بیداری انسانی در سایه بیداری اسلامی
هر اندازه نسلکشی و جنایات رژیم اشغالگر قدس در نوار غزه تشدید میشود، جریانات رسانهای و تبلیغاتی غرب نیز تلاش بیشتری در راستای وارونهنمایی و القاگریهای دروغین در قبال آوردگاه حق و باطل صورت میدهند. هدف این القائات، ایجاد بستر و فرامتنی است که بتوان توحش صهیونیستها در نوار غزه را برای افکارعمومی دنیا توجیه کرد اما با وجود گذشت بیش از 70 روز از آغاز جنگ غزه، تصویرسازی کاذب دشمنان از جنگ غزه یکی پس از دیگری نقش بر آب شده است.
دراین خصوص نکاتی وجود دارد که نمیتوان بهسادگی ازکنار آنها گذشت:نخست اینکه افکارعمومی دنیا از یکسو روایتگری دشمنان از جنگ غزه را پس زده و از سوی دیگر مجال جدیدی برای شناخت تابآوری مردم مظلوم غزه و آشنایی ذهنی و انسانی عمیقتر آنان با گفتمان مقاومت، یافته است. گفتمان مقاومت هیچگاه مثل امروز در جهان تبلور پیدا نکرده و مورد شناسایی و تحلیل اذهان خودآگاه آحاد مردم قرار نگرفته است. رزمندگان مقاومت و ملت فلسطین، امروز در کنار ایستادگی مظلومانه و تحسینبرانگیز خود در برابر رژیم کودککش و نامشروع صهیونیستی در حال تثبیت گفتمانی هستند که حتی تمرکز اولیه افکارعمومی دنیا روی آن، فرامتن بازی دشمنان را هدف قرار میدهد. نکته دوم مربوط به ماهیت و روند شکلگیری «بیداری انسانی» و خیزش مردمی در دفاع ازملت مظلوم فلسطین و تقبیح اقدامات رژیم اشغالگر قدس است. این خیزش، محصور در کشورهای مسلمان نبوده و در هر پنج قاره دنیا، تبلور و مصداق پیدا کرده است. شکلگیری تقابل بشری با زور، سلطه و اشغالگری در قالب اجتماعات، کمپینها و اعتراضهای مردمی، پیامد بیداری انسانی در جهان معاصر است. قطعا زمانی که انسانها از حصار مفاهیم و مصادیق قراردادی و دستساز تبلیغاتی و رسانهای غرب خارج شوند، ضرورت بازگشت به خویشتن و ارزشهای فطری خود نظیر «حمایت از مظلوم و مقابله با ظلم» را درمییابند. بیداری انسانی که در جریان نبرد غزه شکل گرفته است، نوید رجعت به ارزشهای فطری بشر را داده و حاکی از ظهور و بروز تفکر و گفتمانی جدید در جهان است. اینجاست که بیداری انسانی شکل میگیرد، تکامل مییابد و تثبیت میشود. نکته دیگر مربوط به نسبت بیداری اسلامی و انسانی با یکدیگر است. وقوع انقلاب اسلامی ایران، اعتبار انگارهها و القائات غرب در قبال تحولات جهانی را زیر سؤال برد و در گذر زمان، به نضج و نمو «بیداری اسلامی» منجر شد. این بیداری به نوبه خود به رویش «فرهنگ مقاومت» در منطقه و جهان انجامید و انتظار میرفت که در گام بعدی به مقابله جهانی با هنجارهای حاکم بینجامد و موجب بازیابی ارزشهای فطری انسانی در سراسر جهان شود. خوشبختانه این روزها شاهدیم که پیشفرضهای سلطه ادعایی غرب بر ذهن و ضمیر انسانها، در یک مقیاس جغرافیایی بسیار گسترده متزلزل شده است و «بیداری انسانی» را به ارمغان آورده است. به عبارت دیگر بیداری اسلامی (که نقطه اوج آن را باید شکلگیری جبهه مقاومت در ابعاد گفتمانی و عملیاتی دانست)، زمزمه بازگشت به خویشتن در سراسر جهان را تبدیل به فریاد و خیزشی گسترده کرده و انسانها را فارغ از هر فرهنگ و قومیتی وادار به بازتعریف زندگی فردی و اجتماعی خویش کرده است. پیام خیزش گسترده و رو به رشد بشری در حمایت از فلسطین و نفی موجودیت و ماهیت صهیونیسم، همین تأمل مقدس و بازگشت به خویشتن است. اکنون حاکمان غرب به هر تکنیک و روشی متمسک میشوند تا بر این خیزش انسانی سرپوش بگذارند؛ از نفی بیداری انسانی در جهان تا تقلیل آن به یک خیزش هیجانی و احساسی! اما واقعیت هیچگاه قابل کتمان یا تحریف نیست.
محمدمهدی ایمانیپور / رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی



