محک تصفیه و تطهیر انسان
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلً وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیها صَعِیداً جُرُزاً
در این دو آیه، بیان عجیبی در حقیقت زندگی بشر در زمین ایراد شده، و آن این است که نفوس انسانی- که در اصل جوهری است علوی و شریف- هرگز مایل نبوده به زمین دل ببندد و در آنجا زندگی کند، ولی عنایت خداوند تبارک و تعالی چنین تقدیر کرده که کمال و سعادت جاودانه او از راه اعتقاد و عمل حق تامین گردد، به همین جهت تقدیر خود را از این راه به کار بسته که او را در موقف اعتقاد و عمل نهاده، به محک تصفیه و تطهیرش برساند و تا مدتی مقدر در زمینش اسکان داده میان او و آنچه که در زمین هست علقه و جذبهای برقرار کند و دلش به سوی مال و اولاد و جاه و مقام شیفته گردد. این معنا را از این جای آیه استفاده کردیم که میفرماید: آنچه در زمین هست ما زینت زمین قرارش دادیم. و زینتبودن مادیات فرع بر این است که در دل بشر و در نظر او محبوب باشد، و دل او به آنها بستگی و تعلق یافته در نتیجه سکونت و آرامش یابد. آن گاه وقتی آن مدت معین که خدا برای سکونتشان در زمین مقرر کرده به سر آمد یا به عبارتی آن آزمایشی که خدا میخواست از فردفرد آنان به عمل آورد و تحقق یافت، خداوند آن علاقه را از بین آنها و مادیات محو نموده آن جمال و زینت و زیبایی که زمین را از آن میگیرد و زمین به صورت خاکی خشک و بیگیاه میشود، آن سرسبزی و طراوت را از آن سلب میکند و ندای رحیل و کوس کوچ را برای اهلش میکوبد، از این آشیانه بیرون میروند، در حالی که چون روز تولدشان منفرد و تنها هستند.
تفسیرالمیزان، جلد۱۳، صفحه ۳۲۹
تفسیرالمیزان، جلد۱۳، صفحه ۳۲۹




