تریبونی برای منتقدان
مصرع مشهور «سالها دل طلب جامجم از ما میکرد» را میتوان مصداقی برای روند شکلگیری و تولید برنامه جامجم دانست که پس از سالها انتظار میوه درخت این ایده به بار نشست.
برنامه جامجم که در قالب گفتوگوی سخت یا مناظره رویآنتن شبکه یک سیما میرود با حضور موافق و منتقد به بررسی سیاستهای سازمان صداوسیما و عملکرد آن میپردازد. تا امروز موضوعات متنوعی در این برنامه موردبحث و بررسی قرار گرفتند.
مسأله پر بودن آنتن تلویزیون
گاهی بعضی از سخنوران و قلم به دستان در رسانهها، اعلام میکنند که دست سیما ازآثار تصویری خوب یا گزارشهای خبری بهموقع و سریع و با جزئیات خالی است. هرکس از زاویه دید خود به این ماجرا نگاه میکند. اما سیما فقط برای ذائقه این سخنوران، فعالیت ندارد. نگاه سیما به عنوان ساختاری با فراگیری حداکثری فنی و پوشش درکشور به همه ایران است. تعدد شبکههای در دسترس به همراه شبکههای استانی، این امکان را ایجاد کرده تاتنوع بسیار خوبی را دربرابر مخاطب ببینیم. اگر برای نمونه به آثار داستانی متمرکز شویم، در شبکههای سراسری به فراخور مخاطب اعلامی، انواع روایتها را میتوان دید. در شبکههای تماما داستانی نیز مجموعههای متفاوتی از ایران و جهان در اختیار تماشاگر قرار دارد تا بتواند خود را با روایتهای آنها متناسب با علائقش، همراه کند. برای همین، قیاس گستره امکانات سیما با یک یا چند پلتفرم که هفتهای یک قسمت از مجموعهای راعرضه میکنند، نادرست است. آنتن بیش ازصد شبکه سراسری و استانی یا محلی 24 ساعته در سطح کشور، بسیار غنی است.
نقد روی آنتن زنده مصداق تحول است
برنامه «جامجم» که از رسانه ملی به صورت زنده و به صورت مناظره با موضوع صداوسیما پخش میشود، یکی از مهمترین مصادیق تحول در رسانه ملی است. در کدامیک از ادوار صداوسیما در طول چهار دهه گذشته برنامهای سراغ دارید که منتقد بتواند از بالا تا پایین صداوسیما را با بدترین الفاظ انتقادی مورد عنایت قرار دهد و اتفاقا خود مسئولان صداوسیما نیز مشوق پخش آنها باشند! متاسفانه منتقدان رسانه ملی از حافظه تاریخی برخوردار نیستند که اگر سن و حافظهشان یاری میداد، متوجه این موضوع میشدند. منتقدان موصوف به جای اینکه به تحول در صداوسیما کمک کنند، به نوعی تحجر دچار شدهاند و خواستار بازگشت رسانه ملی به ریلی هستند که سالها در آن حرکت میکرده است. این واپسگرایی و تحجر، بهاضافه حقد و کینه سبب شده که مصادیق مهم تحول را نبینند و فقط نقد ژورنالیستی و فحاشی را در شبهرسانههای خود جای دهند. دوستان متوجه باشند که راه دیده شدن و بزرگ شدن این نیست و پایان این مسیر، مشخص است!
مسأله پر بودن آنتن تلویزیون
گاهی بعضی از سخنوران و قلم به دستان در رسانهها، اعلام میکنند که دست سیما ازآثار تصویری خوب یا گزارشهای خبری بهموقع و سریع و با جزئیات خالی است. هرکس از زاویه دید خود به این ماجرا نگاه میکند. اما سیما فقط برای ذائقه این سخنوران، فعالیت ندارد. نگاه سیما به عنوان ساختاری با فراگیری حداکثری فنی و پوشش درکشور به همه ایران است. تعدد شبکههای در دسترس به همراه شبکههای استانی، این امکان را ایجاد کرده تاتنوع بسیار خوبی را دربرابر مخاطب ببینیم. اگر برای نمونه به آثار داستانی متمرکز شویم، در شبکههای سراسری به فراخور مخاطب اعلامی، انواع روایتها را میتوان دید. در شبکههای تماما داستانی نیز مجموعههای متفاوتی از ایران و جهان در اختیار تماشاگر قرار دارد تا بتواند خود را با روایتهای آنها متناسب با علائقش، همراه کند. برای همین، قیاس گستره امکانات سیما با یک یا چند پلتفرم که هفتهای یک قسمت از مجموعهای راعرضه میکنند، نادرست است. آنتن بیش ازصد شبکه سراسری و استانی یا محلی 24 ساعته در سطح کشور، بسیار غنی است.
نقد روی آنتن زنده مصداق تحول است
برنامه «جامجم» که از رسانه ملی به صورت زنده و به صورت مناظره با موضوع صداوسیما پخش میشود، یکی از مهمترین مصادیق تحول در رسانه ملی است. در کدامیک از ادوار صداوسیما در طول چهار دهه گذشته برنامهای سراغ دارید که منتقد بتواند از بالا تا پایین صداوسیما را با بدترین الفاظ انتقادی مورد عنایت قرار دهد و اتفاقا خود مسئولان صداوسیما نیز مشوق پخش آنها باشند! متاسفانه منتقدان رسانه ملی از حافظه تاریخی برخوردار نیستند که اگر سن و حافظهشان یاری میداد، متوجه این موضوع میشدند. منتقدان موصوف به جای اینکه به تحول در صداوسیما کمک کنند، به نوعی تحجر دچار شدهاند و خواستار بازگشت رسانه ملی به ریلی هستند که سالها در آن حرکت میکرده است. این واپسگرایی و تحجر، بهاضافه حقد و کینه سبب شده که مصادیق مهم تحول را نبینند و فقط نقد ژورنالیستی و فحاشی را در شبهرسانههای خود جای دهند. دوستان متوجه باشند که راه دیده شدن و بزرگ شدن این نیست و پایان این مسیر، مشخص است!




