نسخه Pdf

صداها و قاب‌هایی از قهرمانان

صداها و قاب‌هایی از قهرمانان

زمانی که انقلاب اسلامی حدود 45 سال قبل به پیروزی رسید و همگان به‌دنبال آن بودند که رمز و راز این پیروزی را به هر طریق ممکن دریابند، وقایع سیاسی، اجتماعی و حتی قومیتی آنچنان که باید، اجازه ظهور و بروز این رمز و راز را به آنهایی که هنوز در بهت شکل‌گیری انقلاب اسلامی بودند، نداد و این مهم در سایه برخی التهابات تحت‌الشعاع قرار گرفت اما اراده الهی به‌گونه‌ای بود که این راز و شگفتی‌های پیوندخورده به مفاهیم بلند ارزشی و دینی، باید بار دیگر تجلی عینی پیدا می‌کردند و ناگهان «دفاع مقدس» با تمام ویژگی‌ها، تلخی‌ها، سختی‌ها، شیرینی‌ها و شعارهای مرتبط به خود از راه رسید.

کسی در دنیا باور نمی‌کرد این جنگی که با رویکرد شرق و غرب برای ازبین‌بردن انقلاب اسلامی ایران به‌وجود آمده و قرار بوده که طی چند روز یا نهایتا چند هفته با پیروزی صدام به پایان برسد، تاهشت سال دامنه پیدا کرده و توجه تمام جهانیان را برای شناخت وجوه شخصیتی قهرمانان و رزمنده‌های ایرانی به خود جلب کند.جنگ تمام شد اما شعارهای برساخته از فرهنگ جنگ و مکتب دفاع‌مقدس گویی می‌خواستند تازه خود را از بند و انحصار جغرافیا رها کنندو در تمام جهان تبلور عینی خود را به همگان نشان دهند، چراکه رزمنده‌ها گفته بودند:«جنگ، جنگ، تا پیروزی» یا این‌که فریاد می‌زدند: «کربلا، کربلا، ما داریم می‌آییم» یا این‌که پشت پیراهن‌های خود می‌نوشتند:«مسافر کربلا». بله، دقیقا رمز و راز پیروزی در جنگ و انقلاب اسلامی همین بود: تأسی از مکتب کربلا و عاشورا و حضور درمسیر سرخ شهادتی که امام‌حسین(ع) آن را به جهان و تاریخ بعد از خود به ودیعه گذاشت و عاشقان کربلا و عاشورا و امام‌حسین(ع) این مسیررااین‌گونه طی می‌کنند که: کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا. این دیدگاه و محصول گفتمانی آن گویای آن است که تا در جهان ظالمی و مظلومی هست، همان‌گونه که رزمنده‌های دوران مقدس گفتند: جنگ جنگ تا پیروزی، جنگ برقرار است و نمی‌توان درخصوص موضوعات انسانی و ارزش‌های دینی و مذهبی خنثی بود و بی‌تفاوت از آنها گذشت.گرچه بعد از دفاع‌مقدس تعابیری نیز به گوش می‌رسیدکه دروازه‌های شهادت بسته شده است اماجبرجدال حق وباطل در جهان، چنان گسترش پیدا کرد که بعدها مداحان در جمع عاشقان شهادت می‌خواندند:«دلم یه جوریه، ولی پر از صبوریه، چقدر شهید دارن میارن از تو سوریه، منم باید برم، آره برم سرم بره، نذارم هیچ حرومی، طرف حرم بره، یه روزی بیاد، نفس آخرم بره‌... .» 
و با همین مداحی‌ها بود که دوباره کوچه‌ها مثل دوره دفاع‌مقدس هر روز شاهد بازگشت پیکر شهدا بودند که این‌بار نام‌های دیگری به خود گرفتند و البته که هم خودشان و هم خانواده‌های‌شان مضاف بر دشواری جنگ، مصائبی بزرگ‌تر چون طعنه و کنایه را هم به مدد بازوی رسانه‌ای دشمن متحمل می‌شدند و این اتفاق تازه‌ای نبود، چراکه در زمان دفاع‌مقدس هم این اتفاق موجود بود و آن موقع جبهه رسانه‌ای دشمن که سعی می‌کرد علاوه‌ بر اختلاف میان مسئولان و مردم و رزمنده‌ها، روحیه مردم و رزمنده‌ها را تضعیف کند، تحت عنوان «اژدهای هفت‌سر رسانه‌ای» معروف شده بود که حالا بیشتر رشد کرده و امروز نه‌تنها فراتر از اژدهاست، بلکه تعداد سرهایی هم که دارد آنچنان بی‌نهایت و فزاینده شده که درهمه لحظه‌ها و همه مکان‌ها با هر شکل و شمایلی می‌توانیم حضور آن را احساس و درک کنیم. در مقابل این حجم و اندازه از حضوروتاثیرگذاری رسانه‌های مخالف و معاند که همواره تلاش دارند ارزش‌ها و عقاید را تضعیف یا تخریب کنند، موازی با نبرد میدانی و نظامی، بازوی رسانه‌ای نیز نیاز مبرم و ضروری است تا بتوان علاوه بر تبیین مسیر و اهداف، دستاوردها را نیز بیان و انگیزه‌ها راحفظ و نگهداری کرد. نظم موجود جهانی که از حالت تک‌قطبی یا دوقطبی به چندقطبی رسیده است، به‌شدت نیازمند ایجاد شناخت ازمؤلفه‌های قدرت قدرت‌های نوظهور وجدیدی مثل ایران است که مؤلفه قدرت آن بیش ازهرچیزدیگر، فرهنگ و ارزش‌های دینی، مذهبی واجتماعی است که دشمن سعی دارد این مؤلفه‌های قدرت ایران مقتدر رابارسانه‌ها روبه محوشدن یا کمرنگ‌شدن ببردکه درمقابل،به‌طورذاتی قطعا مسئولیت بسیارگران و خطیر و ارزشمندی روی دوش صداوسیما گذاشته می‌شود که در کنار سایر تولیدات خود،نگاه جدی به قهرمانان رهرو درمسیر انقلاب و خانواده‌های آنها داشته باشد. 
برهمین مبنا در دوره حاضر و کنونی و دوره جدید سازمان صداوسیما، نگاه متفاوتی شکل گرفته است که مجموعه‌ای از تولیدات نمایشی، مستند یا قالب‌های تبلیغی بتوانند این مفاهیم تمدن‌ساز و گرانسنگ را به جوامع هدف منتقل کنند که در ذیل انواع موضوعات، درام یا ملودرام، چه در رادیو و چه در تلویزیون بیشتر مورد توجه است.

عزیزا...محمدی - از اهالی قلم
ضمیمه ویژه نامه