نسخه Pdf

 آه! من خواب دیدم بچه هایم در یخچالند!

 آه! من خواب دیدم بچه هایم در یخچالند!

چهارشنبه تلفنی به ما اطلاع دادند خودتان را به مدرسه جعفری اسلامی برسانید. چهار بچه ناگهان ناپدید شده‌اند. وقتی ما به مدرسه رسیدیم طیبه مادر بچه‌ها كه از ناراحتی مدام به سر و سینه خود می‌زد، گفت: من و شوهرم شش سال است سرایدار این مدرسه هستیم و هیچ‌وقت بچه‌ها بدون اجازه ما از مدرسه خارج نمی‌شوند. امروز صبح چون مسؤولان دبستان مشغول ثبت‌نام از شاگردان برای سال تحصیلی جدید بودند، من و شوهرم هم به آنها كمك می‌كردیم و بچه‌هایم فاطمه 7 ساله، حسن 6 ساله و حسین یك‌ساله و نیمه با فرشته 5 ساله و دختر خواهرم در حیاط مدرسه مشغول بازی بودند و خیال ما هم راحت بود. البته این را بگویم كه چون مادر فرشته در بیمارستان بستری است فرشته پیش ماست.
بچه‌ها ناپدید شدند
حوالی ظهر بود كه گفتم بروم به حسین پسر كوچكم شیر بدهم، ولی وقتی وارد حیاط مدرسه شدم اثری از آنها نبود، شوهرم بلافاصله به كلانتری محل و اداره آگاهی اطلاع داد، ولی هنوز خبری از بچه‌ها نشده است.  پرسیدم آیا شما با شخصی دشمنی داشته‌اید؟ او گفت: نه! فقط یك سرایدار 40 ساله به‌نام حسن از یك‌سال پیش در مدرسه ما بود كه خانه‌شان در لواسان است. یك هفته قبل حسن را به علت این‌كه بیمار بود از مدرسه اخراج كردند و چون شوهرم به او مشكوك شده، امروز رفته لواسان او را بیاورد. 
خواب عجیب
وقتی ما به دفتر مجله برگشتیم طبق وظایفی كه داشتیم مسؤولیت‌ها را تقسیم كردیم و هر كس مامور گشت و گذار در یك ناحیه‌ شد. در ضمن منتظر بودیم حسن را از لواسان بیاورند یا نه و تلفنی هم با خانواده بچه‌های گمشده در تماس بودیم.  ساعت پنج بعدازظهر خانم امینه، همسایه این خانواده به ما زنگ زد و گفت: خودتان را به مدرسه برسانید. به محض ورود به حیاط مدرسه، سروصدا و شیون شنیدم و خانم امینه گفت: چهار بچه در یخچال خاموش بوفه مدرسه پیدا شده‌اند. گفتیم چطوری؟ گفت: من دائما در كنار طیبه هستم. دل مردم محله كباب است. بالاخره با قرص طیبه را خواباندم و خودم بالای سرش نشسته بودم كه بیست دقیقه پیش ناگهان از خواب پرید و فریاد كشید: خواب دیدم بچه‌هایم در یخچالن... و به طرف بوفه مدرسه كه در سمت دیگر حیاط مدرسه قرار دارد دوید. من هنوز مات و متحیر بودم كه شیون طیبه را شنیدم. او بچه‌ها را پشت شیشه یخچال مدرسه دیده بود. 
ماموران و بازپرس رسیدند
بچه‌های گمشده در یخچال روی هم چیده شده بودند. این‌كه چگونه بچه‌ها به داخل یخچال رفته‌اند یا كسی آنها را به‌زور وارد یخچال كرده و در را از روی آنها بسته تا خفه شوند به تحقیقات بعدی و دقت پزشكان قانونی مربوط می‌شود.  بازپرس كشیك دادسرای تهران به ما گفت: چون اجساد بوگرفته و وضع خاصی دارند فقط پزشكی قانونی می‌تواند علت دقیق مرگ را روشن كند.  دایی بچه‌ها به‌ما گفت: از نظر من این یك قتل است .چون در اتاق بوفه قفل بوده و مادر بچه‌ها با كلید در را باز می‌كند. من به حسن، سرایدار اخراجی مشكوكم و فكر می‌كنم او بچه‌ها را خفه كرده ‌است. 
مجله جوانان 
19 تیر 1357