گفتوگو با مرد سمساری كه در مغازهاش همه جور خلافی میكرد
فروش مواد به جای پول وسایل سرقتی
سن و سالی از او گذشته است، این را موهای سفید سرش و چروكهای پای چشمش میگوید. مدتی پلیس به رفت و آمدهای معتادان به مغازه سمساریاش مشكوك شده بود. به همین دلیل به صورت نامحسوس مغازه را زیر نظر گرفت و مشخص شد كه مرد میانسال مواد مخدر را در ازای وسایل سرقتی به معتادان سارق میدهد. در ادامه تحقیقات و با هماهنگیهای قضایی مرد میانسال بازداشت و در بازرسی از مغازه سمساری اش بیش از یك كامیون وسایل سرقتی كشف شد. متهم میانسال كه تصورش را هم نمیكرد توسط پلیس دستگیر شود در گفتوگو با تپش از جرمی كه مرتكب شده بود گفت.
مجید غمخوار
به چه جرمی بازداشت شدهای؟
خرید اموال سرقتی در قبال خرید و فروش مواد مخدر.
یعنی قاچاقچی موادی كه اموال سرقتی میخرید؟
نه به این شدت.
چه مدت است این كار را انجام میدهی؟
دو سه ماهی میشود.
مواد را از كجا میخریدی؟
جنگل.
جنگل، كدام جنگل مواد میفروشند؟
منظورم جنگلی در شرق تهران است.آنجا سراغ خلافکارها میرفتم و مواد خریداری میكردم.
گرمی چقدر میخریدی؟
گرمی 40 هزارتومان خریداری میكردم و ده هزار تومان گرانتر یعنی گرمی 50 هزار تومان میفروختم.
واحد كمتر از گرم هم برای معاملات شیشه دارید؟
بله. ولی آنجا كمتر از گرم نمیفروختند.
مشتری هایت را چطور انتخاب میكردی؟
من انتخاب نمیكردم آنها سراغم میآمدند. قبلا مغازه سمساری داشتم، سمساری را جمع كردم و بعد از آن معتادان سراغم آمدند.
فروش اموال سرقتی در پوشش سمساری درست است؟
حرفی ندارم برای گفتن، دقیقا.
معتادان چطور متوجه میشدند مواد میفروشی و وسایل سرقتی شان را خریداری میكردی؟
خب به چند نفر از بچه محل هایم مواد فروختم و آنها هم به دوستانشان گفتند. كم كم دامنه مشتری هایم گسترده شد و حتی از محلهای دیگر هم برای خرید مواد میآمدند.
وسایلی كه به جای مواد مخدر میگرفتی را چكار میكردی؟
در مغازه سمساری ام برای فروش میگذاشتم.
با این حساب سفارش میدادی كه چه وسایلی میخواهی؟
تقریبا. وسایلی را كه داخل مغازهام نبود یا مشتری برایش داشتم به معتادان سارق سفارش میدادم. معمولا افرادی كه از من مواد خریداری میكنند سارقان خانه یا ماشین بودند. همین موضوع كار مرا راحتتر كرده بود. وسایل داخل ماشین و موتور را به سارقان لوازم داخل خودرو سفارش میدادم و لوازم خانگی را هم به سارقان منازل.
وسایل داخل خودرو به چه دردت میخورد؟
اگر جنست جور باشد مشتری كه وارد مغازه ات میشود حتی اگر به قصد خرید وسیلهای به مغازه نیامده باشد تو میتوانی او را وسوسه كنی تا آن جنس را بخرد.
چه شد كه تصمیم به مواد فروشی گرفتی؟
فقط به خاطر وضعیت بد مالی و اوضاع بد اقتصادی. وقتی اجاره خانه ات ماهی دو تا سه میلیون تومان باشد، خودش بدبختی است. تا چشم به هم میزنی اول ماه آمده و باید اجاره خانه بدهی. البته این تنها مشكل نیست، هزینه تحصیل بچه ها، خرج روزانه و كلی خرج و مخارجی كه در طی ماه پیش میآید.
میتوانستی با كار دیگری در مغازه این پول را به دست بیاوری؟
پول راحت كه زیر دندانت مزه كند دیگر سراغ پول با زحمت نمیروی.
خرید اموال سرقتی در قبال خرید و فروش مواد مخدر.
یعنی قاچاقچی موادی كه اموال سرقتی میخرید؟
نه به این شدت.
چه مدت است این كار را انجام میدهی؟
دو سه ماهی میشود.
مواد را از كجا میخریدی؟
جنگل.
جنگل، كدام جنگل مواد میفروشند؟
منظورم جنگلی در شرق تهران است.آنجا سراغ خلافکارها میرفتم و مواد خریداری میكردم.
گرمی چقدر میخریدی؟
گرمی 40 هزارتومان خریداری میكردم و ده هزار تومان گرانتر یعنی گرمی 50 هزار تومان میفروختم.
واحد كمتر از گرم هم برای معاملات شیشه دارید؟
بله. ولی آنجا كمتر از گرم نمیفروختند.
مشتری هایت را چطور انتخاب میكردی؟
من انتخاب نمیكردم آنها سراغم میآمدند. قبلا مغازه سمساری داشتم، سمساری را جمع كردم و بعد از آن معتادان سراغم آمدند.
فروش اموال سرقتی در پوشش سمساری درست است؟
حرفی ندارم برای گفتن، دقیقا.
معتادان چطور متوجه میشدند مواد میفروشی و وسایل سرقتی شان را خریداری میكردی؟
خب به چند نفر از بچه محل هایم مواد فروختم و آنها هم به دوستانشان گفتند. كم كم دامنه مشتری هایم گسترده شد و حتی از محلهای دیگر هم برای خرید مواد میآمدند.
وسایلی كه به جای مواد مخدر میگرفتی را چكار میكردی؟
در مغازه سمساری ام برای فروش میگذاشتم.
با این حساب سفارش میدادی كه چه وسایلی میخواهی؟
تقریبا. وسایلی را كه داخل مغازهام نبود یا مشتری برایش داشتم به معتادان سارق سفارش میدادم. معمولا افرادی كه از من مواد خریداری میكنند سارقان خانه یا ماشین بودند. همین موضوع كار مرا راحتتر كرده بود. وسایل داخل ماشین و موتور را به سارقان لوازم داخل خودرو سفارش میدادم و لوازم خانگی را هم به سارقان منازل.
وسایل داخل خودرو به چه دردت میخورد؟
اگر جنست جور باشد مشتری كه وارد مغازه ات میشود حتی اگر به قصد خرید وسیلهای به مغازه نیامده باشد تو میتوانی او را وسوسه كنی تا آن جنس را بخرد.
چه شد كه تصمیم به مواد فروشی گرفتی؟
فقط به خاطر وضعیت بد مالی و اوضاع بد اقتصادی. وقتی اجاره خانه ات ماهی دو تا سه میلیون تومان باشد، خودش بدبختی است. تا چشم به هم میزنی اول ماه آمده و باید اجاره خانه بدهی. البته این تنها مشكل نیست، هزینه تحصیل بچه ها، خرج روزانه و كلی خرج و مخارجی كه در طی ماه پیش میآید.
میتوانستی با كار دیگری در مغازه این پول را به دست بیاوری؟
پول راحت كه زیر دندانت مزه كند دیگر سراغ پول با زحمت نمیروی.




