زمان ما رفاقت مهم بود نه رقابت
برای همه كسانی كه تجربه گوش دادن رادیو را دارند صدای آشنای مسعود اسكویی در حال گزارش مسابقه ورزشی یكی از خاطرهانگیزترین و دلنشینترین آواهاست. اسكویی 50 سال پیش به دنبال علاقهاش در آزمون انتخابی تلویزیون ایران شركت كرد و توانست همان یك نفری باشد كه قرار بود از میان 300 نفر شركتكننده انتخاب شود. تا امروز با او مصاحبههای زیادی شده، اما در اینجا از نكات مهمی برایمان گفته كه حاصل سالها كار حرفهایاش در زمینه گویندگی خبر، گزارشگری و مجریگری است.
هما سعیدی
چه شد كه به رادیو رفتید؟
همیشه به گویندگی علاقه داشتم. خدمتم تمام شد و در بانك استخدام شدم. حدود دو سال بعد زمان راهاندازی تلویزیون ملی ایران برای گویندگی امتحان دادم. از بین تقریبا 300 نفری كه امتحان داده بودند فقط یك نفر میخواستند كه من انتخاب شدم. مسیر گویندگی من از تلویزیون شروع شد. ابتدا كارمند تلویزیون بودم. در حین كار، كلاسهای مختلف هم در ایران و هم دورههای خارج از ایران برایمان گذاشتند.
آذر سال 1345 برای گویندگی اخبار سیاسی استخدام تلویزیون ملی ایران شدم. آن زمان هنوز اخبار از هم جدا نشده بودند؛ من هم سیاسی میگفتم و هم گزارش مسابقات ورزشی انجام میدادم. بعد كه اخبار از هم جدا شد من هم در گزارشها و هم مسابقات ورزشی مشغول شدم. تا سال 1360 در تلویزیون بودم و مسائلی به وجود آمد كه من را با 20سال بازنشسته كردند. بعد از دو سال دوباره همه دنبال من میگشتند كه كجا هستی و چرا نیستی؟! سال 1368 دوباره من را برگرداندند. این بار به رادیو رفتم و تا امروز هنوز فعالیت میكنم.
این مسیر به خصوص گوینده ورزشی شدن چه تفاوتی با قبل كرده و وضعیت گزارشهای ورزشی الان چطور است؟
همان طور كه گفتم برای ما دورههای مختلف برگزار كردند. زبان فرانسه، انگلیسی، ادبیات فارسی و گزارشگری بود كه استادانی از انگلیس برای ما تدریس میكردند. بعد از این آموزشها به ما گفتند برای دورههای اختصاصی باید به خارج از كشور برویم. مرا به آلمان فرستادند. من اولین كسی هستم كه گزارشهای ورزشی مانند تنیس، سواركاری، اتومبیلرانی و اسكی را به صورت اختصاصی در تلویزیون گزارش كردم. در كنار آنها مسابقات مختلف فوتبال و والیبال را هم گزارش میكردم.
آن زمان چون تعدادمان كم بود، اكثر ورزشها را گزارش میكردیم تا اینكه رادیو و تلویزیون كمكم رشد كرد و با توجه به پیشرفت فناوری امروز، افراد زیادی در حوزه ورزش كار و فعالیت میكنند. آن موقع فقط دو شبكه تلویزیونی و یك رادیو داشتیم، اما امروز 15 رادیو و كانالهای متعدد تلویزیونی داریم و همه گروه ورزش دارند. با اینكه همكارانی هم در تلویزیون دارم، اما بیشتر صحبتم درباره همكاران رادیو است. متاسفانه مسالهای كه امروز وجود دارد این است كه بیشتر به فوتبال پرداخته میشود، اما خب ما رشتههای بسیار متعددی داریم و بد نیست گزارشگران مختلف را برای آنها تربیت كنیم. گزارش كردن هر كدام از این رشتهها اصول خاص خودش را دارد و نمیتواند گزارش همه مانند فوتبال باشد. ما بیشتر فوتبال را از رسانه هایمان نشان میدهیم در صورتی كه گزارشكردن شنا، دومیدانی یا اسكی اصول خود را دارد. برای همین فكر میكنم همكارانم باید دورههای مختلف ببینند، اما متاسفانه فوتبال ورزش نسبتا سادهتری است و همه همین را گزارش میكنند. نكته دیگری هم هست كه امیدوارم دوستان و همكارانم در شهرستانها ناراحت نشوند، اما گزارشگران شهرستانی ما تقریبا جانبدارانه گزارش میكنند و این واقعا اشتباه است. یك گزارشگر اصلا نباید جانبداری كند مگر اینكه تیم باشگاهی یا ملی ما با تیم كشورهای دیگر مسابقه داشته باشد.
آن زمان ایرادی ندارد و من باید هیجان به خرج بدهم و از تیم كشورم دفاع كنم. این اتفاق فقط مختص فوتبال نیست و در والیبال و بسكتبال هم متاسفانه به چشم میخورد و خیلی كار اشتباهی است. به نظر من باید این چیزها را آموزش و یاد داد و كسانی كه پیشكسوت هستند، پیشقدم شوند. با توجه به پیشرفت فناوری امروز كار گزارشگران ما خیلی سختتر شده. سادهترین مثال اینكه امروز شما نمیتوانی اسم یك بازیكن را اشتباه بگویی و كسی متوجه نشود. زمان ما اگر اسمی را در گزارش رادیویی اشتباه میگفتی احتمال اینكه كسی متوجه شود خیلی كمتر از الان است. برای همین یك گزارشگر باید كاملا مسلط و با اطلاعات كافی از آن مسابقه و حتی آن رشته ورزشی این كار را انجام دهد. در حال حاضر در رادیو ورزش گزارشگرانی داریم كه با مطالعه برای گزارش یك مسابقه میروند، اما باید به گزارشگران شهرستانی هم این نكته گفته شود تا آنها هم همین راه را بروند.
در سالهای فعالیتتان از دوستان یا كار خاطره یا نكتهای كه همیشه در ذهنتان باشد دارید؟
در تمام این سالها چه گزارشگری چه گوینده خبر و چه مجریگری در رادیو چه در خارج، چه ایران موقع مسابقات اگر میبردیم مثل همه پر از خوشحالی و هیجان بودیم و اگر میباختیم همان اندازه ناراحت و غصهدار میشدیم. با همكارانمان آنقدر صمیمی و رفیق بودیم كه هر كس براساس توانایی خودش پیشرفت میكرد. استاد ما همیشه میگفت سعی كنید همیشه خودتان باشید و بگذارید با صدای خودتان شناخته شوید. همیشه گفتهام وقتی كنار خیابان میگویم تاكسی راننده میگوید اسكویی
بیا بالا.
آقای بهمنش كه سمت استادی برای ما داشتند یا اینانلوی عزیز كه رفیق صمیمی من بودند و خیلی جاها با هم بودیم و خیلی خاطرهها با هم داریم، اما هركدام خودمان بودیم. همیشه تلاش میكردیم بر اساس تواناییهای خودمان جلو برویم نه اینكه خدای نكرده برای هم بزنیم یا بخواهیم خودمان را جلو بیندازیم.
ما این چیزها را نداشتیم و همه چیز براساس رفاقت بود و هر چیزی را كه نمیدانستیم از هم میپرسیدیم. وقتی هم كه مجبور بودیم ورزشهای مختلف را گزارش كنیم این كار را با مطالعه و پرسش و بالا بردن آگاهیمان انجام میدادیم.
همیشه به گویندگی علاقه داشتم. خدمتم تمام شد و در بانك استخدام شدم. حدود دو سال بعد زمان راهاندازی تلویزیون ملی ایران برای گویندگی امتحان دادم. از بین تقریبا 300 نفری كه امتحان داده بودند فقط یك نفر میخواستند كه من انتخاب شدم. مسیر گویندگی من از تلویزیون شروع شد. ابتدا كارمند تلویزیون بودم. در حین كار، كلاسهای مختلف هم در ایران و هم دورههای خارج از ایران برایمان گذاشتند.
آذر سال 1345 برای گویندگی اخبار سیاسی استخدام تلویزیون ملی ایران شدم. آن زمان هنوز اخبار از هم جدا نشده بودند؛ من هم سیاسی میگفتم و هم گزارش مسابقات ورزشی انجام میدادم. بعد كه اخبار از هم جدا شد من هم در گزارشها و هم مسابقات ورزشی مشغول شدم. تا سال 1360 در تلویزیون بودم و مسائلی به وجود آمد كه من را با 20سال بازنشسته كردند. بعد از دو سال دوباره همه دنبال من میگشتند كه كجا هستی و چرا نیستی؟! سال 1368 دوباره من را برگرداندند. این بار به رادیو رفتم و تا امروز هنوز فعالیت میكنم.
این مسیر به خصوص گوینده ورزشی شدن چه تفاوتی با قبل كرده و وضعیت گزارشهای ورزشی الان چطور است؟
همان طور كه گفتم برای ما دورههای مختلف برگزار كردند. زبان فرانسه، انگلیسی، ادبیات فارسی و گزارشگری بود كه استادانی از انگلیس برای ما تدریس میكردند. بعد از این آموزشها به ما گفتند برای دورههای اختصاصی باید به خارج از كشور برویم. مرا به آلمان فرستادند. من اولین كسی هستم كه گزارشهای ورزشی مانند تنیس، سواركاری، اتومبیلرانی و اسكی را به صورت اختصاصی در تلویزیون گزارش كردم. در كنار آنها مسابقات مختلف فوتبال و والیبال را هم گزارش میكردم.
آن زمان چون تعدادمان كم بود، اكثر ورزشها را گزارش میكردیم تا اینكه رادیو و تلویزیون كمكم رشد كرد و با توجه به پیشرفت فناوری امروز، افراد زیادی در حوزه ورزش كار و فعالیت میكنند. آن موقع فقط دو شبكه تلویزیونی و یك رادیو داشتیم، اما امروز 15 رادیو و كانالهای متعدد تلویزیونی داریم و همه گروه ورزش دارند. با اینكه همكارانی هم در تلویزیون دارم، اما بیشتر صحبتم درباره همكاران رادیو است. متاسفانه مسالهای كه امروز وجود دارد این است كه بیشتر به فوتبال پرداخته میشود، اما خب ما رشتههای بسیار متعددی داریم و بد نیست گزارشگران مختلف را برای آنها تربیت كنیم. گزارش كردن هر كدام از این رشتهها اصول خاص خودش را دارد و نمیتواند گزارش همه مانند فوتبال باشد. ما بیشتر فوتبال را از رسانه هایمان نشان میدهیم در صورتی كه گزارشكردن شنا، دومیدانی یا اسكی اصول خود را دارد. برای همین فكر میكنم همكارانم باید دورههای مختلف ببینند، اما متاسفانه فوتبال ورزش نسبتا سادهتری است و همه همین را گزارش میكنند. نكته دیگری هم هست كه امیدوارم دوستان و همكارانم در شهرستانها ناراحت نشوند، اما گزارشگران شهرستانی ما تقریبا جانبدارانه گزارش میكنند و این واقعا اشتباه است. یك گزارشگر اصلا نباید جانبداری كند مگر اینكه تیم باشگاهی یا ملی ما با تیم كشورهای دیگر مسابقه داشته باشد.
آن زمان ایرادی ندارد و من باید هیجان به خرج بدهم و از تیم كشورم دفاع كنم. این اتفاق فقط مختص فوتبال نیست و در والیبال و بسكتبال هم متاسفانه به چشم میخورد و خیلی كار اشتباهی است. به نظر من باید این چیزها را آموزش و یاد داد و كسانی كه پیشكسوت هستند، پیشقدم شوند. با توجه به پیشرفت فناوری امروز كار گزارشگران ما خیلی سختتر شده. سادهترین مثال اینكه امروز شما نمیتوانی اسم یك بازیكن را اشتباه بگویی و كسی متوجه نشود. زمان ما اگر اسمی را در گزارش رادیویی اشتباه میگفتی احتمال اینكه كسی متوجه شود خیلی كمتر از الان است. برای همین یك گزارشگر باید كاملا مسلط و با اطلاعات كافی از آن مسابقه و حتی آن رشته ورزشی این كار را انجام دهد. در حال حاضر در رادیو ورزش گزارشگرانی داریم كه با مطالعه برای گزارش یك مسابقه میروند، اما باید به گزارشگران شهرستانی هم این نكته گفته شود تا آنها هم همین راه را بروند.
در سالهای فعالیتتان از دوستان یا كار خاطره یا نكتهای كه همیشه در ذهنتان باشد دارید؟
در تمام این سالها چه گزارشگری چه گوینده خبر و چه مجریگری در رادیو چه در خارج، چه ایران موقع مسابقات اگر میبردیم مثل همه پر از خوشحالی و هیجان بودیم و اگر میباختیم همان اندازه ناراحت و غصهدار میشدیم. با همكارانمان آنقدر صمیمی و رفیق بودیم كه هر كس براساس توانایی خودش پیشرفت میكرد. استاد ما همیشه میگفت سعی كنید همیشه خودتان باشید و بگذارید با صدای خودتان شناخته شوید. همیشه گفتهام وقتی كنار خیابان میگویم تاكسی راننده میگوید اسكویی
بیا بالا.
آقای بهمنش كه سمت استادی برای ما داشتند یا اینانلوی عزیز كه رفیق صمیمی من بودند و خیلی جاها با هم بودیم و خیلی خاطرهها با هم داریم، اما هركدام خودمان بودیم. همیشه تلاش میكردیم بر اساس تواناییهای خودمان جلو برویم نه اینكه خدای نكرده برای هم بزنیم یا بخواهیم خودمان را جلو بیندازیم.
ما این چیزها را نداشتیم و همه چیز براساس رفاقت بود و هر چیزی را كه نمیدانستیم از هم میپرسیدیم. وقتی هم كه مجبور بودیم ورزشهای مختلف را گزارش كنیم این كار را با مطالعه و پرسش و بالا بردن آگاهیمان انجام میدادیم.




