سناریوی شیطانی آقای کارگردان

سناریوی شیطانی آقای کارگردان

کارگردان تئاتر که متهم به تعرض به دو هنرجوی خود است بعد از نقض حکم اعدام، برای دومین بار از خود دفاع کرد. به گزارش خبرنگار جام‌جم، تحقیقات در این پرونده ازسال1401و با شکایت دختر جوانی از یک کارگردان تئاتر آغاز شد.

این دختر در شکایت خود گفت: به بازیگری علاقه زیادی دارم و برای همین در کلاس‌های آموزش بازیگری یک کارگردان تئاتر ثبت‌نام کردم. بعد از مدتی او به من گفت برای این‌که بتوانم پیشرفت کنم باید مدیتیشن کنم و کلاس‌های مدیتیشن در خانه‌اش برگزار می‌شود. من هم قبول کردم در کلاس‌ها شرکت کنم اما وقتی به خانه‌اش رفتم، متوجه شدم کلاسی در کار نیست و مرد کارگردان به من تعرض کرد.
همزمان با شروع تحقیقات پلیسی، دختر دیگری با حضور در پلیس آگاهی علیه این کارگردان شکایت کرد‌. او به ماموران گفت‌: از دوران نوجوانی به بازیگری علاقه‌مند بودم. به همین دلیل بعد از دانشگاه در یکی از کلاس‌های آزاد بازیگری ثبت‌نام کردم و پس از چند هفته کارگردان تئاتری که در این کلاس‌ها تدریس می‌کرد به من پیشنهاد داد تا برای تمرکز بیشتر بر بازیگری در کلاس‌های مدیتیشن و افزایش تمرکز که به شکل خصوصی برگزار می‌شود، شرکت کنم. من هم به خیال این که با حضور در این کلاس‌ها می‌توانم در کارم موفق شوم پذیرفتم و قرار شد هفته‌ای یک بار در کلاس‌های مدیتیشن که در خانه‌اش برگزار می‌کرد شرکت کنم. پس از آن من دو - سه جلسه به خانه کارگردان رفتم اما او در آخرین جلسه مرا مورد آزار قرار داد.
به این ترتیب پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و ماموران با دستور قضایی متهم را دستگیر کردند.‌ در جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران، یکی از دختران با طرح شکایت خود مدعی شد؛ این مرد دختران دیگری را هم قربانی جنایت سیاهش کرده که می‌ترسند شکایت کنند‌. او‌ مرا به اتاق مربوط به صدابرداری برد تا اگر کمک خواستم کسی متوجه نشود.‌ در ادامه متهم در جایگاه ایستاد و گفت‌: نمی‌دانم چرا این شکایت علیه من مطرح شده است‌. این دختران دروغ می‌گویند و هیج اجبار و زوری در کار نبود و آنها با میل خود ‌با من ارتباط برقرار کردند‌. اتهام تجاوز به عنف را قبول ندارم‌. 
قضات دادگاه پس از رسیدگی به این پرونده، حکم به اعدام کارگردان جوان دادند اما با اعتراض او به این حکم، پرونده به دیوان‌عالی کشور ارسال شد که قضات دیوان‌عالی با نقض حکم، پرونده را برای رسیدگی دوباره به دادگاه کیفری یک استان تهران بازگرداندند.
به این ترتیب مرد کارگردان دوباره پای میز محاکمه قرار گرفت‌. در این جلسه دو دختر شاکی دوباره شکایت خود را مطرح کردند و مدعی شدند، متهم آنها را به اتاق مخصوص صدابرداری برد تا کسی متوجه فریاد کمک‌خواهی ما نشود.  سپس متهم در جایگاه ایستاد و با انکار اتهامش گفت: اتهام تجاوز به عنف را قبول ندارم و هیچ رابطه با زور و اجباری با آنها نداشتم‌. آنها وقتی فهمیدند همزمان با هر دوی آنها دوست بودم این شکایت را مطرح کردند و هیچ مدرکی هم برای اثبات ادعایشان ندارند.  پس از دفاعیات متهم، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.