زنی جوان در دادگاه خانواده:
شوهرم نمیگذارد لباس انتخاب کنم!
زن جوان وقتی دید که شوهرش باید لباسهای او را انتخاب کند، یک سال بیشتر دوام نیاورد و تصمیم گرفت برای همیشه از شوهرش جدا شود. آنها که هنوز زندگی مشترک خود را آغاز نکرده بودند، در نهایت پایشان به دادگاه خانواده باز شد و بهدلیل دخالتهای مرد جوان در لباسهای همسرش، درخواست طلاق دادند.
وقتی زن جوان در مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت، درباره ماجرای زندگیاش گفت: یک سال و نیم پیش با هیربد آشنا شدم. هیربد یکی از بستگان شوهر دخترخالهام بود. در مهمانی همدیگر را دیدیم و عاشق هم شدیم. خیلی زود نیز آنها به خواستگاریام آمدند و به عقد یکدیگر درآمدیم. هنوز زندگی مشترکمان را آغاز نکردهایم اما در این مدت سر مسائل بچگانه با شوهرم مرتب دعوا داشتیم. شوهرم حساسیتهای عجیبی دارد. یکی ازآنها انتخاب لباس است.من نمیتوانم برای خودم لباس بخرم. حتی اگر یک تیشرت هم برای خودم بخرم، هیربد عصبانی میشود. هیچوقت سلیقهاش را متوجه نشدم. انگار روی این موضوع لجبازی میکند. چون من هرچه بخرم، او سلیقهام را قبول ندارد و میگوید خیلی زشت است. مرتب توی ذوقم میزند. بارها سر این موضوع با هم درگیر شدیم ولی میگوید دوست دارد همسرش خوش تیپ باشد و اگر لباس بد بپوشد بدم میآید. همیشه از من میخواهد با هم به خرید برویم. وقتی میرویم و من از یک لباس خوشم میآید، به حالت دستوری میگوید که قشنگ نیست. این اواخر دیگر دوست ندارم چیزی برای خودم بخرم. وقتی شوهرم میگوید بیا برویم خرید، من به جای خوشحالی، ناراحت میشوم، چون میدانم قطعا با او دعوایم میشود، زیرا حق انتخاب ندارم. همهچیز را باید شوهرم انتخاب کند. اگر هم حرف بزنم اعتراض میکند و میگوید چرا اینقدر غر میزنی. او اعتماد به نفسم را از من گرفته و دیگر نمیتوانم در کنار او زندگی کنم. مطمئن هستم که در آینده با مشکلات و اختلافات زیادی مواجه میشویم. برای همین میخواهم حالا که زندگی مشترکمان هنوز شروع نشده از او جدا شوم تا بیشتر از این آرامشم را از دست ندهم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم موضوع را زیادی بزرگ کرده است. من فقط خواستم در انتخاب لباس کمکش کنم. از همان ابتدای آشنایی هم به او گفتم که چقدر خوشلباسی برایم مهم است. به او گفتم سبک لباس پوشیدنت را تغییر بده ولی او مرتب لجبازی میکند و میرود دقیقا لباسهایی میخرد که من خوشم نمیآید. برای همین از او خواستم با هم به خرید برویم اما این زن فقط با من لجبازی میکند. سر چنین موضوع سادهای، مرتب جار و جنجال به راه میاندازد و دعوا میکند. من هم دیگر خسته شدم از بس با او درگیر شدم. او زن لجبازی است و من هم نمیخواهم در کنار این زن خودخواه زندگی کنم.
در پایان نیز قاضی دلیل آنها برای جدایی را کافی ندانست و از این زوج خواست با یک مشاور خانواده مشورت کنند.
باید اختلافات سلیقهای را حل و فصل کرد
سارا شقاقی، روانشناس دراینخصوص میگوید: یکی ازمشکلاتی که تقریبا بین زوجها بهوجود میآید، اختلاف سلیقه بین آنهاست. اختلاف سلیقه بین زن و شوهر گاه در ارتباط با مسائل اصولی واساسی وگاه در امور بسیار ساده و پیشپا افتاده رخ میدهد. اختلاف سلیقه بین زوجها امری قطعی است زیرا هر انسانی دارای آرا وافکارخاصی است وهمین امر سبب میشود که از سلیقههای متفاوت برخوردار باشند. البته برخی از پیوندهای ازدواج بدون درنظر گرفتن ضوابط و معیارهای همانندی انجام میگیرد که دامنه اختلافات در اینگونه پیوندها عمیقتر و گستردهتر است. در این میان اختلاف سلیقه بین زن و شوهر مهم نیست، بلکه نکته حائز اهمیت این است که باید اختلافات سلیقهای را حل و فصل کرد. گاه بین زن و مرد در امر سادهای اختلافنظر پیش میآید و چون زن و شوهر با اصول اخلاقی و روانشناسی آشنایی کافی ندارند،رفتارهایی میکنند که نه فقط اختلاف سلیقه را از بین نمیبرد، بلکه دامنه اختلاف را نیز عمیقتر و گستردهتر میکند. درحالیکه اگر زن وشوهرکمی فکرخود را به کارمیگرفتند، به آسانی وسهولت اختلاف سلیقه میان آن دو حل و فصل میشد و کوچکترین تضادی بین آنها بهوجود نمیآمد. نکتهای که زن ومرد هنگام برخورد با اختلاف سلیقه باید به آن توجه داشته باشند، این است که هر یک پیش از آنکه به سلیقه خود اشاره کند، ذوق و سلیقه طرف مقابل خود را مورد تایید قرار دهد و آنگاه سلیقه خود را ابراز کند، بدون اینکه به دفاع از سلیقه خودش بپردازد.
مهدی یکهسادات - تپشدر ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم موضوع را زیادی بزرگ کرده است. من فقط خواستم در انتخاب لباس کمکش کنم. از همان ابتدای آشنایی هم به او گفتم که چقدر خوشلباسی برایم مهم است. به او گفتم سبک لباس پوشیدنت را تغییر بده ولی او مرتب لجبازی میکند و میرود دقیقا لباسهایی میخرد که من خوشم نمیآید. برای همین از او خواستم با هم به خرید برویم اما این زن فقط با من لجبازی میکند. سر چنین موضوع سادهای، مرتب جار و جنجال به راه میاندازد و دعوا میکند. من هم دیگر خسته شدم از بس با او درگیر شدم. او زن لجبازی است و من هم نمیخواهم در کنار این زن خودخواه زندگی کنم.
در پایان نیز قاضی دلیل آنها برای جدایی را کافی ندانست و از این زوج خواست با یک مشاور خانواده مشورت کنند.
باید اختلافات سلیقهای را حل و فصل کرد
سارا شقاقی، روانشناس دراینخصوص میگوید: یکی ازمشکلاتی که تقریبا بین زوجها بهوجود میآید، اختلاف سلیقه بین آنهاست. اختلاف سلیقه بین زن و شوهر گاه در ارتباط با مسائل اصولی واساسی وگاه در امور بسیار ساده و پیشپا افتاده رخ میدهد. اختلاف سلیقه بین زوجها امری قطعی است زیرا هر انسانی دارای آرا وافکارخاصی است وهمین امر سبب میشود که از سلیقههای متفاوت برخوردار باشند. البته برخی از پیوندهای ازدواج بدون درنظر گرفتن ضوابط و معیارهای همانندی انجام میگیرد که دامنه اختلافات در اینگونه پیوندها عمیقتر و گستردهتر است. در این میان اختلاف سلیقه بین زن و شوهر مهم نیست، بلکه نکته حائز اهمیت این است که باید اختلافات سلیقهای را حل و فصل کرد. گاه بین زن و مرد در امر سادهای اختلافنظر پیش میآید و چون زن و شوهر با اصول اخلاقی و روانشناسی آشنایی کافی ندارند،رفتارهایی میکنند که نه فقط اختلاف سلیقه را از بین نمیبرد، بلکه دامنه اختلاف را نیز عمیقتر و گستردهتر میکند. درحالیکه اگر زن وشوهرکمی فکرخود را به کارمیگرفتند، به آسانی وسهولت اختلاف سلیقه میان آن دو حل و فصل میشد و کوچکترین تضادی بین آنها بهوجود نمیآمد. نکتهای که زن ومرد هنگام برخورد با اختلاف سلیقه باید به آن توجه داشته باشند، این است که هر یک پیش از آنکه به سلیقه خود اشاره کند، ذوق و سلیقه طرف مقابل خود را مورد تایید قرار دهد و آنگاه سلیقه خود را ابراز کند، بدون اینکه به دفاع از سلیقه خودش بپردازد.




