریبا هم بازداشت شدند اما منکر اعترافات میلاد شده  گفتند بی‌گناه هستند. در ادامه وقتی مستنداتی برای گناهکاری فریبا و نسترن در ماجرای قتل به دست نیامد، آنها آزاد شدند و پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد . در جلسه رسیدگی به این پرونده، پدر شهرام برای قاتل پسرش درخواست قصاص کرد و گفت: از همان ابتدا مطمئن بودم همسر و دخترم نقشی در ماجرا ندارند و میلاد به تنهایی پسرم را کشته است. او را نمی‌بخشم و درخواست قصاص دارم.

رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام به میلاد از او خواست از خود دفاع کند که پسر جوان با قبول اتهامش گفت: من دروغ نمی‌گویم و فریبا خواست شهرام را بکشم. من نمی‌خواستم نسترن را از دست بدهم اما حالا پشیمانم که شهرام را کشتم، نسترن را از دست دادم و زندگی خودم را تباه کردم.

رئیس دادگاه: شب قتل بعد از اولین ضربه چاقو، دست از سر شهرام برنداشتی و ضربات بعدی را به او زدی. نوع ضربات این احتمال را مطرح می‌کند که از او کینه به دل داشتی و می‌خواستی هر طور شده او را بکشی؟

میلاد: بعد از این‌که ضربه اول را زدم، فریبا با فریاد به من گفت یک ضربه او را نمی‌کشد و باید چند ضربه دیگر به او بزنی. شوکه شده بودم و ناخودآگاه چند ضربه دیگر به او زدم. وقتی دیدم دیگر تکان نمی‌خورد، مطمئن شدم مرده و فریبا عصبانی نمی‌شود. به همین خاطر رهایش کردم.

پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.