مزدوران رژیمصهیونیستی در لباس اپوزیسیون
در شرایطی که نفوذ و اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران باعث شده برخی از دولتهای غربی به همراه رژیمصهیونیستی به تهدید کشورمان بپردازند شاهدیم که برخی از جریانهای اپوزیسیونی که عمدتا در خارج از کشور قرار دارند بجای اینکه در سمت درست تاریخ قرار بگیرند به عنوان مزدور برای اسرائیل عمل میکنند. در تحلیل این نوع رفتار البته باید تحلیلی دقیق و درست از وضعیت ایرانیان خارج از کشور داشته باشیم.
به طور کلی در فراسوی مرزهای ایران اسلامی با چند دسته از ایرانیانی مواجهیم که به دلایل مختلف در خارج از کشور زندگی میکنند و نوع نگاه هرکدام از آنها نسبت به حاکمیت و مردم ایران متفاوت است. دسته اول ایرانیانی هستند که بنا به دلایلی مثل تحصیل فرزندان، نگرانی از سربازیرفتن فرزندشان در دوران جنگتحمیلی و موقعیت شغلی، زندگی در کشور دیگری را تجربه میکنند. دسته دوم آن بخش از هموطنان ما هستند که بعد از انقلاب به دلیل فرهنگی از کشور خارج شدند و البته این گروه خیلی با آرمانهای ملت ایران تعارضی ندارند و صرفا از این جهت تصور میکردند کنارآمدن با موضوع حجاب یا ممنوعیت روابط آزاد در سطح اجتماعی برای آنها دشوار است؛ از همینرو به گمان اینکه شرایط مناسبی از این لحاظ برای آنها در ایران فراهم نیست در خارج از کشور سکنی گزیدند. گروه اول و دوم ایرانیان اگرچه به هر دلیلی زندگی در خارج از کشور را ترجیح دادند اما بسیاری از آنها در مسائل اعتقادی بهویژه در ایام محرم فعال هستند و مراسم برگزار میکنند و حتی به دلیل نداشتن تعارض سیاسی در موسم انتخابات هم پای صندوقهای رأی حاضر میشوند. دسته سوم ایرانیان مقیم خارج کسانی هستند که دلیل عمده خروجشان از کشور مسائل سیاسی است. مثلا در گذشته به دلیل تفکرات مارکسیستی یا عضویت در یکی از گروههای چپگرا، مدل دیگری از حکومت را دنبال میکردند، اما چون اکثریت ملت ایران مسلمان بودند به همین علت نظام اسلامی بر سر کار آمد و به دلیل اینکه این گروه ایدهآلهای دیگری را پی میگرفتند به همین خاطر از ایران خارج شدند. این دسته بهلحاظ سیاسی عمدتا ضدپهلوی و ضدغرب هستند. این گروهها اگرچه به لحاظ سیاسی با جمهوری اسلامی اختلافنظر دارند، اما بههر صورت در برخی از مسائل و موضوعات امکان و احتمال برقراری تعامل با آنها وجود دارد. دسته چهارم ایرانیان خارج از کشور کسانی هستند که جزو خانوادههای ساواکی یا امرای ارتش شاه یا وابستگان به دربار بهشمار میآیند و طبعا آنها تعارضات جدی با نظام سیاسی فعلی کشور دارند و بهنوعی احساس دشمنی و عداوت میکنند. درعینحال باید گفت که نسل اول این گروه به علت کهولت سن از دنیا رفتهاند و فرزندان آنها چندان شناختی نسبت به اتفاقات و رویدادهای گذشته ندارند. اما دسته پنجم ایرانیانی هستند که درواقع مزدوری را تجربه میکنند. در شمار این افراد تجزیهطلبان، منافقان، سلطنتطلبان و بعضی از جریانهای رسانهای متعلق به اپوزیسیون مثل شبکه منوتو، اینترنشنال و... قرار دارند و رویکرد آنها نشان میدهد گروههای تجزیهطلبی که در ارتباط با کردستان و خوزستان فعال بودند اساسا عرق ملی ندارند و بهراحتی میتوانند با قدرتهای در تعارض با ایران پیوند بخورند. گروهکهایی مثل منافقین هم کاملا مثل مزدور برخورد میکنند و البته تضادشان با ایران عمدتا با توجه به امکاناتی است که دریافت میکنند و اگر وجوهی به آنها پرداخت شود انگیزه فعالیت پیدا میکنند و در غیر این صورت ترجیح میدهند که فعلا در نقطهای از جهان به زندگی عادی خود ادامه دهند. آنچه که اهمیت دارد نوع مواجهه ما با این گروههاست و معتقدم که جمهوری اسلامی باید برای هرکدام از این جریانها برنامهای داشته باشد و همه آنها را در یک کاسه قرار ندهد و حتی بر این باورم که میتوانیم با چهار گروه اول تعاملات فکری برقرار و در این شرایط حساس آنها را به رعایت مصالح ملی دعوت کنیم. در مقابل باید با روشنگری مانع آن شویم که جریان اپوزیسیونی مزدور با اقدامات رسانهای، خود را بهعنوان سخنگوی جریان خارج از کشور معرفی کند. قطعا باید بتوانیم تا ماهیت آنها را برای اقشار ایرانی خارج از کشور روشن کنیم. سالهای پیش در کیهانهوایی ما تلاش کردیم تا با برقراری ارتباط با ایرانیان خارج از کشور هم به نیازهای آنها پاسخ دهیم و هم گروههای مزدور اپوزیسیونی را به نقد میکشیدیم اما متاسفانه امروز بهدلیل فقدان کار فرهنگی در مورد ایرانیان خارج از کشور ما شاهد یک بههمریختگی هستیم. از همین رو باید تلاش کنیم تا جریانهایی مثل شبکه من و تو و اینترنشنال را که از طرف کثیفترین جریانهای موجود در جهان تغذیه میشوند و ماهیت کاملا ضدایرانی دارند و موضع شرمآوری در قبال هموطنان خود دارند منزوی کنیم.
عباس سلیمینمین | مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران
عباس سلیمینمین | مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران




