برترینهای هفته در قاب تصویر
در صفحه پیشرو، به برخی اتفاقهای ویژه پرداختهایم که شاید بسیاری از آنها برای شما خاطرهانگیز باشد. از دیالوگ ماندگار تا سکانس یا برنامه شاخص.
سکانس هفته
دعای خیر پدر و پسری
قسمت آخر سریال ماندگار پدرسالار را که یادتان هست؟ همانجایی که اسدا...خان بعد از تمام اقتداری که برای بچههایش به خرج داده، انگار که درمانده باشد، نشسته سر خاک پدرش و با او حرف میزند. این سکانس، یکی از سکانسهای عجیبی است که هزاران حرف برای گفتن دارد. اسدا... خان پاخم کرده و کنار مزار پدرش نشسته تا نشان دهد که بالاخره او هم از اسب اقتدار و یککلام بودن پایین آمده و میخواهد روش همراهی با فرزندانش را در پیش بگیرد. یک جایی میگوید که انگار شیوههای قدیمی جواب نمیدهد و همین نشان میدهد که از مسیر طی شده راضی نیست. با یک جور استیصال میگوید: «اومدم دعای خیر کنی که کارام رو بهراه بشه.» اینگونه نشستن یک پدر انگار یکجورهایی دل مخاطب را نرم میکند.
دیالوگ هفته
من مادر ندارم!
اگر یکی از قسمتهای نونخ را دیده باشید، دیالوگ حمیدرضا آذرنگ در نقش خلیل خانزاده برایتان آشناست که خودش را مظلوم نشان میدهد و میگوید: «من مادر ندارم». حتی خیلی وقتها که انتظارش را نداریم، شنیدن این دیالوگ غافلگیرمان میکند. آن هم دیالوگی که تلخ است و شاید همین تناقض، مخاطب را به خنده میاندازد. چند بار هم این دیالوگ خلیل خانزاده وقتی بیان میشود که قصد دارد کلاه یکی را از سرش بردارد. حمیدرضا آذرنگ همانقدر که در ایفای نقشهای منفی مهارت دارد، طنز را هم بهدرستی بازی میکند. شاید اگر بازیگر دیگری در موقعیت او این دیالوگ را به کار میبرد، آنقدر برای مخاطب جذاب نباشد که از زبان خلیل خانزاده میشنود. خاصیت شخصیت خلیل خانزاده با همین بیان متفاوت و دیالوگهایی است که به کار میبرد تا لهجه کردی را با این جملات شیرین به مخاطب تقدیم کند. البته اگر نونخ و فصلهای مختلف آن را بگردیم، پر از دیالوگهای خاص و زیباست که میتواند موقعیت طنز را برای مخاطب فراهم کند اما دیالوگ همیشگی خلیل خانزاده و نوع گفتنش، این دیالوگ را خاص کرده است.
چهره هفته
خاص مثل پورحسینی
برای خیلیهایمان سریال مریم مقدس با آن صدای گرم پرویز پورحسینی و نگرانیهای حضرت زکریا، خاطرهساز بود. وقتی با تعجب به سفره آسمانی حضرت مریم نگاه میکرد و با صورت لاغرش دست به دعا برمیداشت، خاطرهای ماندگار را برای مخاطبان رقم میزد. نقشهای دیگرش مثل جلال شایان در سریال اولین شب آرامش هم، از جمله بازیهای ماندگار او بود. پورحسینی در سریال هزاردستان هم نقش متینالسلطنه، مدیر روزنامه عصرجدید را بهعهده داشت. طی اتفاقاتی که در روند داستان این سریال میافتاد، متینالسلطنه که در روزنامهاش علیه ترورهای انجمن مینوشت، به قتل میرسد. پورحسینی سال۶۴ در مجموعه تلویزیونی امیرکبیر به کارگردانی سعید نیکپور حاضر شد و درنقش سفیر انگلیس به ایفای نقش پرداخت. او در مجموعه سرزمین مادری که این روزها در حال پخش از تلویزیون است، نقش متفاوتی دارد که در عین حال، رنگ و بویی هم از بازیهای قبلیاش دارد. این مجموعه درباره پسر بچهای بهنام «رهی» است که بعد از بمباران دهکدهاش توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود و پس از چند روز مراقبت توسط مادرش، راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی، او را به خانواده درباری میسپارند.
فیلم هفته
نگرانیهای مامان به روایت مهرجویی
مگر میشودکه فیلم مهمان مامان را دید واز بیخیالی پدر خانواده حرص نخورد؟ مهمان مامان فیلمی ماندگار به کارگردانی مرحوم داریوش مهرجویی است که توانست بیخیالی یدا... خان را نشان دهد که عاشق سینما بود و هیچ در فکر ماندن مهمانهایش نبود. یعنی اصلا غصه نمیخورد و بیخیالی طی میکرد. بعد از درگذشت مرحوم مهرجویی، هفته ویژه فیلمهای او روی آنتن رفته بود و فیلم مهمان مامان هم پخش شد.
برنامه هفته
تبیینگر به شیوه دیبیسی
همه چیزش آشناست و تصور میکنی که به شبکههای بیگانه زدهای و میخواهی خبرهای آن طرفی را بشنوی. دیبیسی اینطور تلاش کرده در قامت یک برنامه شاخص، آشنازدایی کند و خبررسانی به شیوه بیبیسی را با طنز نشان دهد. انعکاس جدیدترین اتفاقات روز دنیا به شکلی وارونه و مورد انتقاد قرار دادن بخشهای خبری ماهوارهای فارسیزبان بیبیسی به شیوه طنز انتقادی با الهام از عروسک «دیبی» مجموعه «کلاه قرمزی» که همه چیز را برعکس میگفت، بخشی از برنامه دیبیسی است. این برنامه تلاش کرده با یک مدل سرگرمکننده، مسائل سیاسی و برخی پشتپردهها را تبیین کند. شاید بتوان یکی از نقاط موفقیت این برنامه را استفاده از چهرههایی دانست که خیلی مطرح یا مشهور نیستند. «دیبیسی» با استفاده از چهرههای غیرمشهور به اجرای خبر پرداخته و اجرا و فضا از اسم تا ساختار بیبیسی را هدف قرار داده. از زیرنویس تا مدل مصاحبه با افراد در این برنامه، به گونهای است که مخاطب را به خنده میاندازد؛ بهخصوص آنهایی که با شیوه خبررسانی شبکه بیبیسی آشنا هستند. بهطور کلی ارتباط این برنامه با مخاطب، توانسته آن را به یک برنامه تماشایی تبدیل کند.
رها فاطمی - روزنامهنگار
دعای خیر پدر و پسری
قسمت آخر سریال ماندگار پدرسالار را که یادتان هست؟ همانجایی که اسدا...خان بعد از تمام اقتداری که برای بچههایش به خرج داده، انگار که درمانده باشد، نشسته سر خاک پدرش و با او حرف میزند. این سکانس، یکی از سکانسهای عجیبی است که هزاران حرف برای گفتن دارد. اسدا... خان پاخم کرده و کنار مزار پدرش نشسته تا نشان دهد که بالاخره او هم از اسب اقتدار و یککلام بودن پایین آمده و میخواهد روش همراهی با فرزندانش را در پیش بگیرد. یک جایی میگوید که انگار شیوههای قدیمی جواب نمیدهد و همین نشان میدهد که از مسیر طی شده راضی نیست. با یک جور استیصال میگوید: «اومدم دعای خیر کنی که کارام رو بهراه بشه.» اینگونه نشستن یک پدر انگار یکجورهایی دل مخاطب را نرم میکند.
دیالوگ هفته
من مادر ندارم!
اگر یکی از قسمتهای نونخ را دیده باشید، دیالوگ حمیدرضا آذرنگ در نقش خلیل خانزاده برایتان آشناست که خودش را مظلوم نشان میدهد و میگوید: «من مادر ندارم». حتی خیلی وقتها که انتظارش را نداریم، شنیدن این دیالوگ غافلگیرمان میکند. آن هم دیالوگی که تلخ است و شاید همین تناقض، مخاطب را به خنده میاندازد. چند بار هم این دیالوگ خلیل خانزاده وقتی بیان میشود که قصد دارد کلاه یکی را از سرش بردارد. حمیدرضا آذرنگ همانقدر که در ایفای نقشهای منفی مهارت دارد، طنز را هم بهدرستی بازی میکند. شاید اگر بازیگر دیگری در موقعیت او این دیالوگ را به کار میبرد، آنقدر برای مخاطب جذاب نباشد که از زبان خلیل خانزاده میشنود. خاصیت شخصیت خلیل خانزاده با همین بیان متفاوت و دیالوگهایی است که به کار میبرد تا لهجه کردی را با این جملات شیرین به مخاطب تقدیم کند. البته اگر نونخ و فصلهای مختلف آن را بگردیم، پر از دیالوگهای خاص و زیباست که میتواند موقعیت طنز را برای مخاطب فراهم کند اما دیالوگ همیشگی خلیل خانزاده و نوع گفتنش، این دیالوگ را خاص کرده است.
چهره هفته
خاص مثل پورحسینی
برای خیلیهایمان سریال مریم مقدس با آن صدای گرم پرویز پورحسینی و نگرانیهای حضرت زکریا، خاطرهساز بود. وقتی با تعجب به سفره آسمانی حضرت مریم نگاه میکرد و با صورت لاغرش دست به دعا برمیداشت، خاطرهای ماندگار را برای مخاطبان رقم میزد. نقشهای دیگرش مثل جلال شایان در سریال اولین شب آرامش هم، از جمله بازیهای ماندگار او بود. پورحسینی در سریال هزاردستان هم نقش متینالسلطنه، مدیر روزنامه عصرجدید را بهعهده داشت. طی اتفاقاتی که در روند داستان این سریال میافتاد، متینالسلطنه که در روزنامهاش علیه ترورهای انجمن مینوشت، به قتل میرسد. پورحسینی سال۶۴ در مجموعه تلویزیونی امیرکبیر به کارگردانی سعید نیکپور حاضر شد و درنقش سفیر انگلیس به ایفای نقش پرداخت. او در مجموعه سرزمین مادری که این روزها در حال پخش از تلویزیون است، نقش متفاوتی دارد که در عین حال، رنگ و بویی هم از بازیهای قبلیاش دارد. این مجموعه درباره پسر بچهای بهنام «رهی» است که بعد از بمباران دهکدهاش توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود و پس از چند روز مراقبت توسط مادرش، راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی، او را به خانواده درباری میسپارند.
فیلم هفته
نگرانیهای مامان به روایت مهرجویی
مگر میشودکه فیلم مهمان مامان را دید واز بیخیالی پدر خانواده حرص نخورد؟ مهمان مامان فیلمی ماندگار به کارگردانی مرحوم داریوش مهرجویی است که توانست بیخیالی یدا... خان را نشان دهد که عاشق سینما بود و هیچ در فکر ماندن مهمانهایش نبود. یعنی اصلا غصه نمیخورد و بیخیالی طی میکرد. بعد از درگذشت مرحوم مهرجویی، هفته ویژه فیلمهای او روی آنتن رفته بود و فیلم مهمان مامان هم پخش شد.
برنامه هفته
تبیینگر به شیوه دیبیسی
همه چیزش آشناست و تصور میکنی که به شبکههای بیگانه زدهای و میخواهی خبرهای آن طرفی را بشنوی. دیبیسی اینطور تلاش کرده در قامت یک برنامه شاخص، آشنازدایی کند و خبررسانی به شیوه بیبیسی را با طنز نشان دهد. انعکاس جدیدترین اتفاقات روز دنیا به شکلی وارونه و مورد انتقاد قرار دادن بخشهای خبری ماهوارهای فارسیزبان بیبیسی به شیوه طنز انتقادی با الهام از عروسک «دیبی» مجموعه «کلاه قرمزی» که همه چیز را برعکس میگفت، بخشی از برنامه دیبیسی است. این برنامه تلاش کرده با یک مدل سرگرمکننده، مسائل سیاسی و برخی پشتپردهها را تبیین کند. شاید بتوان یکی از نقاط موفقیت این برنامه را استفاده از چهرههایی دانست که خیلی مطرح یا مشهور نیستند. «دیبیسی» با استفاده از چهرههای غیرمشهور به اجرای خبر پرداخته و اجرا و فضا از اسم تا ساختار بیبیسی را هدف قرار داده. از زیرنویس تا مدل مصاحبه با افراد در این برنامه، به گونهای است که مخاطب را به خنده میاندازد؛ بهخصوص آنهایی که با شیوه خبررسانی شبکه بیبیسی آشنا هستند. بهطور کلی ارتباط این برنامه با مخاطب، توانسته آن را به یک برنامه تماشایی تبدیل کند.
رها فاطمی - روزنامهنگار




