نسخه Pdf

رادیو به مثابه بافتنی  

رادیو به مثابه بافتنی  

فاطمه باقری / برنامه‌ساز رادیو

 چندماه پیش یك مجموعه پادكست شنیدم با محوریت آموزش آشپزی. یعنی آدم‌های مختلف تعریف می‌كردند فلان غذا را چطور درست می‌كنند. یادم هست وقتی دوره برنامه‌سازی رادیویی را می‌گذراندیم اساتید می‌گفتند بعضی موضوعات مثل روایت‌های تاریخی و زندگینامه‌ها و... كاملا رادیویی است و بعضی چیز‌ها را عمرا نمی‌شود از رادیو پخش كرد؛ مثل آموزش آشپزی و خیاطی! حالا انگار خوب كه قصه بگویی مرزی وجود ندارد. 
برای من ساختن برنامه رادیویی مثل بافندگی است. نرم‌افزار میكس صدا را كه توی لپ‌تاپ اجرا می‌كنم انگار جلوی دار قالی نشسته باشم. هرچند میكس صدا و موسیقی یعنی كار با یك‌سری خط و نمودار كه جز با شنیدن قابل تشخیص نیستند، اما همین برای من یك دنیاست. ما اینجا رویا می‌بافیم. مثل شهرزاد قصه‌گو كف دو دست را به هم می‌كوبیم و به شنونده می‌گوییم خب! می‌دانی قرار است چه قصه‌ای بگویم؟! 
خرده‌صوت‌ها، مصاحبه با آدم‌ها، واژه‌ها، پالس، افكت و آمبیانس (صدای محیط) و البته موسیقی باكلام و بی‌كلام هم ابزار این غافلگیری است. شروع ساخت هر برنامه رادیویی جدید برایم واقعا هیجان‌انگیز است. هرچند زمان پخش آنتن نزدیك باشد یا خیلی خسته باشم. صدا مثل تصویر نیست و این یك چالش جدی است: حرفم را چطور شروع كنم؟ با یك موسیقی خاطره‌انگیز شنونده را همراه كنم یا واژه‌ها و نشانه‌ها را كم كم كنار هم بچینم؟ 
صدا مثل تصویر نیست و حرف اول و آخر را نمی‌زند؛ این یك امتیاز است؛ همان‌طور كه وقتی كوچك بودیم می‌توانستیم خانم نشیبای مهربان و قصه‌هایش را هرطور دلمان می‌خواست تصور كنیم. نمایشنامه‌های رادیویی را شنیده‌اید؟! یا مسابقات هیجان‌انگیز رادیو؟ برنامه‌هایی كه یك دنیا شور و رنگ و نور و صدا را می‌ریزد توی گوش‌های شنونده و او شاید سخت قبول كند این آدم‌ها دراستودیویی كاملا خالی و پشت میزهای ساده نشسته‌اند! این همان معجزه رویا‌بافی است. 
ما رسانه قدیمی و از مدافتاده نداریم. رادیو رسانه قصه‌هاست؛ رسانه روایت و تا زندگی هست روایت هم هست. جریان پادكست‌هایی كه در ایران فراگیر شده‌اند هم همین است: خوب كه قصه بگویی تكراری نمی‌شوی.
ضمیمه ویژه نامه