ناپدید شدن مرموز نازگل در روستا
چند روز از ناپدید شدن معماگونه المیرا زارع معروف به نازگل، دخترک هفت ساله اصفهانی میگذرد و خانوادهاش میگویند فقط پلیس آگاهی اصفهان است که میتواند با استفاده از ظرفیت و امکانات امنیتی خود سرنخی از او پیدا کند.
یک چشم مادر المیرا اشک است و چشم دیگرش خون. هر تلفنی که زنگ میخورد، بند دل مادر پاره میشود که شاید پلیس یا کسی خبری از فرزندش داشته باشد. حمید چوپان، پسرخاله مادر المیرا به جامجم میگوید: «المیرا روز جمعه در خانه پدربزرگش در روستای دهکرم اصفهان مشغول بازی بود که بین ساعت 8و 30 دقیقه تا 10 صبح ناگهان ناپدید شد. آن روز من و پدربزرگ المیرا بیرون بودیم و وقتی برگشتیم اهل خانه گفتند ما فکر میکردیم المیرا همراه شماست. آخرین بارپدربزرگ المیرا او را در حالی که در حیاط خانه بازی میکرد دیده بود. پس از مفقودی المیرا به اتفاق اهالی و خانواده جستوجو را آغاز کردیم اما به هیچ نتیجهای نرسیدیم. درنهایت پاسگاه منطقه صورتجلسهای را تنظیم کردند و رفتند. روز دوشنبه مامور آگاهی برای تحقیقات آمد و روز سهشنبه از مادر المیرا و خانواده شوهرش دعوت کردند تا برای پاسخگویی به آگاهی بروند.پدر المیرا چهار ماه است که از دنیا رفته و آنطور که چوپانی میگوید از چند ماه پیش بحثهایی در زمینه ارث و میراث خانواده مطرح بوده است: «یکی از مظنونان از خانواده پدری المیراست. ارثی که قرار بود به پدر المیرا برسد، چشمگیر بود اما مادر المیرا میگوید این موضوع مربوط به گذشته بوده و آنقدر حاد نبوده است. این بحث فعلا پنجاه پنجاه مطرح است و ما شک داریم که به خاطر ارث این اتفاق افتاده باشد. ضمن اینکه اینجا اتباع هم حضور دارند اما در طی این مدت هیچ مشکلی ایجاد نکردهاند که اگر اینطور بود خودمان به خاطر اصالت منطقه عذرشان را خواسته بودیم. درخصوص بحث دوربین مداربسته هم در گذشته دهیاری نصب دوربینهای امنیتی را درخواست کرده بود اما بخشداری و فرمانداری همکاری لازم را نکردند. دوربینهای موجود یا خراب بوده یا مشکل داشته یا زاویهشان طوری بوده که قادر به رصد کامل حوادث باشند.»
چوپانی در ادامه میگوید: «ما همیشه در تلویزیون دیدهایم که پلیس آگاهی و نیروهای امنیتی با توجه به کوچکترین موارد، سرنخهای مهمی پیدا کردهاند اما حالا با اینکه میتوانند تحقیقات را گستردهتر کرده و از امکانات امنیتی و رصدی خود برای بهترشدن جستوجوها استفاده کنند اما در عمل اتفاقی نمیافتد. در حالیکه با رصد دوربینهای دیگر یا ورودی و خروجی جادهها شاید بتوان ردی پیدا کرد.
آخرین صحبت یکی از مسئولان پلیس با ما این بود که در حال طی مراحل هستیم؛ همین! مادر المیرا روزبهروز دارد آب میشود. یک روز زنگ میزنند میگویند دخترت را فلان جا دیدهایم که خب مادر است و خوشحال میشود اما وقتی میبیند دخترش نیست، به شدت افسرده میشود. خودم بچه هشت ساله دارم و به من میگوید بابا میترسم بیرون بازی کنم و حتی دیگر بچهها هم از ترسشان در کوچه بازی نمیکنند. جو ناامنی ناخوشایندی در منطقه و روستا ایجاد شده است که فقط همت پلیس را میطلبد. مادر المیرا چشم به راه بازگشت فرزندش است، از پلیس آگاهی درخواست داریم تا از نهایت امکانات خود برای یافتن رد و نشانی از المیرا استفاده کند.»
چوپانی در ادامه میگوید: «ما همیشه در تلویزیون دیدهایم که پلیس آگاهی و نیروهای امنیتی با توجه به کوچکترین موارد، سرنخهای مهمی پیدا کردهاند اما حالا با اینکه میتوانند تحقیقات را گستردهتر کرده و از امکانات امنیتی و رصدی خود برای بهترشدن جستوجوها استفاده کنند اما در عمل اتفاقی نمیافتد. در حالیکه با رصد دوربینهای دیگر یا ورودی و خروجی جادهها شاید بتوان ردی پیدا کرد.
آخرین صحبت یکی از مسئولان پلیس با ما این بود که در حال طی مراحل هستیم؛ همین! مادر المیرا روزبهروز دارد آب میشود. یک روز زنگ میزنند میگویند دخترت را فلان جا دیدهایم که خب مادر است و خوشحال میشود اما وقتی میبیند دخترش نیست، به شدت افسرده میشود. خودم بچه هشت ساله دارم و به من میگوید بابا میترسم بیرون بازی کنم و حتی دیگر بچهها هم از ترسشان در کوچه بازی نمیکنند. جو ناامنی ناخوشایندی در منطقه و روستا ایجاد شده است که فقط همت پلیس را میطلبد. مادر المیرا چشم به راه بازگشت فرزندش است، از پلیس آگاهی درخواست داریم تا از نهایت امکانات خود برای یافتن رد و نشانی از المیرا استفاده کند.»




