عاشورا ؛مفهوم همیشه تازه

عاشورا ؛مفهوم همیشه تازه

صدیقه سلمان یکی ازهنرمندان تجسمی متعهد و دغدغه‌مند نسبت به انقلاب و مفاهیم فرهنگی و دینی است. او تحصیلات خود را در مقطع فوق‌لیسانس تصویرسازی ازدانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان رسانده است.

اوهمگام با فعالیت‌ هنری در جایگاه‌های مختلف علمی، هنری و فرهنگی نیز حضوری فعال داشته که ازجمله آن می‌توان به تدریس دردانشگاه‌‌ها‌ و مراکز آموزشی فرهنگی، مسئول آموزش معاونت شهرسازی ومعماری اشاره کرد. برپایی نمایشگاه‌های انفرادی، شرکت درنمایشگاه‌های گروهی داخلی و خارجی و حضوردررقابت‌های ملی ــ هنری نیزازدیگر فعالیت‌های صدیقه سلمان است.سلمان رتبه برتر اولین جشنواره هنر مقاومت بوده است. سلمان چاپ چندین مقاله درنشریات هنری مانند«تأثیر شیشه‌های رنگی درگرافیک شهری»را در کارنامه خود دارد.این هنرمند درخلق آثار هنری ومذهبی خود ازسبک‌های هنری مختلف بهره گرفته است.این هنرمند دریکی ازروزهای گرم تابستان برای گفت‌وگوی حضوری به روزنامه جام‌جم آمد که ماحصل آن را از نظر می‌گذرانید. 

موضوع زنانگی و توجه به نقش زنان در آثار شما به‌خوبی قابل ردیابی است. جدا از این‌که شما به‌عنوان یک بانو درونیات خود را روی بوم نقش می‌زنید اما تلاش می‌کنید به بخش مهمی از جامعه نمود ببخشید. 
بعد از ورود به دانشگاه در برهه‌ای به‌طور آکادمیک با رشته نقاشی آشنا شدم که انقلاب به ثمر رسیده بود و فضای دفاع‌مقدس در جنگ با کشور عراق بر کشور حاکم بود. قبل از آن هم در فعالیت‌های دانش‌آموزی به این مسأله گرایش داشتم که موضوعات مربوط به انقلاب اسلامی و جنگ را طراحی و نقاشی کنم. بعد از ورود به دانشگاه با فضای هنر انقلاب آشنا شدم، چون در دوره پس از انقلاب فرهنگی بودیم و دانشگاه‌ها بازگشایی شدند و اتصال ما با این دوره خیلی تنگاتنگ بود. در واقع جزو اولین نسل‌هایی بودیم که در پی انقلاب اسلامی و بعد از انقلاب فرهنگی وارد دانشگاه شدیم؛ به همین علت مسائل مربوط به جنگ و بمباران برای ما به‌گونه‌ای بود که حتی در تمرینات کلاسی و دانشگاهی از سوی استادان و دانشجویان مورد توجه بود و براساس آن تابلوهایی نقاشی و طراحی می‌شد. در آن زمان به‌دلیل این‌که به‌تازگی در حوزه هنری فعالیتم شروع شده بود، مضامین انقلابی و حوزه دفاع‌مقدس برایم پررنگ بود. قبل از این‌که درباره موضوع دفاع‌مقدس کار کنم و با مضامینی که بانوان هم درآن حضوردارند، نقاشی کنم،در دوره‌ای که به آن هویت‌یابی یا شناخت خود می‌گویم، دنبال مضامین معنوی و انسانی بودم. در عین حال انقلاب هم شده بود و در حال پیدا کردن خودم به‌عنوان یک انسان بودم؛ هرچند بعضی از فیگورها زنانه نیست اما هویت انسانی در ذهنم بوده است. پس ازآن‌که موضوع دفاع‌مقدس پیش آمد، توجهم بیشتر به سمت بانوان اثربخش در پشت جبهه‌های نبرد، همسران، مادران رزمندگان و شهدا در دفاع‌مقدس جلب شد. به‌عنوان کسی که برادرانم در دفاع‌مقدس حاضر شدند و با حال‌وهوای بمباران شهرها و آژیر خطر با حضور ونقش بانوان در پشت جبهه آشنا بودم،همراهی وهمدلی‌ام باآن فضا،احساسات لازم رابرای خلق آثارنقاشی ایجاد می‌کرد. نقش حمایتی زنان، پرورش‌فرزندان از جان گذشته در دفاع‌مقدس و انرژی‌بخشی به مردان همیشه برایم ارزشمند بوده است. پرورش فرماندهان دلاور دفاع‌مقدس که می‌توانند نقش رهبری در عرصه دفاع و جنگاوری داشته باشند و سربازانی که جان‌شان را در راه کشور و انقلاب فدا می‌کردند و همچنان فداکارانه برای میهن پایمردی دارند، به کمک زنان سرزمینم بوده و این برایم ارزشمند است. تمام این مفاهیم برایم اهمیت دارد، چون زن را محور اساسی و تأثیرگذار درهستی وخانواده می‌دانم. نوع برخورد و نحوه تعامل زنان با مردان در خانواده‌ام نیز از کودکی‌ام به‌قدری همراه با همدلی، محبت و احترام بود که همواره این احساس ارزشمند را با خود داشتم.
 
آثار شما در دهه80رویکرد مذهبی با موضوع شهادت اهل‌بیت(ع) داشت اما دراین آثاریک نگاه کمینه‌گرا(مینی‌مالیستی) دیده می‌شود. مثل یک ظرف آب تنها در گستره تک‌رنگ خاکی یا یک کاسه آب در گستره‌ای از رنگ آبی که به‌خوبی می‌توان در این آثار با وجود کمینه‌گرایی عشق به اهل‌بیت(ع) را دید.چطور ازنگاه دانشجویی که دنبال شناخت هویت خود و ارتباط با جهان هستی است، به این دیدگاه رسیدید؟
شخصا به مضامین موجود درانقلاب اسلامی متمایل بودم وهمچنان هستم،چون خودم را فرزند انقلاب می‌دانم.بنابراین در انجام کارهای فرهنگی به طورطبیعی به سمت نقش زدن آثارمرتبط با انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، اسلام و عاشورا که اوج این حرکت است و نیز موضوع فلسطین گرایش پیدا می‌کنم.عاشورا ازنظرمن نقطه اوج تجلی اسلام، ایران وازمفاهیمی است که حضرت امام(ره) هم روی آن تأکید داشتند و هیچ وقت کهنه نمی‌شود. به نظرم موضوع عاشورا مفهومی همیشه تازه است که درون هرکسی چه در کلام و بیان نوشتاری و گفتاری، چه در قالب نمودهای بصری جدید رخ می‌نمایاند. از آنجا که به لحاظ خاستگاه اجتماعی و تربیتی در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شدم؛ اتصالم به مذهب تشیع و انقلاب اسلامی و آگاهی‌ای که به من داده است، موجب شد تصمیم بگیرم در راه اهل بیت(ع)، قدمی هرچند کوچک بردارم. در زمان دانشجویی هم تاحدی در مفاهیم قرآنی کنکاش و درباره آن طراحی می‌کردم. طراحی‌هایم درباره آیاتی بود که در قرآن تصویر داشت و آن زمان حس درونی‌ام را در ارتباط با قرآن و هستی تصویر می‌کردم. به طور مشخص مضامینی را برای ترسیم تابلوها و نقاشی‌هایم به مخاطب انتخاب کردم که برای خودم با ارزش‌تر است. در ادامه فعالیتم نیزاحساس کردم مفاهیمی درموردامام حسین‌(ع) وعاشورا،اهل بیت وابالفضل العباس‌(ع) تأثیر فرهنگی خودرا می‌گذارد. معتقدم واقعه کربلا و فرهنگ عاشورایی، امری ماندگار و درعین حال مفهومی جهانی است. 
 
نگفتید این نگاه کمینه‌گرایی که در بعضی تابلوها نسبت به مفاهیم عاشورا داشتید، چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟
در واقع آنچه نقاشی کردم، جزو لحظاتی بوده که در ذهنم تجلی پیدا کرده واصلا دست خودم نبوده که بگویم با چنین قصدی آمدم و اتود زدم. حداقل سه اثر در آغاز خلق و شکل‌گیری به گونه‌ای دیگر بودند و به ناگاه به این شکل درآمدند و روی آن لایه لایه رنگ آمد. در واقع می‌توانم بگویم ذهنیت قبلی نسبت به خلق این آثار نداشتم ودر زمان‌های شنیدن مرثیه خوانی‌های روز تاسوعا و عاشورا، به ناگاه مثل یک جرقه در ذهنم جان گرفته است. به‌عنوان مثال، دریکی ازنقاشی‌ها زمین کویری بود که اطراف آن آب را دیدم که به نوعی نشانه و نمادی از تشنگی امام حسین(ع) و یارانش است.این داستان‌ها درباره وجوه مختلف واقعه کربلا و تشنگی امام حسین(ع) و یارانش را هرسال زیاد شنیدیم و دائم در عاشوراواربعین درتکیه‌ها وروضه‌ها و تعزیه‌ها می‌شنویم. این مضامین به قدری با جزئیات است که گاهی ترجیح دادم شاهد یک لحظه بی‌حاشیه و بی‌جزئیات باشم که به ذهنم متبادر شده و آن را تصویر کنم.
 
با توجه به این‌که گفتید همیشه امکان خلق نقاشی تازه در حوزه اهل بیت و عاشورا وجود دارد، چگونه امکان خلق چنین اثری بدون افتادن به دام تکرار وجود دارد؟
هر انسانی در دوران زندگی‌اش درمسیر رشد قدم برمی‌داردوشناخت کسی که کارهنری انجام می‌دهد نسبت به دنیا بیشتر می‌شود. یک هنرمند به شکل همه‌جانبه نگاهی تیزبینانه‌ و کنجکاو نسبت به طبیعت پیرامونی، محیط اطراف، رویدادهای اجتماعی و حتی جهان‌بینی و مضامین اعتقادی و دیدگاه‌های فکری‌اش دارد و هرچه کنجکاوتر و پویاتر باشد، این تعالی و تجلی تکمیل‌تر می‌شود. ممکن است به عنوان یک هنرمند کار دیروزم برای امروز کم باشد، اما بسته به عرصه‌ای که آن راتمرین و تکرار کردم، به مضامین و تصاویر جدیدی می‌رسم. خلق اثر هنری امری درونی است که برانسان جاری می‌شود.به طور اخص به عاشورا و تاثیرهای جهانی آن متمایلم، چون فقط به تاریخ دین اسلام یا سرزمین کربلا درکشور عراق محدود نیست بلکه تجلی حقیقتی جهانی از یک واقعه تاریخی است. این موضوع در کلام امام خمینی(ره)هم آمده که هرچه اسلام داردازمحرم است و زنده بودن «اسلام ناب محمدی(ص)» به واسطه محرم و واقعه کربلاست. وقتی این جمله را می‌شنوم، احساس می‌کنم چیزی درونم در حال جوشیدن است و آنچه امروز درونمان می‌جوشد، همانی نیست که دیروز می‌جوشید. امروز هم که قضایای کشتار در غزه پیش آمده، روی من و حتی مضامین مربوط به خلق آثار عاشورایی‌ام اثر می‌گذارد، چون باز همان مظلومیت‌ها را به شکل دیگری در سرزمین‌های اسلامی و در جامعه جهانی می‌بینم. تمام این‌ وقایع روی نقاشی و دیگر آثار هنری اثرگذار است‌.کمتر هنرمندی را پیدا می‌کنید که روی یک مضمون به یک شکل و شیوه کار کرده باشد؛ این خاصیت پویایی هنر است و به خاطر بار تجربیاتی است که سال‌ها آموخته و در هنگام خلق اثر همه اینها در تک‌تک خطوط طراحی و حتی نحوه حرکت قلم رنگ تأثیر می‌گذارد. در نتیجه، عاشورا برایم از این بُعد تکرارناپذیر است و به‌شدت تجسم و تصویر ایجاد می‌کند؛ یعنی به هر کنج آن واقعه تاریخی که نگاه می‌کنم، ممکن است تصویر جدیدی ببینم و در ذهنم متجسم شود.

در اواخر دهه 80 آثار شما درباره اهل بیت(ع) و امام حسین(ع) حالتی اکسپرسیونیستی به خود می‌گیرد و نقش تأکیدی در نقاشی شما بیشتر می‌شود. چرا تصمیم گرفتید نگاه اکسپرسیونیستی به موضوعی مذهبی داشته باشید؟
من دو کاربه این شکل دارم که یکی با شمایل حضرت عباس(ع) ودیگری با شمایل امام حسین(ع)است.آن نقاشی که شمایل امام حسین(ع) دست‌های مبارکش را بالا گرفته، مربوط به کلامی منسوب به ایشان است که می‌گوید: «إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیوف خُذینی» یعنی اگر دین محمد(ص) جز با کشته شدن من باقی نمی‌ماند،پس ای شمشیرها مرا دربر گیرید.» و دیگری با شمایل حضرت اباالفضل (ع) که دستانش بریده رو به آسمان و خون از بالا شُره کرده است را با محوریت این کلام «وا... ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداّ عن دینی».در مورد اکسپرسیونیستی بودن این دو اثر عاشورایی باید بگویم اگرچه متأثر از این نوع سبک هستم و برایم این شیوه جذاب است اما در حین خلق اثر، سبک و شیوه کارم را تعیین نمی‌کند. تأثیر رنگ و تأکید روی طراحی و خطوط با مضامینی که من در نقاشی‌هایم دارم، شاید به نظر با سبک اکسپرسیونیسم همخوانی دارد. در کل ممکن است از آن سبک الهام گرفته باشم و در کارهایم تأثیرگذار باشد، چون خلوص و ترکیب رنگ و فرم‌هایی که می‌توانم از آن بهره ببرم، مسیری مطلوب برایم محسوب می‌شود. اگر بخواهم واقعه‌ای مانند کربلا را برای اولین بار روی بوم بیاورم، برای بهره‌مندی از خطوط با حالت و باهیجان، شاید قالب بیانی اکسپرسیونیستی بهتر باشد. به طور معمول رنگ‌ها و حالات خطوط، شکل و قالب آثارم درهمان لحظه به ذهنم خطور می‌کند و اول تصویر را در آن لحظه می‌بینم اما درطراحی‌های تکمیلی به آن بسنده نکرده وبه طور مجدد تراوشاتی در ذهنم پدید می‌آید وبه ترکیب‌بندی نهایی اضافه می‌کنم که بامضمون هم بی‌ارتباط نیستند.بنابراین،ازقالب‌های هیجانی وحالت‌گراکه در امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم وجود دارد، بی‌تأثیر نیستم. در کل مانعی برای استفاده از سبک‌های نقاشی برای بیان یک مفهوم دینی نمی‌بینم و چیزی است که از درونم جوشیده است.

ضعف استراتژیک در حوزه هنرهای تجسمی
ما در عرصه فرهنگ و هنر ضعف استراتژی، برنامه‌ریزی ومدیریت داریم که ناشی از فقدان شناخت و تعامل دوسویه و درهم‌تنیدگی مجریان و سیاست‌گذاران با بدنه فرهنگی و هنری کشور است. برایم جالب و البته عجیب است که هیچ‌کدام از مسئولان را به غیر از رهبر معظم انقلاب که نسبت به موضوع فرهنگ و هنر حساس و بسیار دغدغه‌مند هستند ندیدم. اغلب فعالیت‌های فرهنگی ــ هنری ما چشم‌انداز خاصی ندارند و بیشتر برای مصرف امروز است؛ یعنی ما نیاز به مجامع و گروه‌های هنرمند با انواع مختلفی از افکار داریم که در فضایی امن و آرام کنار هم بنشینند و حداقل افکار و دیدگاه خوب و بد یا درست و غلط خود را بیان کنند. نیاز داریم یک گروه متخصص و متعهد ایده‌ها را دسته‌بندی کنند تا بدانند 20 سال بعد از آن قرار است چه اتفاقی برای هنر کشور بیفتد و بر مبنای ضرورت‌های فرهنگی و اجتماعی، ملی و جهانی در هزاره سوم‌، هنر ایران اسلامی لازم است به کدام سمت‌و‌سو حرکت کند. من چنین چیزی ندیدم و گویی هیچ‌کس دغدغه آن را هم ندارد. برایم خوشایند نیست بگویم‌ اگر تا این زمان کار بنیادی، با برنامه‌ریزی درست و هدفمند صورت می‌گرفت، نمود آن این چیزی نبود که در فضای هنری و عرصه فرهنگ امروز می‌بینیم. در ارتباط با خانم‌ها در عرصه‌های اجتماعی اتفاقاتی می‌افتد و کتمان نمی‌کنم، اما در زمینه فعالیت بانوان در جامعه و در زمینه هنر چالشی برای کار کردن و ادامه فعالیت‌ها و حتی درخشش نمی‌بینم.

نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر