بهار در بهار!
بهار قرآن با بهار طبیعت، در هم میآمیزد و خداوند از انسان تا طبیعت، در همه، جلوهگر میشود و اینک، بندگان اویند که باید از این اوج زندگی، با فطرت الهی خویش، توشه برگیرند.
دراین فرصت زیبا و نیکو،هرچه انسان را به صفات الهی، به اخلاق خوش، به زیست اجتماعی متوجه و متمرکز کند، به سفر درونی و بیرونی و بهرهگیری و عبرتگرفتن یا بر مبنای «بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی» آزمودهتر کند، یعنی همه آنچه را که انسان را از لوامه تا مطمئنه، سوق میدهد، باید جست و بهره برد. تلویزیون نیز، بر این منوال، برنامهریزی کرده و باید دید آنچه طراحی شده، آنچه ساخته شده و آنچه پخش میشود، تا چه اندازه، بر این منوال مقارنه دو بهار قرآن و بهار طبیعت بوده است. قرآن پرنکته و طبیعت پرنشانه است.نوروز امسال، برای برنامهریزان و تصمیمگیران سیما، ناگهانی نیست و البته دستاندرکاران نیز همین دیروز و امروز، وارد سیما نشدهاند. پس انتظار این است که طراحی داستانی، گفتاری، خبری، تحلیلی و...، نزدیکترین فرصت را به بیننده بدهد تا گامی به خداوند نزدیکتر از گذشته شود، او را به پیش براند، او را متمرکز بر ابعاد وجود الهی خویش و فرصتهای زیبای زندگی کند. چندین مجموعه داستانی، در پیشانی برنامههای بهارانه سیما، معرفی شدهاند؛ از مجموعههای هشداردهنده تا مجموعههای طنازانه. فقط باید زمان پخش آنها را پیاپی و روزانه، به بیننده یادآوری کرد و عطف به تجربههای گذشته، نیاز به ردهبندی سنی برای این مجموعهها، در صورت نیاز، پیاپی، اعلام و تکرار شود. برنامه موفق «محفل» نیز همگان را بعد از پخش نخستین سری آن در گذشته، به انتظار نشانده است. پخش جزءخوانی قرآن در محافل گوناگون، دستمایه همه شبکههای سراسری و استانی است اما این نیز باید زمان پخش متنوعی داشته باشد، بدون همزمانی با شبکهای دیگر و البته با یادآوری زمان پخش هر شبکه تا بیننده بتواند تنظیم شود و قرآنخوانی، مکرر و دلانگیز و خواستنیتر شود. به اینها باید برنامههای سحرگاهی را افزود. بهخصوص شبکه پویا یا نهال که در خانوادههای دارای فرزند، اولویت بهرهمندی از برنامههای سحرگاهی شبکههای سیما، به این شبکهها میرسد و بنا بر همین روال، باید بسیار به محتواهای منتشرشونده از این شبکه، دقت شود و سحری زیبا به فرزندان نشان داده شود.توصیه به نیکوکاری، توصیه به افطاری و سحریدادن، توصیه به رسیدگی به نیازمندان و یتیمان، توصیه به یاری مظلومان غزه و توصیه به یاری سیلزدگان جنوب کشور، آیتمهایی است که باید در سیما، با تصاویری دلنشین، ترویج و اطلاعرسانی شود. فرصت زمانی، بسیار مغتنم است و این ترویج و اطلاعرسانی، باید فراتر از شهرهای بزرگ برود و همانند تجربههای سالیان اخیر، حتی از روستاها یاد شود. به یاد داشته باشیم، قرار است در این ماه، بر سر سفره الهی بنشینیم. یا با تقارن با بهار طبیعت، بهصورت جمعی و خانوادگی به سفر برویم یا نوروز را جشن بگیریم. هر دو اینها، چه سفره مهمانی و چه رفتن در طبیعت یا دیدوبازدید نوروزی، معنا و مفهوم جمع و انسجام و همزیستی نیکو را در خود نهفته دارد. حتی نمونهکارهای خیر قابل توصیه و قابل اجرا در این ماه نیز، مفهوم جمعیدیدن وباهم زیستن وبا هم خوردن و تقسیم زیبایی زندگی مبتنی بر فطرت الهی را در خود دارد. پس از انسجام اجتماعی در پرتو عنایات الهی، در سیما غافل نشویم.
حسین سلطانمحمدی | منتقد سینما و تلویزیون 



