روایت تاریخ از کارنامه روحانیت
ریشههای جدایی اسلام از روحانیت
کانونهای پنهانی که از دیرباز، بقای خود را در نابودی اسلام و مسلمین میدیدند وقتی شکوه و تمدن اسلامی را بر جهان تاریک و تیره قرون وسطی حاکم دیدند که علت آن همانا آمیختگی دین با علم، هنر، سیاست، اجتماع و زندگی بود و دریافتند مرکز تئوریک این امتزاج نیز حوزههای علمیهای هستند که علوم دینی را زمینهساز سایر علوم کرده وعلمای دینی فارغالتحصیل این حوزهها نیز هریک در شاخه یا شاخههایی از علوم تجربی یا دقیقه و مانند آن، دانشمند و اندیشمند هستند، به این نتیجه رسیدند که برای مضمحل کردن آن تمدن اسلامی، راهی نیست جز آنکه ریشههای آکادمیک و تئوریک تمدن فوق، یعنی حوزههای علمیه (که در واقع موتور محرک تمدن اسلامی یا کارخانههای تمدنسازی بهشمار میآیند) مورد هجوم قرار داده و در همانجا دین را از علوم و هنر جداساخته و طرح تئوری دیرین خود، یعنی جدایی دین از زندگی (که در اروپای رنسانس عملی کرده بودند) را در شرق اسلامی نیز به اجرا گذارند.
اولین تئوریسینهای اسلام منهای روحانیت در ایران
فراماسونهایی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده، سیدحسن تقیزاده، عبدالرحیم طالبوف، میرزا آقاخان نوری، میرزا ملکمخان، میرزا آقاخان کرمانی و... احمد کسروی و... از کسانی بودند که «اسلام منهای روحانیت» را با القای تفکرات مخرب و وارونهنمایی تاریخ تئوریزه کردند. آنها که مطمئن بودند، نمیتوان اسلام را از جامعه ایران حذف کرد کوشیدند که محور پویایی و فعالیت شیعه یعنی روحانیت و مرجعیت و ولایت را از آن حذف کنند.از همین جا گروههایی به وجود آمدند که بهرغم اسلامنمایی، ولی آن را بدون روحانیت و سیاست معرفی میکردند. نخستین تفکرات ضدولایتفقیه را در مکتوبات دوران مشروطه از جمله در نوشتههای ابراهیم زنجانی (فراماسون معروف و رئیس دادگاه شیخ فضلا... نوری) میتوان یافت. یعنی اینگونه مشخص است که در همان دوران اندیشه ولایتفقیه در جامعه بسیار مطرح بوده است.بهرغم این تلاش وقفهناپذیر ضددینی اما روحانیت و مرجعیت اسلامی همچنان حضور خود را در صحنهها و بزنگاههای تاریخ ایران حفظ کرد و کانونهایی را که با کنار زدن روحانیت و مسخ اسلام تلاش داشتند تا منابع و ثروتهای ملی این سرزمین را چپاول کنند، ناامید ساخت.
چه کسانی همیشه در میدان بودند؟
با نگاهی به تاریخ، مشاهده میشود که هر زمان سخن از دفاع از عزت و شرافت ملی وحتی آب، خاک و وطن در میان بود، رهبری روحانیت و فتاوی مرجعیت زمان به میدان آمده و بهدنبال آن اقشار سنتی، مذهبی ومقلدان مراجع و علمای اسلام نیز در میدان حاضر شدهاند و هرکجا صحبت از خیانت، ذلت، وطنفروشی و بیگانهپرستی بوده،همه آن کسانی که روحانیت اسلام را موجب عقبافتادگی ملت میدانستند، حضور داشتند، از نیروهای غیرمذهبی و ضدمذهبی گرفته تا اسلامگرایان سکولار و شبهروشنفکران به اصطلاح دینی و غیردینی.این واقعیت را میتوان از دفاع در مقابل تجاوز روس در جنگهای ایران و روس و مقابله با تجاوز انگلیس در جنگ جهانی اول دریافت و با نگاه دقیقتر به تاریخ میتوان مشاهده کرد که از ایستادگی دربرابر فروش کشور در قراردادهای رویتر و رژی و تا تحریم مشروطه انگلیسی و...همواره این روحانیون اسلام حاضروفعال بودندوبرعکس میتوان ملاحظه کرد از قراردادهای گلستان و ترکمانچای گرفته تا تجزیه کشور و تا به هدر دادن مبارزات نهضت عدالتخانه و تا تبانی با بارون ژولیوس رویتر یهودی، لرد کرومیو،روچیلدها، برپایی سازمانهای فراماسونری و...این به اصطلاح شبهروشنفکران و سکولارها و مخالفان روحانیت بودند که در جبهه خیانت قرار داشتند.
سعید مستغاثی - مستندساز و کارشناس سینما




