تعارض منافع دستگاهها مانع اجرای آبخیزداری
ایران سرزمین پهناوری است که بهعنوان هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت یک میلیون و 648هزار کیلومترمربع مساحت دارد. مجموع مرزهای خشکی ایران 5170 کیلومتر و مجموع مرزهای آبی آن در شمال و جنوب 2510 کیلومتر است.
یکی از مشکلات اساسی و چالشهایی که ایران با آن دستوپنجه نرم میکند کمبود آب است، زیرا ایران از نظر موقعیت جغرافیایی کشوری خشک و نیمهخشک محسوب میشود و میزان بارندگی و شرایط تبخیری آن نسبت به میانگین جهانی بسیار بالاتر است. علاوه بر شرایط جغرافیایی خشک، استفاده نادرست از منابع آبی موجب شده که ایران مشکلات جدی بحران آب را تجربه کند.
براساس گزارشهای مجامع داخلی و بینالمللی، میزان اراضی در معرض فرسایش آبی یا سیلابی که در ایران وجود دارد، مساحتی نزدیک به ۱۲۵میلیون هکتار است. طبق ادعای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، از تاریخ تشکیل این سازمان تاکنون ۳۰ الی ۳۲ میلیون هکتار آبخیزداری انجام شده است. یعنی حدود ۹۰ میلیون هکتار زمین باقیمانده که باید در آنها آبخیزداری انجام شود. در صورتی که برای بسیاری از این زمینها حتی مطالعهای انجام نشده که چه نوع آبخیزداری برایشان مناسب است.با این تفاسیر و با یک بررسی ساده میتوان گفت تاکنون سرعت انجام عملیات آبخیزداری در کشور در بهترین و بالاترین رکوردهایی که به ثبت رسیده، حدود دو میلیون هکتار در سال بوده است، اما با نگاهی به بودجهای که در حال حاضر به آنها اختصاص مییابد و با بودجههای قبلی متفاوت است، نتیجه میگیریم سرعت انجام آبخیزداری به یک میلیون هکتار در سال هم نخواهد رسید.
با یک ضرب و تقسیم ساده مشخص میشود ۹۰میلیون هکتارزمین وجود داردکه اگر هر سال در یک میلیون هکتار از آن آبخیزداری انجام شود، ۹۰سال طول میکشد یک دور کل زمینها تمام شود. فراموش نکنیم عمر سازههای آبخیزداری ۹۰ سال نیست، یعنی عملا این کار با این سرعتی که در حال انجام است هرگز نه تمام میشود و نه به نتیجه ایدهآل میرسد.
عمر ۳۰ میلیون هکتاری هم که قبلا در آنها آبخیزداری انجام شده حدود ۵۰ سال است، یعنی کارایی گذشته را ندارند و پشت آنها آنقدر رسوبات جمع شده که به تخلیه نیاز دارندتابتوانند ازسیلاب بعدی جلوگیری کنند.نکته حائز اهمیت درمورد هزینههای آبخیزداری این است که چون نسبت به پروژههای دیگر هزینه کمتری دارند انجام نمیشود. شرکتهای پیمانکاری دولتی دوست دارند ارقام پروژه بزرگ باشد تا آن را بپذیرند و سود کنند.مثلا پیمانکاران وزارت نیرو که گریدهای فنی مهندسی بالایی برای خودشان متصور هستند، پروژههایی را که هزینه آنها کمتر از چندهزار میلیارد تومان است قبول نمیکنند. در نتیجه با فکر و قصد قبلی، روشی از مدیریت آب را در کشور جا میاندازند که در آن به جای پروژههایی با قیمت ۱۰۰میلیون تومان ارقام بزرگتری جابهجا شود.
وجود تعارض منافع در دستگاهها اجازه نمیدهد پروژههای آبخیزداری توسعه پیدا کند. این دستگاهها به چند علت ترجیح میدهند مدیریت سطحی داشته باشند و با این شیوه مدیریتی آب را در معرض تبخیر قراردهند. اول اینکه ارقام درشتی در عملیات و پروژهها دریافت میکنند؛ دوم، هرچقدر آب کم شود برای وزارت نیرو اختیاراتی را به همراه دارد. وقتی شرایط بحرانی باشد وزارت نیرو برای مدیریت وضعیت، بودجه بیشتری دریافت میکند.
رضا نقیلو | کارشناس حوزه کشاورزیبراساس گزارشهای مجامع داخلی و بینالمللی، میزان اراضی در معرض فرسایش آبی یا سیلابی که در ایران وجود دارد، مساحتی نزدیک به ۱۲۵میلیون هکتار است. طبق ادعای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، از تاریخ تشکیل این سازمان تاکنون ۳۰ الی ۳۲ میلیون هکتار آبخیزداری انجام شده است. یعنی حدود ۹۰ میلیون هکتار زمین باقیمانده که باید در آنها آبخیزداری انجام شود. در صورتی که برای بسیاری از این زمینها حتی مطالعهای انجام نشده که چه نوع آبخیزداری برایشان مناسب است.با این تفاسیر و با یک بررسی ساده میتوان گفت تاکنون سرعت انجام عملیات آبخیزداری در کشور در بهترین و بالاترین رکوردهایی که به ثبت رسیده، حدود دو میلیون هکتار در سال بوده است، اما با نگاهی به بودجهای که در حال حاضر به آنها اختصاص مییابد و با بودجههای قبلی متفاوت است، نتیجه میگیریم سرعت انجام آبخیزداری به یک میلیون هکتار در سال هم نخواهد رسید.
با یک ضرب و تقسیم ساده مشخص میشود ۹۰میلیون هکتارزمین وجود داردکه اگر هر سال در یک میلیون هکتار از آن آبخیزداری انجام شود، ۹۰سال طول میکشد یک دور کل زمینها تمام شود. فراموش نکنیم عمر سازههای آبخیزداری ۹۰ سال نیست، یعنی عملا این کار با این سرعتی که در حال انجام است هرگز نه تمام میشود و نه به نتیجه ایدهآل میرسد.
عمر ۳۰ میلیون هکتاری هم که قبلا در آنها آبخیزداری انجام شده حدود ۵۰ سال است، یعنی کارایی گذشته را ندارند و پشت آنها آنقدر رسوبات جمع شده که به تخلیه نیاز دارندتابتوانند ازسیلاب بعدی جلوگیری کنند.نکته حائز اهمیت درمورد هزینههای آبخیزداری این است که چون نسبت به پروژههای دیگر هزینه کمتری دارند انجام نمیشود. شرکتهای پیمانکاری دولتی دوست دارند ارقام پروژه بزرگ باشد تا آن را بپذیرند و سود کنند.مثلا پیمانکاران وزارت نیرو که گریدهای فنی مهندسی بالایی برای خودشان متصور هستند، پروژههایی را که هزینه آنها کمتر از چندهزار میلیارد تومان است قبول نمیکنند. در نتیجه با فکر و قصد قبلی، روشی از مدیریت آب را در کشور جا میاندازند که در آن به جای پروژههایی با قیمت ۱۰۰میلیون تومان ارقام بزرگتری جابهجا شود.
وجود تعارض منافع در دستگاهها اجازه نمیدهد پروژههای آبخیزداری توسعه پیدا کند. این دستگاهها به چند علت ترجیح میدهند مدیریت سطحی داشته باشند و با این شیوه مدیریتی آب را در معرض تبخیر قراردهند. اول اینکه ارقام درشتی در عملیات و پروژهها دریافت میکنند؛ دوم، هرچقدر آب کم شود برای وزارت نیرو اختیاراتی را به همراه دارد. وقتی شرایط بحرانی باشد وزارت نیرو برای مدیریت وضعیت، بودجه بیشتری دریافت میکند.




