قلههای عرفان و ادبیات ایران
سه قله در تارک ادبیات فارسی میدرخشند. اولین قله سنایی غزنوی است که اگر نبود، احتمالا عطار را نداشتیم و اگر سنایی و عطار پدید نیامده بودند و به احتمال زیاد مولوی بلخی هم ظهور نمیکرد. بنابراین در حوزه عرفان وادبیات ایرانی سه شخصیت سنایی، عطار و مولوی سه قله و کوه محسوب میشوند.
عطار، اواخر نیمه دوم قرن ششم و در ۱۸سال اول قرن هفتم همعصر سلطان سنجر سلجوقی زندگی میکرده. اگر «تذکرهالاولیا» و دیوان عطار را کنار بگذاریم، این شاعر پنج اثر با عنوانهای «اسرارنامه»،«مصیبتنامه»،«الهینامه»،«مختارنامه» و «منطقالطیر یا مقامات طیور» دارد که شهرت جهانی پیدا کردند.اگر زبان عطار را ندانیم و نشانهها و کدهای لازم را که در آثار اوست، درک نکنیم مشکل میشود به این قله دست یافت. اساس تفکر عطار بر زهد است. اگر آثارش را بخوانیم، گویی یک سفر معنوی را همراه تفکر عطار طی میکنیم. همچنین یک سفری درونی داریم. سفر مرغان تا سیمرغ همین سفر درونی است. عطار در «مصیبتنامه» ما را با درون خودمان پیوند میدهد و در «الهینامه» همین سخن را با تصاویر دیگری بیان میکند. اگر مجموعه آثار عطار را خلاصه کنیم تمام تلاش او این است نفس لوامه را در انسان به نفس مطمئنه به نحوی تغییر دهد که انسان صدای یآ أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى رَبِّکَ رَاضِیةً مَّرْضِیةً صدای دعوت خداوند را بشنود. یعنی آنقدر نفس و درون انسان پالایش پیدا کند که خداوند انسان را به طرف خودش دعوت کند؛ این موجز تفکر عطار است. عطار به تحقیق شاعری است که حافظ هم تحتتأثیر اوست. در بسیاری از غزلهای حافظ سایه شیخ صنعان از داستان «شیخ صنعان» منطقالطیر وجود دارد. شخصیتهایی معروف مانند ویکتور هوگو و تمام بزرگان مکتب «پارناس» همچون آرمان رنو و تئودور گوتیه بهنحوی روی بخشی یا کل آثار عطار کار کردهاند اما بیشتر از همه هلموتریتر بود که در مورد آرا و احوال شیخ فریدالدین نیشابوری تحقیق و پژوهش انجام داد .
اسماعیل آذر - گروه فرهنگ و هنرتیتر خبرها




