یاور ملعونها
نهم دی سالروز اعدام صدامحسین، جنایتکار ستمکار است. احمد مطر، شاعر نامدار عراقی شعری دراینباره سروده که برای نخستینبار برگردان و منتشر میشود.
احمد مطر، شاعر مبارز عراقی سروده تکاندهندهای درباره صدام جنایتکار نگاشته که پس ازدستگیری او انتشار یافته است. شاعر در این سروده به چیزهایی اشاره کرده که سرزمین عراق راحاصلخیز کرده است، به کشتزار گورهای دستهجمعی که پیکرهایی پاک در این گورها خاک شده است؛ آنها که عطر باورهایشان با تعفن و گندنای اندیشههای فاشیستی حزب بعث در رویارویی بود.
هر بخشی از شعر حالتی را به تصویر میکشد
این سروده با اینکه پیش از اعدام صدام نوشته شده اما میتواند محاجهای باشد با گروهی اندک که به اعدام آن دیوسیرت اعتراض کردند. نام شعر «یاور ملعونها»ست:
اکنون / این همان خطازادهای است / که بهخوبی، نابکار بودنش / آشکار شد؛
به دام افتاده در پایان / از چشمانداز آغاز / مانند کفتاری گر / که از چرک زبانش در رنج است!
این برادر سگلرزه است/ که در هفت سوراخ نهان شده است / از ترس پژواک فریاد / از ترس جان!
اینگونه زیستن در این سوراخ / برایش کافی است.
جمجمههای بیشمار مردم / یادگار اوست!
از ژرفای سوراخ / با ریش دروغینش بیرون کشیده میشود / تا وارد فرهنگنامه تاریخ شود / به عنوان میزانی برای دروغ!
اکنون این همان است / که باران نکبت بر ما بارانید / وخویش را پروردگار نامید / حالا از ترس خود را خیس کرده / و پای پاسبان را میلیسد / و زانو میزند و طلب بخشش میکند / و به دادگاه عادلانه امیدوار است!
اکنون این گرانسر گردنفراز / حقیری تحقیرشده است / آنگونه که ترسویان / از دیدن او احساس شرم میکنند
و زشتی این پست فرودست را / نفرین میفرستند ...
اکنون ای فرومایگان / آیا در روز میلاد، /برای خودمان ماتم بسازیم؟! / آیا برای یک هرزه / افسوس بخوریم؟!
آیا برای سگ شکاری / که شکارچی او را گرفته است بگرییم؟
تمام زندگیمان را سر بریدیم برای او / و اکنون زمان آن رسیده تا برخیزیم / و سربلند شویم
هر بخشی از شعر حالتی را به تصویر میکشد
این سروده با اینکه پیش از اعدام صدام نوشته شده اما میتواند محاجهای باشد با گروهی اندک که به اعدام آن دیوسیرت اعتراض کردند. نام شعر «یاور ملعونها»ست:
اکنون / این همان خطازادهای است / که بهخوبی، نابکار بودنش / آشکار شد؛
به دام افتاده در پایان / از چشمانداز آغاز / مانند کفتاری گر / که از چرک زبانش در رنج است!
این برادر سگلرزه است/ که در هفت سوراخ نهان شده است / از ترس پژواک فریاد / از ترس جان!
اینگونه زیستن در این سوراخ / برایش کافی است.
جمجمههای بیشمار مردم / یادگار اوست!
از ژرفای سوراخ / با ریش دروغینش بیرون کشیده میشود / تا وارد فرهنگنامه تاریخ شود / به عنوان میزانی برای دروغ!
اکنون این همان است / که باران نکبت بر ما بارانید / وخویش را پروردگار نامید / حالا از ترس خود را خیس کرده / و پای پاسبان را میلیسد / و زانو میزند و طلب بخشش میکند / و به دادگاه عادلانه امیدوار است!
اکنون این گرانسر گردنفراز / حقیری تحقیرشده است / آنگونه که ترسویان / از دیدن او احساس شرم میکنند
و زشتی این پست فرودست را / نفرین میفرستند ...
اکنون ای فرومایگان / آیا در روز میلاد، /برای خودمان ماتم بسازیم؟! / آیا برای یک هرزه / افسوس بخوریم؟!
آیا برای سگ شکاری / که شکارچی او را گرفته است بگرییم؟
تمام زندگیمان را سر بریدیم برای او / و اکنون زمان آن رسیده تا برخیزیم / و سربلند شویم
احمد مطر | ترجمه شهاب گودرزی




