ایران فقط تهران نیست

ایران فقط تهران نیست

روز چهارم جشنواره فیلم کوتاه دربرگیرنده آثار متنوعی در ژانرهای مختلف بود. فیلم‌هایی که برخی قابل تأمل و بعضی دیگر برخلاف تصور بیشتر کمدی بودند! در این میان یکی از موضوعات پرتکرار در طول جشنواره موضوع کودکان مخصوصا مسأله آنها به‌عنوان قربانیان جنگ؛ که هر فیلمسازی با توجه به زیست شخصی خود به این موضوع پرداخته بود.

چنین موضوعاتی به خودی خود آدمی را تحت تأثیر قرار می‌دهد چه رسد به این‌که با نگاهی هنرمندانه هر بار بخشی از این بی‌گناهی به تصویر کشیده شود.   آخرین فیلمی که با این موضوع دیدم فیلم «کودکی» لیلا نیک‌زاد بود‌؛ فیلمی که با توجه به لهجه و لوکیشن آن مشخص می‌کرد که مشخصا درباره کودکان کرد سوریه است و پدری که تمام تلاشش را می‌کند تا با عبور دادن فرزندش به آن‌سوی مرز بتواند آینده دخترش را نجات دهد. کارگردان گرچه تصمیم گرفته نقطه‌ای خاص را برای فیلم خود انتخاب کند‌، اما بدیهی است که این موضوع محدود به مرز مشخصی نمی‌شود.  دیگر ویژگی آثاری که در جشنواره چهل‌و‌یکم به نمایش درآمدند این بود که به مخاطبان یادآوری می‌کردند ایران فقط پایتخت یا شهرهای بزرگ کشور نیست. گاهی داستان‌هایی در گوشه و کنار این سرزمین جریان دارد که دنبال چشم و گوشی هستند تا آنها را ببیند و بشنود و برای دیگران بازگو کند. فیلم‌هایی که علاوه بر داستانی که روایت می‌کنند گوشه‌ای از زیبایی‌های پنهانی که در سرزمین ایران وجود دارد را به مخاطبان خود نشان می‌دهند. داستان‌هایی مانند «ورزیگر» مصطفی مهربان یا «خانه ماه» حمیدرضا مقصودی از همین دست فیلم‌ها بودند، آثاری که سعی کرده‌اند با خلق دنیایی از دید کودکان به دغدغه‌های به ظاهر ساده اما مهم آنها بپردازد. ورزیگری که به معنای کشاورزی است با به تصویر کشیدن جنگل‌های شمال کشور به بحث عدالت آموزشی و مشکلاتی که در جریان آموزش مجازی ممکن است پیش بیاید می‌پردازد. این فیلم در کنار این موضوع از تاریخ و فرهنگ این خطه از کشور نیز غافل نشده و در جریان قصه‌گویی خود باورهای اساطیری همچون درست کردن المانی از دیو خشکسالی و بدبختی و آتش زدن آنها‌؛ زندگی امروز اهالی این منطقه را به این باورها گره می‌زند، چراکه با درست کردن این المان گره در کار اهالی روستا می‌افتد و با آتش زدن آن مشکلات همگی حل می‌شود.   همچنین یکی از ژانرهای جالب این دوره از جشنواره ژانر فانتزی بود، ژانری که برگزارکنندگان تقریبا هر اثری که اتفاقی خارق‌‌العاده در آن افتاده را بدون توجه به گونه دقیق آن در این ژانر قرار داده بودند. زیرا مفهوم فانتزی در دنیای سینما بسیاری از فیلم‌ها را شامل می‌شود، به همین علت است که فانتزی به ژانرهای فرعی زیادی مانند علمی ــ تخیلی، رئالیسم جادویی، فانتزی شهری و...  تقسیم شده است. این موضوع زمانی اهمیت پیدا می‌کند که برگزارکنندگان جشنواره تأکید بر تنوع ژانری آثار داشتند‌ اما خود بسیاری از ژانرهای معمول و پرطرفدار امروز سینما را محدود به ژانر فانتزی کرده بودند.«خسرو۱۲۷»ابوالفضل ساعی مهربانی، «راوی» محمد پایدار و «نسبتا خوشبخت» مهران حیدری از جمله آثاری بودند که در این ژانر به نمایش درآمدند، آثاری که تنها وجه اشتراک‌شان خرق عادت اما تفاوت‌هایشان از زمین تا آسمان بود. جالب اینجاست که ظاهرا آبشخور ذهنی فیلمسازان این‌گونه آثار این است که ظاهرا خیال کرده‌اند چون فیلم فانتزی ساخته‌اند پس نیازی نیست توجه چندانی به منطق داستانی داشته باشند. در صورتی که در ژانر فانتزی به طور کلی منطق روایی داستان اهمیت دو چندانی دارد به این خاطر که مخاطب باید قبل از این‌که وارد قصه شود ابتدا دنیای اثر را بپذیرد.   به‌عنوان مثال فیلم کوتاه نسبتا خوشبخت که می‌خواهد تنهایی نوع بشر در دنیای امروزی را به نمایش بگذارد‌؛ داستان مردی است که کلید خانه‌اش را می‌شکند و پس از این‌که با کلیدساز هم دعوایش می‌شود بدون این‌که به هر کس دیگری یا آتش‌نشانی زنگ بزند در یک بحث گوشی همراه خود راهم می‌شکند وماه‌های متمادی در خانه‌اش به تنهایی زندگی می‌کند و... .دیگر فیلم‌های فانتزی هم که در این دوره از جشنواره تماشا دیدم نیز به همین میزان غیرمنطقی بودند که نشان می‌دهد باید در این زمینه بیشتر کار کرد. 

امیرحسین حیدری | گروه فرهنگ و هنر