تداوم سوءمدیریتها پایان امپراتوری آب
ایران با چالشهای آبی قابلتوجهی مواجه است که اکنون امنیت آب را به یک اولویت ملی تبدیل کرده است. با تخمین آبهای زیرزمینی در ایران بین سالهای 1381 تا 1396 یک روند منفی 4400 میلیون مترمکعب نشان از برداشت اضافی از سفرههای زیرزمینی برای مصارف بیشتر کشاورزی در مناطق مختلف ایران است.
شاید مشکل بزرگ ما ایرانیان این باشد که «آب» را فقط برای رفع نیاز، آب میدانیم و هنوز باور نکردهایم که اساس حیات و مبنای ارتزاق و موید سلامتی و توازن محیطزیست، همین مایع است. البته ادبیات عامه مردم و برخی مسئولان هم در مورد آبهای زیرزمینی به حدی کم و سطحی است که هنوز بسیاری بر این باورند، حفر چاه بیشتر و استخراج آب بیشتر، موجب توسعه و خودکفایی در تولید میشود.کاش میشد ایمان آورد که آب در سرزمین ایران یک «دولت» است؛ دولت پنهان، دولت آب، دولتی است که متضمن «نان» است و بانی شغل و کار. حکمرانی آب در فلات ایران سابقه چندهزارساله دارد؛ زمانی که ایرانیان باستان در غرب این سرزمین به سیستم زهکش کاریز پیبردند، خیلی سریع فناوری قنات در همه جای جهان گسترش یافت. حکمرانی خوب آب در ایران، قبل از اتکای صرف به آب زیرزمینی یا بهتر بگویم قبل از انقلاب آب زیرزمینی با آیین و باور مردم همخوان بود. درمدیریت آب تکیه بیشتر بر مدیریت سازهای بوده تا یک حکمرانی مبتنی بر یک اقلیم خشک و نیمهخشک.به طور معمول در اعماق زمین، آبهای زیرزمینی از تبخیر و آلودگی محافظت میشوند. با دسترسی آسان چاههای پمپاژ به آبهای زیرزمینی در هر زمان و هر کجا، استفاده بیرویه از آبهای زیرزمینی رواج یافته است. آب زیرزمینی 60 درصد از کل عرضه آب در ایران را تشکیل میدهد و تقریبا 90درصد در بخش کشاورزی مصرف میشود . ایران یکی از بزرگترین مصرفکنندگان آبهای زیرزمینی در جهان است و 87 درصد از جمعیتش در مناطقی زندگی میکنند که برای شرب و آبیاری، به شدت به آبهای زیرزمینی وابسته هستند. ادامه رویکرد معمول درکاهش سفرههای زیرزمینی، ایران را در معرض مخاطرات غذا و آب و همچنین مسائل امنیتی قرار میدهد. به طور متوسط، بیش از نیمی از آب مخازن سدهای ایران از سال 1381 تا 1401 به دلیل برداشت شدید آب در بخش کشاورزی خالی بوده است. اضافه برداشت آب زیرزمینی به مشکلات اجتماعی-اکولوژیکی مختلفی ازجمله خشک شدن تالابها، بیابانزایی، توفانهای شن و گرد و غبار، تضعیف کیفیت آب، وقوع مکرر سیلابها و مهاجرت اقلیمی منجر شده است. فرونشست زمین به دلیل کاهش آبهای زیرزمینی در حال حاضر یک ریسک انسانساز برای زیرساختهای حیاتی و ساکنان دشتهای آسیبپذیر است. افزایش استرس بر معیشت روستایی و افزایش تنش در میان مصرفکنندگان آب زیرزمینی، خطرات امنیت غذایی و آب را بدتر ومسائل مربوط به مهاجرت روستاییان به شهرها راایجاد میکند.علاوه براین، رشد سریع تقاضا برای محصولات زراعی، مقامات را برای صدور مجوز حفر چاههای جدید تحت فشار قرار داده است اما برای سامان دادن به این اوضاع و احوال فقط یک چیز نیاز است وآن هم کنارگذاشتن مدیرانی که نمیدانند انتخاب صحیح کدام است و حاکم شدن مدیریت کارآمد برای حفظ منابع آبی موجود.
محمدرضا هادیلو | دبیر گروه ایران



