یک نفر و چند کتاب خاطرات!
در دومین روز نمایشگاه، سری به بخش عمومی در شبستان مصلی زدم و چند کتاب در حوزه دفاعمقدس خریدم. یکی از پدیدههای عجیبی که در این حوزه متوجه شدم، انتشار چند کتاب از خاطرات یک نفر با اسامی مختلف و از سوی ناشران مختلف بود. چند نمونه ذکر میشود:
- کتاب آهنگران (خاطرات حاجصادق آهنگران) یک جلدی، انتشارات یا زهرا- کتاب آهنگران (خاطرات حاجصادق آهنگران) دو جلدی، انتشارات یا زهرا- تاریخ شفاهی آهنگران (خاطرات حاجصادق آهنگران)، محمدمهدی بهداروند، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس- حماسهخوان خمینی (خاطرات حاجصادق آهنگران) محمدمهدی بهداروند، انتشارات جمکران
- خاطرات شفاهی حسین علایی، (خاطرات سردار حسین علایی)، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس- پسر آشیخ محمود (خاطرات سردار حسین علایی)، انتشارات ایران
- حسام (خاطرات امیر سیدحسام هاشمی)، انتشارات ایران سبز، سال ۱۴۰۰- سفر به روزهای جنگ (خاطرات امیر سیدحسام هاشمی)، انتشارات خطمقدم، سال ۱۴۰۱
از این نمونههای تکراری باز هم میشود ذکر کرد. شما بهعنوان یک خواننده و مخاطب اگر این تعدد کتابها از یک نفر را ببینید چه فکری میکنید؟ بر فرض اگر بخواهید یکی را بخرید چه میکنید؟ اسم این را چه میشود گذاشت؟ آسانگیری بیش از حد تاریخ شفاهی، انتشار بیحساب و کتاب خاطرات جنگ، آشفتگی در حوزه دفاعمقدس یا آشفتگی در حوزه نشر یا ... یعنی انتشار خاطرات و تاریخ شفاهی اینقدر راحت و آسان شده است؟ واقعیت آن است تدوین تاریخ شفاهی آسان نیست ما آسانش گرفتیم. به هر حال ذکر چند نکته در اینباره شاید تلنگری باشد برای اینکه مسأله را جدیتر بگیریم:
1- قبل از هرچیز، دیدن تعدد این کتابها صورت خوشی ندارد. چون اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که چرا چهار یا دو کتاب؟ مگر حاجصادق، سردار علایی و امیر هاشمی چند جا و چند بار خاطرات شان را بیان کردند؟ و چرا باید چنین باشد؟
2- فرض کنید که یک نفر بخواهد خاطرات حاجصادق آهنگران را بخواند؛ کدام یک از این کتابها را بخرد؟ این کتابها چه تفاوتی با هم دارند؟ کدام یک از اینها بهتر است؟ این مسأله فقط وقتی روشن میشود که هر چهار کتاب را بخوانیم. قطعا خوانندگان و مخاطبان نه آنقدر پول دارند که هر چهار کتاب را بخرند، نه آنقدر فرصت دارند که هر چهار اثر را بخوانند و نه جایی برای نگهداری هر چهار کتاب دارند.
3- ازجمله دلایل این آشفتگیها در آثار حوزه دفاعمقدس آن است که فروش کتابها اصلا برای ناشر و نویسنده و دیگران مهم نیست، چون بسیاری از این آثار در نهادهای دولتی یا با بودجههای دولتی و خلاصه با پول مفت دولتی منتشرمیشود وکسی غم پول و بازگشت سرمایه و فروش و این چیزها را نمیخورد.
4- این آشفتگیها جز سردرگمی و حیرت برای خوانندگان و مردم ثمری ندارد. کاش! انتشار خاطرات و تاریخ شفاهی را اینقدر آسان نمیگرفتیم. اگر میخواهیم کتاب خاطراتی منتشر کنیم یکبار و یکجا و بهصورت صحیح و اصولی منتشر کنیم. انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس، امر ضروری و لازمی است اما چگونه خاطرات نوشتن و جنگ را درست و صحیح روایت کردن از آن مهمتر و ضروریتر است.
علی نورآبادی - نویسنده
- خاطرات شفاهی حسین علایی، (خاطرات سردار حسین علایی)، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس- پسر آشیخ محمود (خاطرات سردار حسین علایی)، انتشارات ایران
- حسام (خاطرات امیر سیدحسام هاشمی)، انتشارات ایران سبز، سال ۱۴۰۰- سفر به روزهای جنگ (خاطرات امیر سیدحسام هاشمی)، انتشارات خطمقدم، سال ۱۴۰۱
از این نمونههای تکراری باز هم میشود ذکر کرد. شما بهعنوان یک خواننده و مخاطب اگر این تعدد کتابها از یک نفر را ببینید چه فکری میکنید؟ بر فرض اگر بخواهید یکی را بخرید چه میکنید؟ اسم این را چه میشود گذاشت؟ آسانگیری بیش از حد تاریخ شفاهی، انتشار بیحساب و کتاب خاطرات جنگ، آشفتگی در حوزه دفاعمقدس یا آشفتگی در حوزه نشر یا ... یعنی انتشار خاطرات و تاریخ شفاهی اینقدر راحت و آسان شده است؟ واقعیت آن است تدوین تاریخ شفاهی آسان نیست ما آسانش گرفتیم. به هر حال ذکر چند نکته در اینباره شاید تلنگری باشد برای اینکه مسأله را جدیتر بگیریم:
1- قبل از هرچیز، دیدن تعدد این کتابها صورت خوشی ندارد. چون اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که چرا چهار یا دو کتاب؟ مگر حاجصادق، سردار علایی و امیر هاشمی چند جا و چند بار خاطرات شان را بیان کردند؟ و چرا باید چنین باشد؟
2- فرض کنید که یک نفر بخواهد خاطرات حاجصادق آهنگران را بخواند؛ کدام یک از این کتابها را بخرد؟ این کتابها چه تفاوتی با هم دارند؟ کدام یک از اینها بهتر است؟ این مسأله فقط وقتی روشن میشود که هر چهار کتاب را بخوانیم. قطعا خوانندگان و مخاطبان نه آنقدر پول دارند که هر چهار کتاب را بخرند، نه آنقدر فرصت دارند که هر چهار اثر را بخوانند و نه جایی برای نگهداری هر چهار کتاب دارند.
3- ازجمله دلایل این آشفتگیها در آثار حوزه دفاعمقدس آن است که فروش کتابها اصلا برای ناشر و نویسنده و دیگران مهم نیست، چون بسیاری از این آثار در نهادهای دولتی یا با بودجههای دولتی و خلاصه با پول مفت دولتی منتشرمیشود وکسی غم پول و بازگشت سرمایه و فروش و این چیزها را نمیخورد.
4- این آشفتگیها جز سردرگمی و حیرت برای خوانندگان و مردم ثمری ندارد. کاش! انتشار خاطرات و تاریخ شفاهی را اینقدر آسان نمیگرفتیم. اگر میخواهیم کتاب خاطراتی منتشر کنیم یکبار و یکجا و بهصورت صحیح و اصولی منتشر کنیم. انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس، امر ضروری و لازمی است اما چگونه خاطرات نوشتن و جنگ را درست و صحیح روایت کردن از آن مهمتر و ضروریتر است.
علی نورآبادی - نویسنده




