به «رونق تولید» داستان فارسی كمك كنیم
به عنوان یك خبرنگار حوزه كتاب و ادبیات همواره بر این مسأله كه آثار داستانی نویسندگان فارسیزبان را بخوانم، همت جدی داشتهام و تلاش كردهام از این مسیر خارج نشوم. هرچند گاهی مطالعه آثار نویسندگان مشهور و صاحب سبك خارجی منرا هم وسوسه كرده كه ناخنكی به آثار داستانی غیرفارسی بزنم، ولی اغلب اوقات خواندن نویسندههای فارسیزبان ولو با كیفیتهای نازل برایم اولویت جدیتری از خواندن آثار باكیفیت نویسندههای غیرفارسیزبان داشته است. البته بارها پیش آمده کمی مردد شوم، زیرا دیدهام میتوانستم بهجای اینكه وقتم را پای برخی آثار داستانی فارسیزبان بگذارم یكی از آثار مشهور ادبیات كلاسیك جهان را بخوانم، ولی درمجموع طوری نبوده كه پشیمان باشم و از تصمیم خود برگردم.
حتی خاطرم هست مدتی در اینستاگرام وقتی كتابی از یك نویسنده فارسیزبان معرفی میكردم هشتگ «من داستان فارسی میخوانم» را زیر آن استفاده میكردم تا دیگران را ترغیب و دعوت به خواندن آثار داستانی نویسندههای فارسیزبان كنم. همان زمان هم عدهای این هشتگ و تصمیم من را نقد میكردند و گاهی لب به تمسخر میگشودند، اما تمام اینها مانع این نبود كه به فعالیتم ادامه ندهم و حرفم عوض شود. حالا كه امسال به عنوان سال «رونق تولید» نامگذاری شده، بد نیست ما نیز در این مسیر قدمی برداریم و هركسی به اندازه وسع و توان خویش از تولید آثار داستانی و حتی غیر داستانی فارسی حمایت كند. برای مثال ما در «قفسه» بیش از گذشته به آثار نویسندههای ایرانی توجه كنیم و به عبارتی از تولید ملی در زمینه ادبیات داستانی حمایت كنیم و خوانندگان نیز به نویسندگان ایرانی و فارسیزبان اعتماد كنند و در كتابفروشیها انتخاب خود را متوجه آثار آنها كنند. حتی مقامات و مسؤولان فرهنگی نیز میتوانند در این سال با جهت دادن به حمایتهای خود از آثار مكتوب فارسیزبان و ایرانیان حمایت كنند و زمینه رونق یافتن تولید آثار داستانی را فراهم كنند.
ممكن است بگویید آثار داستانی فارسی كیفیت مطلوب را در قیاس با آثار ترجمهای ندارد كه باید توضیح بدهم مگر آثار داستانی ترجمهای تمامشان آثار برگزیده و شاخصی است و در میان آنها آثار ضعیف و تحملناپذیر وجود ندارد؟ در حالی كه آثار نویسندههای فارسیزبان ولو ضعیف در صورتی كه خوانده شوند و نكات مثبت و منفی آنها مطرح شود، زمینه رشد و ارتقای كیفی آنها نیز فراهم میشود و میتوان به مرور با قدرت از آثار فارسیزبان حمایت كرد و آنها را سردست بلند كرد. البته بماند كه اگر خوب نگاه كنیم در آثار نویسندههای جوان همروزگار ما آثار درخور و شایسته توجه به چشم میآید كه زیر خروار خروار آثار بیكیفیت ترجمهای گرفتار شدهاند.
حتی خاطرم هست مدتی در اینستاگرام وقتی كتابی از یك نویسنده فارسیزبان معرفی میكردم هشتگ «من داستان فارسی میخوانم» را زیر آن استفاده میكردم تا دیگران را ترغیب و دعوت به خواندن آثار داستانی نویسندههای فارسیزبان كنم. همان زمان هم عدهای این هشتگ و تصمیم من را نقد میكردند و گاهی لب به تمسخر میگشودند، اما تمام اینها مانع این نبود كه به فعالیتم ادامه ندهم و حرفم عوض شود. حالا كه امسال به عنوان سال «رونق تولید» نامگذاری شده، بد نیست ما نیز در این مسیر قدمی برداریم و هركسی به اندازه وسع و توان خویش از تولید آثار داستانی و حتی غیر داستانی فارسی حمایت كند. برای مثال ما در «قفسه» بیش از گذشته به آثار نویسندههای ایرانی توجه كنیم و به عبارتی از تولید ملی در زمینه ادبیات داستانی حمایت كنیم و خوانندگان نیز به نویسندگان ایرانی و فارسیزبان اعتماد كنند و در كتابفروشیها انتخاب خود را متوجه آثار آنها كنند. حتی مقامات و مسؤولان فرهنگی نیز میتوانند در این سال با جهت دادن به حمایتهای خود از آثار مكتوب فارسیزبان و ایرانیان حمایت كنند و زمینه رونق یافتن تولید آثار داستانی را فراهم كنند.
ممكن است بگویید آثار داستانی فارسی كیفیت مطلوب را در قیاس با آثار ترجمهای ندارد كه باید توضیح بدهم مگر آثار داستانی ترجمهای تمامشان آثار برگزیده و شاخصی است و در میان آنها آثار ضعیف و تحملناپذیر وجود ندارد؟ در حالی كه آثار نویسندههای فارسیزبان ولو ضعیف در صورتی كه خوانده شوند و نكات مثبت و منفی آنها مطرح شود، زمینه رشد و ارتقای كیفی آنها نیز فراهم میشود و میتوان به مرور با قدرت از آثار فارسیزبان حمایت كرد و آنها را سردست بلند كرد. البته بماند كه اگر خوب نگاه كنیم در آثار نویسندههای جوان همروزگار ما آثار درخور و شایسته توجه به چشم میآید كه زیر خروار خروار آثار بیكیفیت ترجمهای گرفتار شدهاند.




