نسخه Pdf

من پیرایش را روایت می‌کنم

گفت‌وگوی «قاب کوچک» با آرایشگری که روی موج صدا رفت

من پیرایش را روایت می‌کنم

قیچی، ماشین اصلاح، شانه و دیگر ابزار پیرایش را برمی‌دارد، در کوله‌پشتی‌اش می‌گذارد و راهی بازار تهران می‌شود. این برنامه روزهایی است که محمد، جوان 26ساله اهل شهرقدس برای کوتاهی موی کارتن‌خواب‌ها و کسانی که اطراف بازار پی یک لقمه نان می‌گردند، راهی می‌شود.

او چهار سال است که این کار را انجام می‌دهد اما به‌گفته خود‌ش حدود دو سال است که به‌صورت جدی به این فعالیت می‌پردازد. شاید محمد قضاتلو را از برنامه «آرایشگرد» شبکه رادیویی جوان به‌خاطر داشته‌باشید که یک مستند داستانی متفاوت و روایتگر قصه افرادی بود که زندگی آنها در حوادث مختلف، دستخوش تغییراتی شده که به بی‌خانمان شدن‌شان انجامیده‌ است. محمد قضاتلو برای این برنامه در بخش مردمی جشنواره اخیر مستند رادیویی پژواک در بخش گزارشگری، دیپلم افتخار گرفت.

این پسرجوان که زندگی و کمک به خلق‌ا... را جور دیگری دریافته به ما از روزهای آغاز کارش چنین می‌گوید: «حدودا پنج شش سال پیش چنین ایده‌ای به ذهنم رسید. البته کاری نیست که خودم اولین نفر انجام داده‌باشم‌. در آمریکا، انگلیس، استرالیا، کانادا و کشورهای مختلف این کار را انجام دادند. در فضای مجازی یک خارجی را دنبال می‌کردم که این کار را انجام می‌داد و چون خودم آرایشگر بودم، برایم جالب بود. باخودم می‌گفتم دمش‌گرم! البته آن‌موقع‌ها هم برای کودکان کار و مؤسسات وابسته مو کوتاه می‌کردم ولی زیاد به خیابان نمی‌آمدم.‌»
محمد از 12سالگی کار آرایشگری را شروع کرد، سال‌ها آرایشگاه داشته و به‌گفته خودش می‌خواهد تغییر جا دهد و محلی را نزدیک به مرکز شهر تهران بگیرد تا بتواند به فعالیت‌های دیگرش دسترسی بهتری داشته‌باشد. قضاتلو درباره روزهای نوجوانی‌ و شروع کارش توضیح می‌دهد: «می‌خواستم در تابستان کاری یاد بگیرم؛ آرایشگری را دوست نداشتم ولی مجبور بودم جایی کار کنم تا مشغول باشم. وقتی کار می‌کنید و سال‌هایی که در آن کار بودید زیاد می‌شود دیگر نمی‌توانید از آن بیرون بیایید و به یک کار دیگر بپردازید. مجبوری ادامه دادم تا روزی که توانستم کمک کنم و شرایط دیگری برایم مهیا شد.» 
 
دوستدار رادیو هستم
کار خیر او برای مدت حدود دو سال به‌صورت مستند روی آنتن شبکه رادیویی جوان می‌رفت. قضاتلو درباره شکل‌گیری این برنامه توضیح می‌دهد: «یک‌سری طرح راجع به کارتن‌خواب‌ها در رادیو داشتیم که در قالب برنامه آرایشگرد پخش شد. کارم را در فضای مجازی نشان می‌دادم تا این‌که مجری شبکه رادیو جوان با من هماهنگ کرد و جلسه‌ای گذاشتند و رفتم و دیدم خوب است و چیزهای زیاد از این کار یاد گرفتم. هفته‌ای دو قسمت بود و بعد هفته‌ای یک قسمت شد.» 
این آرایشگر درباره شیوه کارش برای رادیویی کردن هر قسمت بیان می‌کند: «با وویس‌ ریکوردر صدا را از این افراد می‌گرفتم و وقتی پیش‌بند را می‌بستم در حالی‌که مو کوتاه می‌کردم با آنها صحبت می‌کردم و ویدئویش را به اشتراک می‌گذاشتم و صدایش را برای رادیو می‌فرستادم‌. تهیه‌کننده که بیشتر کارش تدوین بود، بقیه کار را انجام می‌داد. برنامه دو سال در جشنواره پژواک حضور داشت که امسال به‌خاطر آن جایزه گرفتم. رادیو و کار صدا را خیلی دوست دارم اما به‌دلیل یک‌سری شرایط ترجیح دادم کار خودم را انجام دهم.»
 
اجازه هست؟
برخی می‌گویند نشان دادن تصاویر آدم‌هایی که محمد با آنها دم‌خور می‌شود و سرشان را اصلاح می‌کند، شاید از اخلاق رسانه‌ای دور باشد. قضاتلو  در این مورد دقت داشته و عنوان می‌کند: «وقتی می‌خواهم موهایشان را بزنم، می‌گویم کارم این است و دوست دارم صدایتان را بین آدم‌ها پخش کنم. می‌گویم می‌توانید به جای زمانی که در اختیار من می‌گذارید مثلا ضایعات جمع کنید و 500هزارتومان به دست آورید. من هزینه زمانی را که از شما گرفتم می‌دهم. خیلی از آنها می‌گویند نیازی نیست. اغلب این افراد حال مساعدی ندارند؛ بعضی اوقات خمار یا نشئه هستند. همان‌طور که گفتم 90درصد آنها خبر دارند و از 10درصد هم آخرش اجازه می‌گیرم. یک سالی است که ویدئوی اجازه گرفتن از آنها راهم پخش می‌کنم. حرف‌هایی را که می‌زنند و خیلی شخصی است، فیلتر می‌کنم و به اشتراک نمی‌گذارم.» 
او درباره امکان ساخت مستند تلویزیونی هم توضیح می‌دهد: «دو سه سال پیش بخش خبری20:30 از من گزارشی تهیه کرد. یکی‌دو برنامه تلویزیونی هم بوده که رفتم. در ذهنم هست مستند درست کنم و خیلی‌ها پیشنهاد دادند به صورت آزاد، برای جشنواره یا سینمایی درست کنیم، اما چون خودم هم مستندسازی خوانده‌ام، دوست دارم کارگردانی‌اش را خودم انجام دهم و اگر پولم برسد، تهیه‌کنندگی‌اش را هم خودم بر عهده می‌گیرم.» 
به قضاتلو می‌گوییم تصاویری که می‌گیرید یا نریشن‌هایی که پخش می‌شود، معلوم است کسی پشتش است که بیشتر از یک آرایشگر، دید هنری دارد. او می‌گوید اتفاقا هیچ‌گاه برای تصویربرداری فکر خاصی نداشته‌است. «تصویرهایم را افرادی می‌گیرند که اصلا تصویر گرفتن بلد نیستند! از دوستانم کمک می‌گیرم. مثلا به شیراز رفته‌بودم مو کوتاه کنم، یکی از دوستانم آمد که تا حالا تصویر نگرفته‌بود. به او گفتم گوشی را این طور بگیر و... بعد همه گفتند چه تصویرهای خوبی! صدا را که ضبط می‌شود، روی تصویر می‌گذارم و تدوین می‌شود. متن‌ها را خودم می‌نویسم. کپشن‌ها خیلی برایم مهم است؛ چون نوشتن را دوست دارم.» 

خطرات مهرورزی
از این پسر جوان می‌پرسیم با در نظر گرفتن این که همه جور آدمی در میان این افراد هستند، تا حالا با خطری مواجه نشده‌است؟ و او پاسخ می‌دهد: «همیشه خطر را احساس می‌کنید چون هر قدر عمیق‌تر وارد زندگی این افراد می‌شوید به فضاهایی می‌روید که افراد عادی کمتر می‌روند. در خیابان ولی‌عصر تا مولوی مو کوتاه کردم. کسی که در تجریش ضایعات می‌برد با کسی که در شوش ضایعات می‌برد، یک دنیا تفاوت طرز فکر، تفاوت صحبت کردن و تفاوت فرهنگی دارند. شاید کسی که در مولوی زندگی می‌کند کسی است که سال‌های اول در تجریش زندگی کرده ولی به قدری دچار مشکل شده که پایین‌تر رفته‌است.» 
وی با اشاره به یکی از خاطراتش می‌‌گوید: «همه آنها اتفاق عجیب دارند. موهای یک نفر را کوتاه کردم. بعد در ماشین نشست و گفت می‌خواهم ترک کنم و فندک و وسایلی را که داشت، به یکی از دوستانش سپرد. گفت مرا ببرید ترک کنم. او را از مولوی به شهر قدس بردیم. در راه توضیح می‌داد به خاطر این که کوکائین را تجربه کند، کلیه‌اش را فروخته اما بعد هم فهمیده آنچه به او دادند کوکائین نبوده! این خیلی برایم عجیب بود و بخیه‌های روی بدنش را دیدیم. به جاهایی می‌روم و اتفاقاتی را می‌بینم که باورم نمی‌شود در ایران است!»
وی می‌افزاید: «بیماری زیاد است. کسی که 30سال در خیابان زندگی کرده قطعا یک بیماری دارد که برخی از آنها قابل انتقال است. بیماری‌های زیادی مثل بیماری‌های پوستی و گال گرفتم. چون این افراد اعتیاد دارند، هر اتفاقی بیفتد اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد، این است که از آنها گرفته‌ام. دو سه سال است که می‌گویم ادامه نمی‌دهم، ولی بعد می‌گویم من نکنم چه کسی این بار را برمی‌دارد؟ تعدادی هستند که این کار را انجام می‌دهند؛ ولی وقتی من این کار را شروع کردم تا سال گذشته هیچ‌کس نبود.» 
قضاتلو درباره واکنش خانواده‌اش به این کار هم اشاره می‌کند: «خانواده اصلا کاری ندارند. در خانه ما این طور است که هرکس هر کاری دوست دارد می‌‎کند تا جایی که به خودش و کسی آسیب نرساند. اگر درراستای پیشرفت کردن و علاقه‌ها باشد، اشکالی ندارد. با این که پدر و مادرم تحصیلات آنچنانی ندارند ولی همیشه این شکلی برخودر کرده‌اند.

نوشین مجلسی‌ - روزنامه نگار
ضمیمه ویژه نامه