رمز و راز فصول سریالی
در صنعت سریالسازی دنیا سالهاست توسعه قصه و روایت آن، در چند فصل مورد توجه قرار رفته است. البته این کار در صورتی به موفقیت میانجامد که متن و دیگر عناصر هنگام اجرا ظرفیت کافی را داشته باشند.
در این صورت میتوان امید داشت که سریال به موفقیت دست یابد و در فصول بعدی هم همانقدر دیده شود که در سری نخست مخاطبان را به خود جذب کرده است. از سالهای دور در دنیا سریالهایی داشتیم که به سبب ظرفیت قصه و عناصر موثر در آن ادامهدار شدند وعوامل سازنده آن با پی بردن به این ظرفیت سعی کردند قصههایی را به تصویر بکشند که امکان ادامه دادن را داشته باشند. در تلویزیون خودمان هم این رسم چند سالی هست که بیشتر از گذشته باب شده و سریالها معمولا به گونهای پایانبندی خود را تعریف میکنند که امکان ادامهدار شدن بیابند. در اولین تجربهها معمولا سری دوم یا سوم سریالها با موفقیت همراه بودند اما نمونههایی هم داشتیم که پس از فصل نخست چندان نتوانستند نظر مخاطبان را جلب کنند و به دلیل ضعف در قصه یا تغییر بازیگران آنچنان که باید اقبالی به دست نیاوردند. اینکه یک فیلمنامه کشش ادامهدار شدن را داشته باشد به عواملی بستگی دارد که از جمله آنها میتوان به شخصیتپردازی مناسب اشاره کرد. درواقع هرچقدر شخصیتها بعد و عمق بیشتری داشته باشند امکان اینکه بتوان روایتی تازه از آنان را به تصویر کشید بیشتر فراهم است. عنصر مهم دیگر تعدد شخصیتهاست که در هر فصل بشود شاهد ماجرایی تازه میان آنها بود. بخش دیگری از این موفقیت به موافقت بازیگران اصلی برای حضور در فصول بعدی است که امری اجرایی تلقی میشود. در این مورد معمولا وقتی یکی ازنقشها به واسطه حضور نداشتن یک بازیگر حذف میشود یا بازیگر دیگری جایگزینش میشود مثل قبل با موفقیت روبهرو نخواهد شد زیرا بینندگان به بازیگران قبلی عادت کرده وبه تعبیری با آنها اخت شدهاند و به همین دلیل این تغییر به آسانی برایشان قابل هضم نیست؛ حتی اگر بازیگری به واسطه تغییر سنی نقش درقصه جایگزین دیگری شده باشد. ازآنچه گفته شد نمونههای فراوانی رامیتوان درسینما وتلویزیون خودمان وهمچنین آن سوی آبها یافت.
حوریه صادق حسینی - منتقد



