از سوی سخنگوی وزارت خارجه صورت گرفت
محکومیت شدید تعرض به کنسولگری ایران در حلب
روز گذشته تحولات سوریه ادامه داشت و خبرهای مختلفی درباره اقدامات تروریستهای تکفیری به همراه تروریستهای وارادتی از قفقاز و آسیانه میانه در حلب و ادلب منتشر شد. در این میان یکی از اهداف تروریستها کنسولگری ایران بود و شایعاتی درباره اسارت یا مجروحیت دیپلماتهای ایرانی از سوی تروریستها منتشر شد.
البته سخنگوی وزارت خارجه، اخبار مربوط به اسارت و مجروحیت دیپلماتهای ایرانی را تکذیب کرد اما با تایید تعرض عوامل تروریستی به سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حلب سوریه، این اقدام را بهشدت محکوم کرد.اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران با اشاره به مفاد کنوانسیون ۱۹۶۳ روابط کنسولی مبنی بر منع هرگونه تعرض به اماکن کنسولی، تاکید کرد که نقض این کنوانسیون از جانب هیچ فرد، گروه یا دولتی پذیرفته نیست.سخنگوی وزارت خارجه ایران تاکید کرد جمهوری اسلامی ایران این تعرض را مورد پیگیری جدی حقوقی و بینالمللی قرار خواهد داد. بقایی در پاسخ به سؤالی راجع به وضعیت کارکنان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حلب گفت: سرکنسول و تمامی اعضای سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حلب در سلامت کامل هستند.تعرض تروریستها به ساختمان سرکنسولگری ایران نشان میدهد که هدف غایی از خزیدن تروریستها چند بار شکستخورده سوریه به میدان چیست. این تحرکات نشان از عقدهگشایی کسانی دارد که در میدان اصلی لااقل دوبار سیلی مستقیم موشکی ایران را چشیدهاند.
توطئه علیه ایران و مقاومت
تروریستها و حامیانشان نمیخواهند سلیمانی، نصرا... و سنوار در قلب و روح جوانان منطقه، پیروز میدان مقاومت و قهرمان مبارزه با صهیونیستها باشند و مایه سرزنش شیوخ سازشکار عرب شوند. باید دوباره روند القای شکاف میان سنی و شیعه اوج بگیرد؛ روندی که با دستاوردهای جریان مقاومت در غزه و لبنان، القایی و جعلی بودن آن رو شد و اصالت مقاومت به عنوان گفتمانی فرامذهبی به رخ دشمن کشیده شد. صهیونیستها و آمریکاییها با همین فلسفه سالها گروهکهای تروریستی را در سوریه حمایت و تغذیه کردهاند و خودشان هم هرجا آنها ضعف داشتند به کمک میشتافتند یا حمایت روشن تسلیحاتی و اطلاعاتی به آنها میرساندند. با فروکش کردن جنگ سوریه و تارومار شدن اکثر تروریستها، اسرائیل خود بازیگر تنهای این صحنه شد. بازی تلآویو در فضای سوریه تا آنجا ادامه یافت که نتانیاهو جنگ حمله به مراکز دیپلماتیک ایران در سوریه را با همین محاسبه غلط آغاز کرد و نتیجه آن شهادت دو مستشار ارشد ایرانی و پنج دیپلمات در ساختمان کنسولی سفارت ایران در سوریه در 13 فروردین. صهیونیستها جواب ایران را با بارانی از موشکها و پهپادهای ایران در قالب وعده صادق 1 تجربه کردند. ترور رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران، وعده صادق 2 را در پی داشت و حالا اسرائیلیها در آستانه وعده صادق 3 دستها را در لبنان بالا بردهاند تا شاید ازآتش مستقیم ایران درامان باشند.حالا وقت آن شده که باضعف صهیونیستها، نوبت نوچههایشان در سوریه باشد که برنامه مطلوب تلآویو را در اطراف حلب پی بگیرند و ساختمان کنسولی ایران را در حلب مورد تعرض قرار دهند که مساوی است با عقدهگشایی از ایران حامی لبنان و غزه درسوریه؛ به تعبیر سردار سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران (در پیام وی بهمناسبت شهادت سردار کیومرث پورهاشمی در سوریه) «تروریستها تحت فرماندهی و هدایت شکستخوردگان میدان نبرد در غزه و جنوب لبنان، از روزهای گذشته بار دیگر حملات به سوریه را در دستور کار خود قرار دادهاند که با پاسخهای ارتش و نیروهای مردمی این کشور مواجه شدند.»
به حاشیه بردن داستان فلسطین و لبنان
ارزیابی احتمالی صهیونیستها و ناتو در حمایت از فعالسازی تروریستها از سویی تلقی ضعف مقاومت و غنیمت شمردن فرصت بههم زدن معادله قدرت به نفع خود است و ازسوی دیگرزمانبندی حمله(همزمانی باقبول آتشبس از سوی صهیونیستها در لبنان) نشان میدهد صهیونیستها از تجدید قوا و همینطور تبلیغ پیروزی و الگوسازی مقاومت هراس دارند و رسانههای عربی ـــ غربی ــ صهیونیستی دوباره میتوانند با اخبار درگیریهای سوریه حول محور شکاف سنی ــ شیعه شروع به شکلدهی اذهان کنند و افکار عمومی را از تداوم جنایت صهیونیستها در غزه و لبنان منحرف کنند.
توطئه علیه ایران و مقاومت
تروریستها و حامیانشان نمیخواهند سلیمانی، نصرا... و سنوار در قلب و روح جوانان منطقه، پیروز میدان مقاومت و قهرمان مبارزه با صهیونیستها باشند و مایه سرزنش شیوخ سازشکار عرب شوند. باید دوباره روند القای شکاف میان سنی و شیعه اوج بگیرد؛ روندی که با دستاوردهای جریان مقاومت در غزه و لبنان، القایی و جعلی بودن آن رو شد و اصالت مقاومت به عنوان گفتمانی فرامذهبی به رخ دشمن کشیده شد. صهیونیستها و آمریکاییها با همین فلسفه سالها گروهکهای تروریستی را در سوریه حمایت و تغذیه کردهاند و خودشان هم هرجا آنها ضعف داشتند به کمک میشتافتند یا حمایت روشن تسلیحاتی و اطلاعاتی به آنها میرساندند. با فروکش کردن جنگ سوریه و تارومار شدن اکثر تروریستها، اسرائیل خود بازیگر تنهای این صحنه شد. بازی تلآویو در فضای سوریه تا آنجا ادامه یافت که نتانیاهو جنگ حمله به مراکز دیپلماتیک ایران در سوریه را با همین محاسبه غلط آغاز کرد و نتیجه آن شهادت دو مستشار ارشد ایرانی و پنج دیپلمات در ساختمان کنسولی سفارت ایران در سوریه در 13 فروردین. صهیونیستها جواب ایران را با بارانی از موشکها و پهپادهای ایران در قالب وعده صادق 1 تجربه کردند. ترور رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران، وعده صادق 2 را در پی داشت و حالا اسرائیلیها در آستانه وعده صادق 3 دستها را در لبنان بالا بردهاند تا شاید ازآتش مستقیم ایران درامان باشند.حالا وقت آن شده که باضعف صهیونیستها، نوبت نوچههایشان در سوریه باشد که برنامه مطلوب تلآویو را در اطراف حلب پی بگیرند و ساختمان کنسولی ایران را در حلب مورد تعرض قرار دهند که مساوی است با عقدهگشایی از ایران حامی لبنان و غزه درسوریه؛ به تعبیر سردار سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران (در پیام وی بهمناسبت شهادت سردار کیومرث پورهاشمی در سوریه) «تروریستها تحت فرماندهی و هدایت شکستخوردگان میدان نبرد در غزه و جنوب لبنان، از روزهای گذشته بار دیگر حملات به سوریه را در دستور کار خود قرار دادهاند که با پاسخهای ارتش و نیروهای مردمی این کشور مواجه شدند.»
به حاشیه بردن داستان فلسطین و لبنان
ارزیابی احتمالی صهیونیستها و ناتو در حمایت از فعالسازی تروریستها از سویی تلقی ضعف مقاومت و غنیمت شمردن فرصت بههم زدن معادله قدرت به نفع خود است و ازسوی دیگرزمانبندی حمله(همزمانی باقبول آتشبس از سوی صهیونیستها در لبنان) نشان میدهد صهیونیستها از تجدید قوا و همینطور تبلیغ پیروزی و الگوسازی مقاومت هراس دارند و رسانههای عربی ـــ غربی ــ صهیونیستی دوباره میتوانند با اخبار درگیریهای سوریه حول محور شکاف سنی ــ شیعه شروع به شکلدهی اذهان کنند و افکار عمومی را از تداوم جنایت صهیونیستها در غزه و لبنان منحرف کنند.




