نسخه Pdf

معنی قرب به خدا

معنی قرب به خدا

نزدیک ‌شدن به خدا، نزدیک شدن حقیقی است نه نزدیک شدن مجازی و تعبیری. واقعا انسان به خدا نزدیک‌تر می‌شود اما خیال نکنید که این نزدیک‌ شدن به معنی این است که یک فاصله را کم می‌کنیم. صحبت فاصله در میان نیست. پس چیست؟

می‌گوید خدای تبارک و تعالی کمال مطلق است، وجود بی‏‌حد است، کانون لایتناهی هستی است. او علم محض است، عین علم است. به تعبیرِ میرداماد عِلْمٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْعِلْمُ، قُدْرَةٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْقُدْرَةُ، حیاةٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْحَیاةُ، ارادَةٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْارادَةُ. او کمال مطلق است. موجودات به حسب کمالات واقعی وجودی که کسب می‌کنند به کانون و مرکز و واقعیت هستی، واقعا نزدیک می‌شوند. این نزدیک‌‌شدن نزدیکی واقعی است؛ جسمانی نیست ولی واقعی و حقیقی است، مجاز و تعبیر نیست، ازنوع مقرب‌شدن یک انسان دراجتماع در نزد یک‌صاحب قدرت یا از نوع مقرب‌ شدن یک فرزند در نزد پدر نیست که به معنی این است که آثار لطفش بیشتر است؛ نه، واقعا پیغمبر ازما به خدا نزدیک‌تر است، واقعا امیرالمؤمنین از ما به خدا نزدیک‌تر است. این قرب، قرب واقعی است و در نتیجه آنجا که ما عبادت می‌کنیم، عبودیت انجام می‌دهیم اگر واقعا عبودیت ما عبودیت باشد، ما قدم به قدم‏ به سوی خدا [حرکت می‌کنیم.] باز «قدم» هم که من می‌گویم، تعبیر است و دیگر این کلمات اینجا درست نیست. «سیر» بگوییم؛ چون اشخاصی نظیر علی‌بن‌الحسین علیه‌السلام در اینجا تعبیر کرده‌اند، ما هم تعبیر می‌کنیم. امام علی‌بن‌الحسین(ع) می‌گوید: اللهُمَّ انّی اجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ الَیک مُشْرَعَةً وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ لَدَیک مُتْرَعَةً وَ اعْلَمُ انَّک لِلرّاجین بِمَوْضِعِ اجابَةٍ وَ لِلْمَلْهوفینَ بِمَرْصَدِ اغاثَةٍ تا آنجا که می‌گوید: وَ انَّ الرّاحِلَ الَیک قَریبُ الْمَسافَةِ خدایا آن مسافری که به‌سوی تو حرکت وکوچ می‌کند راهش نزدیک است، راه‌های خیلی دوری نباید طی کند، مسافتش نزدیک است. یکی ازآن گنجینه‌های بزرگی که دردنیای شیعه وجود دارد، این دعاهاست. به خدا قسم گنجینه‌ای است از معرفت. اگر ما هیچ دلیل دیگری نداشتیم غیر از دعاهایی که داریم، از علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام صحیفه علویه، از زین‌العابدین علیه‌السلام صحیفه سجادیه یا دعاهای غیر صحیفه سجادیه، اگر ما جز دعای کمیل ازعلی(ع) و جز دعای ابوحمزه ازعلی بن‌الحسین(ع) نداشتیم و اسلام در 14قرن چیز دیگری نداشت، همین‌که توسط دو نفر از شاگردان اسلام از آن دنیای بدویت و جهالت، چنین دو اثری ظاهر شده، کافی است. آن‌قدر اینها اوج و رفعت دارد که اصلا اعجاز جز این چیزی نیست. به هرحال، می‌گویند تقرب، تقرب واقعی است. حقیقت است و انسان به‌راستی به خدا نزدیک می‌شود. این نزدیک شدن به خدا یعنی چه؟ یعنی خدا که کمال مطلق است، ما مرتب کمالات بیشتری پیدا می‌کنیم. خدا علم علی‌الاطلاق است؛ برعلم و ایمان و بصیرت ما افزوده می‌شود. خدا قدرت علی‌الاطلاق است؛ بر قدرت ما افزوده می‌شود. خدا حیات علی‌الاطلاق و اراده علی‌الاطلاق است؛ بر حیات و اراده ما افزوده می‌شود. پس در مسأله‌ عبودیت[و این‌که] بندگی کن(به قول آن شاعر«بندگی کن تا که سلطانت کنند» یا به تعبیر امام جعفرصادق‏(ع) الْعُبودِیةُ جَوْهَرَةٌ کنْهُهَا الرُّبوبِیةُ) هرچه که در راه عبودیت جلو بروی، بر ربوبیت و خداوندگاری تو(نه خدایی العیاذ با...)، بر صاحب بودن و تسلط و قدرت تو افزوده می‌شود. عبادت راه کسب قدرت و تسلط است.

برگرفته از کتاب آزادی‌های معنوی
استاد شهید مرتضی مطهری