در نشست «جاودانگی هنر» مطرح شد
هنر را اشتباه درک کردهایم
نمایشگاه نقاشیهای محمد تیتکانلو باعنوان«جاودانگی هنر»درحالی میزبان علاقهمندان به هنردرگالری ماهر شد که نشستی پیرامون بررسی هنرورموزجاودانگی آثارهنری باحضورجمشیدحقیقتشناس هنرمندنقاش،پریس تنظیفی روانکاوومنتقدهنری، فرزاد زادمحسن هنرمند و عضو فرهنگستان هنر و محمود نورایی کارشناس و منتقد هنری برگزار شد.
راه دریافت اطلاعات هنری ما اشتباه است
جمشید حقیقتشناس، نقاش باسابقه نیز در نشست جاودانگی هنر با طرح این سؤال که چرا فکر میکنیم از طریق تکثیر در اثر هنری جاودانه میشویم؟ گفت: ما سالهاست در چرخهای تکراری افتادهایم و آموزش غیرمستقیم هنر، معماری، سینما و... را از طریق کتابها یاد گرفتهایم، زیرا ما موسیقی را در کنسرتها نشنیدهایم بلکه توسط کاستها گوش کردهایم؛ پس راه دریافت اطلاعات هنری ما به کلی اشتباه بوده و زمانی که راه غلط باشد، به نتیجه مطلوب هم نمیرسیم. نحوه ارائه، بررسی و خوانش ما از آثار هنری نیز اشکال دارد، زیرا ما صرفا از طریق کتاب یا نقدی به دادههایی از اثر هنری میرسیم که ما را به نتیجهای که میخواهیم هم نمیرساند. وی در ادامه افزود: در بررسی آثار هنری که از گذشتگان ما در معماری و مینیاتور و... بهجا مانده، میبینیم که آنها از دستور زبان واحد و زیباییشناسی خاصی پیروی و آن را دنبال میکردهاند و هرگاه این رویکرد وجود نداشته، هنر دچار افول شده و به تکرار میافتد. همانگونه که در دوران معاصر بیتوجهی به مینیاتور موجب افول آن شد. پس توجه واقعی ارتباط اثر با زمانه خودش مهم است ولی ما در بررسیهایمان از طریق کتابها، رابطه اثر هنری با زمانه خودش را حذف میکنیم.این هنرمند تاکید کرد: زمانی که بشر یکجانشین شد فرصت پیدا کرد در مورد تکرارها در سکنیگزیدن فکر کند و در این میان مثلا موسیقی آفریده شده. در واقع راههایی برای بازاندیشیدن به تکرارها فراهم شد بنابراین فرق انسان و حیوان در آگاهی است و چون انسان میداند که میمیرد و حیوان بیخبر است، بشر به دنبال جاودانگی رفته و هنر میآفریند تا جاودان شود و خودش را به دیگران بشناساند.
برای جاودانگی در هنر باید زمان را به چالش کشید
محمود نورایی، منتقد هنری و دبیر فرهنگی روزنامه جام جم هم در ادامه این نشست ضمن بیان اینکه هنر امری جاودانه است و آثار و بقایای هنری باقیمانده از گذشتگان مؤید همین ویژگی است، افزود: چکیده هنر عصر رنسانس که دوران زایش هنری نامیده میشود، پاراگون است؛ پاراگون به معنی مقایسهای است که میل به کمال دارد. در واقع زمانی که دست به مقایسه میزنیم بهخاطر میل به کمال در انسان است.وی افزود: پاراگون موجب زایش هنر در عصر رنسانس شد، زیرا هنرمندان آن عصر، خودشان را با هنرمندان یونان باستان مقایسه میکردند و با هدف به کمال رساندن آثار آنها در اثر هنری خود، دست به خلق اثر هنری زدند. اثری مانند «شام آخر» داوینچی در حقیقت برداشتی از تابلوی «آفرودیت در صدف» اثر آپلس بزرگترین نقاش یونان باستان است یا مجسمه «تجاوز به یک سابین» اثر جامبولونیا نمونه کمال یافته از مجسمه «لائوکون و پسران» اثری از ۳ قرن پیش از میلاد است. در حقیقت مسأله پاراگون به ما میفهماند که انسان در اعصار مختلف با دیدن هنر بر این امر واقف شده که راز جاودانگی در آفرینش هنری است، پس با کمالگرایی خود را در مقایسه با گذشته قرار داده و تلاش کرده از طریق ارتقای تکنیکی خود را جاودانه کند. پس وقتی میبینیم تمام این آثار از گذشته دور تا امروز امتداد پیدا کردهاند به ما نشان میدهد که جاودانگی امری حتمی در هنر است.نورایی با بیان اینکه هرگاه هنرمند به زایش هنری فکر میکند در حقیقت به جاودانگی میاندیشد، اضافه کرد: از سوی دیگر میل به کمال در انسان موجب میشود میل به جاودانگی به مرور زمان در انسان تغییر شکل بدهد.وی در ادامه با تاکید به اهمیت موضوع زمان در رسیدن به جاودانگی گفت: هنرمند در هر عصری زمانه خود را به چالش میکشد پس میتوان اینگونه نتیجه گرفت برای جاودانگی در هنر باید زمان را به چالش کشید. راز جاودانگی در زمانهای که ما در آن زندگی میکنیم نهفته شده به همین دلیل هنرمند باید آن را کشف، بازشناسی و بازخوانی کند تا به جاودانگی در هنر برسد.
جمشید حقیقتشناس، نقاش باسابقه نیز در نشست جاودانگی هنر با طرح این سؤال که چرا فکر میکنیم از طریق تکثیر در اثر هنری جاودانه میشویم؟ گفت: ما سالهاست در چرخهای تکراری افتادهایم و آموزش غیرمستقیم هنر، معماری، سینما و... را از طریق کتابها یاد گرفتهایم، زیرا ما موسیقی را در کنسرتها نشنیدهایم بلکه توسط کاستها گوش کردهایم؛ پس راه دریافت اطلاعات هنری ما به کلی اشتباه بوده و زمانی که راه غلط باشد، به نتیجه مطلوب هم نمیرسیم. نحوه ارائه، بررسی و خوانش ما از آثار هنری نیز اشکال دارد، زیرا ما صرفا از طریق کتاب یا نقدی به دادههایی از اثر هنری میرسیم که ما را به نتیجهای که میخواهیم هم نمیرساند. وی در ادامه افزود: در بررسی آثار هنری که از گذشتگان ما در معماری و مینیاتور و... بهجا مانده، میبینیم که آنها از دستور زبان واحد و زیباییشناسی خاصی پیروی و آن را دنبال میکردهاند و هرگاه این رویکرد وجود نداشته، هنر دچار افول شده و به تکرار میافتد. همانگونه که در دوران معاصر بیتوجهی به مینیاتور موجب افول آن شد. پس توجه واقعی ارتباط اثر با زمانه خودش مهم است ولی ما در بررسیهایمان از طریق کتابها، رابطه اثر هنری با زمانه خودش را حذف میکنیم.این هنرمند تاکید کرد: زمانی که بشر یکجانشین شد فرصت پیدا کرد در مورد تکرارها در سکنیگزیدن فکر کند و در این میان مثلا موسیقی آفریده شده. در واقع راههایی برای بازاندیشیدن به تکرارها فراهم شد بنابراین فرق انسان و حیوان در آگاهی است و چون انسان میداند که میمیرد و حیوان بیخبر است، بشر به دنبال جاودانگی رفته و هنر میآفریند تا جاودان شود و خودش را به دیگران بشناساند.
برای جاودانگی در هنر باید زمان را به چالش کشید
محمود نورایی، منتقد هنری و دبیر فرهنگی روزنامه جام جم هم در ادامه این نشست ضمن بیان اینکه هنر امری جاودانه است و آثار و بقایای هنری باقیمانده از گذشتگان مؤید همین ویژگی است، افزود: چکیده هنر عصر رنسانس که دوران زایش هنری نامیده میشود، پاراگون است؛ پاراگون به معنی مقایسهای است که میل به کمال دارد. در واقع زمانی که دست به مقایسه میزنیم بهخاطر میل به کمال در انسان است.وی افزود: پاراگون موجب زایش هنر در عصر رنسانس شد، زیرا هنرمندان آن عصر، خودشان را با هنرمندان یونان باستان مقایسه میکردند و با هدف به کمال رساندن آثار آنها در اثر هنری خود، دست به خلق اثر هنری زدند. اثری مانند «شام آخر» داوینچی در حقیقت برداشتی از تابلوی «آفرودیت در صدف» اثر آپلس بزرگترین نقاش یونان باستان است یا مجسمه «تجاوز به یک سابین» اثر جامبولونیا نمونه کمال یافته از مجسمه «لائوکون و پسران» اثری از ۳ قرن پیش از میلاد است. در حقیقت مسأله پاراگون به ما میفهماند که انسان در اعصار مختلف با دیدن هنر بر این امر واقف شده که راز جاودانگی در آفرینش هنری است، پس با کمالگرایی خود را در مقایسه با گذشته قرار داده و تلاش کرده از طریق ارتقای تکنیکی خود را جاودانه کند. پس وقتی میبینیم تمام این آثار از گذشته دور تا امروز امتداد پیدا کردهاند به ما نشان میدهد که جاودانگی امری حتمی در هنر است.نورایی با بیان اینکه هرگاه هنرمند به زایش هنری فکر میکند در حقیقت به جاودانگی میاندیشد، اضافه کرد: از سوی دیگر میل به کمال در انسان موجب میشود میل به جاودانگی به مرور زمان در انسان تغییر شکل بدهد.وی در ادامه با تاکید به اهمیت موضوع زمان در رسیدن به جاودانگی گفت: هنرمند در هر عصری زمانه خود را به چالش میکشد پس میتوان اینگونه نتیجه گرفت برای جاودانگی در هنر باید زمان را به چالش کشید. راز جاودانگی در زمانهای که ما در آن زندگی میکنیم نهفته شده به همین دلیل هنرمند باید آن را کشف، بازشناسی و بازخوانی کند تا به جاودانگی در هنر برسد.




