به «كلپورگان» سلام...
سینا علیمحمدی
وقتی صحبت از «رونق تولید» به عنوان كلیدواژه فعالیتهای سال پیش رو به میان میآید نخستین تصویر رونق كارگاهها و كارخانههای صنعتی كوچك و بزرگ است و بعد هم مزارع و زمینهای كشاورزی حاصلخیز و ...
گرچه این تصویر، نادرست نیست و اگر رئال باشد و با واقعیت پیوند بخورد تا حد زیادی چرخهای تولید و اقتصاد كشور با تكیه بر توان داخلی به حركت در میآید، اما با جرات میتوان گفت تصویر كامل و دقیقی نیست.
بگذارید مثالی بزنم! در چند ماه اخیر نام روستای «كلپورگان» در استان سیستان و بلوچستان میان بخش بزرگی از جامعه ایران شنیده شد، روستایی تاریخی كه سالهاست زنان و دختران هنرمند آن به سفالگری مشغولند، اما تا این اندازه شهرت نیافته و كارشان دیده نشده بود.
اما چه شد كه در چند ماه سفال كلپورگان چنان شهرتی یافت كه اكنون در اغلب فروشگاههای محصولات فرهنگی و هنری پایتخت ویترینی خاص را به خود اختصاص داده است و از كار این زنان روستایی گزارشهای مختلف رسانهای منتشر شد؟
توانمندسازی و آموزش زنان كلپورگان در بهرهگیری از پلتفرمهای نوین و آنلاین موجب شد تا براساس آمارهای رسمی میراث فرهنگی، تولید و كسب وكار این زنان ۴۰ برابر رشد داشته باشد.
امروزه كسب و كارهای نوپا، خانگی، استارتاپها، شركتهای دانشبنیان و اقتصادهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات سهمی جدی در تولید دارند و از طرفی به میدانی ویژه برای نقشآفرینی زنان تبدیل شدهاند.
در گذشته اگر یك «خاور خانم» توانست با كسب و كارش تحولی جدی در اقتصاد یك روستا ایجاد كند، اكنون با بهرهگیری از فناوری صدها مورد مشابه خاورخانم در گوشه و كنار كشور توانستهاند با یكاقامتگاه بومگردی سهمی جدی در كارآفرینی و تولید داشته باشند.
فراموش نكنیم امروز مدیریت بیش از ۴۰۰ شركت دانشبنیان به عهده زنان است، حدود ۶۰۰ بانوی فعال در اكوسیستم استارتاپی داریم و... گرچه ما در چاردیواری باور داریم نقش زنان در مدیریت خانواده، تربیت فرزند و آمادهسازی خانه به عنوان كانونی سرشار از انرژی و مولد بر دیگر نقشها اولویت و ارجحیت دارد، ولی اتفاقا در شرایط فعلی آماری جمعیتی و سهم زنان از میزان فارغالتحصیلان دانشگاهی و... بسیاری از كسب و كارهای نوین كاملا خانگی هستند و توانمندسازی و آموزش زنان بهخصوص در نقاط دورافتاده و محروم میتواند تاثیری شگرف در اقتصاد خانواده، پایین آمدن نرخ بیكاری، كاهش مهاجرت از روستا به شهر و رونق تولید را در پی داشته باشد.
گرچه این تصویر، نادرست نیست و اگر رئال باشد و با واقعیت پیوند بخورد تا حد زیادی چرخهای تولید و اقتصاد كشور با تكیه بر توان داخلی به حركت در میآید، اما با جرات میتوان گفت تصویر كامل و دقیقی نیست.
بگذارید مثالی بزنم! در چند ماه اخیر نام روستای «كلپورگان» در استان سیستان و بلوچستان میان بخش بزرگی از جامعه ایران شنیده شد، روستایی تاریخی كه سالهاست زنان و دختران هنرمند آن به سفالگری مشغولند، اما تا این اندازه شهرت نیافته و كارشان دیده نشده بود.
اما چه شد كه در چند ماه سفال كلپورگان چنان شهرتی یافت كه اكنون در اغلب فروشگاههای محصولات فرهنگی و هنری پایتخت ویترینی خاص را به خود اختصاص داده است و از كار این زنان روستایی گزارشهای مختلف رسانهای منتشر شد؟
توانمندسازی و آموزش زنان كلپورگان در بهرهگیری از پلتفرمهای نوین و آنلاین موجب شد تا براساس آمارهای رسمی میراث فرهنگی، تولید و كسب وكار این زنان ۴۰ برابر رشد داشته باشد.
امروزه كسب و كارهای نوپا، خانگی، استارتاپها، شركتهای دانشبنیان و اقتصادهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات سهمی جدی در تولید دارند و از طرفی به میدانی ویژه برای نقشآفرینی زنان تبدیل شدهاند.
در گذشته اگر یك «خاور خانم» توانست با كسب و كارش تحولی جدی در اقتصاد یك روستا ایجاد كند، اكنون با بهرهگیری از فناوری صدها مورد مشابه خاورخانم در گوشه و كنار كشور توانستهاند با یكاقامتگاه بومگردی سهمی جدی در كارآفرینی و تولید داشته باشند.
فراموش نكنیم امروز مدیریت بیش از ۴۰۰ شركت دانشبنیان به عهده زنان است، حدود ۶۰۰ بانوی فعال در اكوسیستم استارتاپی داریم و... گرچه ما در چاردیواری باور داریم نقش زنان در مدیریت خانواده، تربیت فرزند و آمادهسازی خانه به عنوان كانونی سرشار از انرژی و مولد بر دیگر نقشها اولویت و ارجحیت دارد، ولی اتفاقا در شرایط فعلی آماری جمعیتی و سهم زنان از میزان فارغالتحصیلان دانشگاهی و... بسیاری از كسب و كارهای نوین كاملا خانگی هستند و توانمندسازی و آموزش زنان بهخصوص در نقاط دورافتاده و محروم میتواند تاثیری شگرف در اقتصاد خانواده، پایین آمدن نرخ بیكاری، كاهش مهاجرت از روستا به شهر و رونق تولید را در پی داشته باشد.




