جلوه‌گری استعدادها در کنگره‌های ادبی

به انگیزه برگزاری کنگره شعر و داستان ایثار بررسی کردیم

جلوه‌گری استعدادها در کنگره‌های ادبی

نهمین کنگره ملی شعر و داستان ایثار این هفته در شیراز در حالی به کار خود پایان داد که این رویداد ادبی در طول چند ماه با برگزاری شب شعرهای استانی در چند استان کشور و کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی به هنرجویان فعالیت خودرا به صورت سراسری آغاز کرده بود.

در سال‌های اخیر رویدادهای ادبی مختلفی چون جایزه‌های کتاب، جشنواره‌های مناسبتی شعر و داستان و کنگره‌های ادبی زیادی به صورت مقطعی ایجاد شده‌ و پس از یکی دو دوره برگزاری با تغییر مدیریت‌ها، به محاق فراموشی رفته‌ است. با این نگاه، نفس برگزاری یک رویداد ادبی به صورت پیوسته در 9 دوره قابل توجه است. به‌خصوص این‌که بدانیم این کنگره در هشت دوره قبلی تنها به شعر محدود بود که در این دوره داستان نیز به آن اضافه شد و قراراست از سال آینده کنگره‌های شعر و داستان از هم تفکیک شود. شاید دلیل اصلی این استمرار این است که مسئولان برگزاری آن از همان نخست برای خود هدفی در راستای وظایف ذاتی سازمانی‌شان تعریف کرده‌اند. به عبارت دیگر، بنیاد شهید به عنوان متولی این رویداد، اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت را جزو وظایف اصلی خود تعریف کرده و بر این مبنا با استفاده از ظرفیت ادبیات، سعی در اجرای این وظیفه داشته است در حالی که بسیاری از رویدادهای ادبی ناکام و تعطیل شده سال‌های اخیر براساس پسند و سلیقه مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی ایجاد شده‌ است و وقتی آن مدیر از سازمان رفته، ادامه حیات آن رویدادهای ادبی نیز ممکن نبوده است.
     
رویدادهای بزرگ به جای جشنواره‌های بی‌برنامه
همچنان که گفتیم در سال‌های اخیر شاهد تولد و البته مرگ جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی زیادی بوده‌ایم. در مقاطعی که سازمان‌های دولتی و نهادهای وابسته، از نظر بودجه در مضیقه نبوده‌اند، شاهد تورم رویدادهای ادبی بودیم. این امر به جای این‌که به شعر و داستان کمک کند، به عنوان مانعی برای رشد طبیعی ادبیات در کشور، کژکارکرد داشته است. برگزاری پی در پی جشنواره‌ها به‌ویژه جشنواره‌هایی که به مناسبت‌های دینی و ملی برگزار می‌شد، باعث به وجود آمدن گروهی از شاعران و نویسندگان شد که به «شاعران جشنواره‌ای» مشهور شده بودند. این گروه از شاعران، زیست ادبی خود را برمبنای جشنواره‌ها قرار داده بودند و به هوای به دست آوردن جایزه‌ها، سلیقه داوران جشنواره‌ها را ملاک سرودن شعر خود یا نوشتن داستان‌های‌شان قرار می‌دادند. این اتفاق، باعث شد که بعد از مدتی شاهد حجم بسیاری از شعر و داستان باشیم که تولد آنها نه براساس روند طبیعی تجربه و الهام گرفتن هنرمند، بلکه از مسیری سلیقه‌ای و تحمیل‌شده از بیرون اتفاق افتاده بود.این مسأله بخصوص آسیب خود را در شعر دفاع‌مقدس و شعر آیینی نشان داد و به نظر می‌رسد کاسته شدن از حجم بی‌دلیل رویدادهای ادبی در فروکش کردن این موج مخرب در ادبیات مؤثر بوده است. در ادبیات ما هنوز عطش و علاقه برای ظهور و بروز استعدادها فراوان است، نشانه آن می‌تواند ارسال بیش از 6000 قطعه شعر و داستان به کنگره ملی ایثار باشد که آماری بسیار قابل توجه است. متمرکز شدن نهادهای دولتی بر برگزاری رویدادهای ادبی بزرگ، همه‌جانبه‌نگر و دارای برنامه‌ریزی به جای برگزاری چندین و چند جشنواره بدون برنامه‌ریزی، کوچک و کم‌اثر می‌تواند در بهتر دیده شدن این استعدادها هم مؤثر باشد.
     
اختتامیه، پایان کار نیست
نکته مهم دیگری که باید به‌یادداشت،این است‌که جشنواره‌هاوکنگره‌های ادبی درصورتی موفق‌ خواهدبودکه به جای نگاه رویدادمحور، فرآیندمحور باشد. 

ادبیات و ارزش افزوده برای سینما، تئاتر و موسیقی
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که ادبیات، می‌تواند برای دیگر حوزه‌های فرهنگی و هنری کشور نیز تأمین محتوا کند. مشکل اصلی ما در سینما و تئاتر، ضعف در قصه است و درموسیقی و مداحی نیز انتخاب شعر خوب یک چالش مهم است. کنگره‌های ادبی شعر و داستان می‌توانند از این منظر، مسیری کوتاه و مناسب برای دیگر رشته‌های هنری باشد که به قصه‌ها و شعرهایی دست یابند که ارزش ادبی آنها توسط گروهی از داوران و کارشناسان اهل ادبیات ارزیابی حرفه‌ای شده است. رویدادهای ادبی نباید نتیجه کار خود را در انتشار کتاب برگزیده آثار، خلاصه کنند. انتشار کتاب اگرچه کاری نیکو و قابل تقدیر است ولی باید به عنوان گام نخست مورد توجه قرار گیرد و در مراحل بعدی باید مسئولان برگزاری کنگره‌ها سعی کنند، نتیجه عملکرد خود را به حوزه‌های سینما، تئاتر و موسیقی هم برای ایجاد ارزش افزوده، معرفی کنند.

آرش شفاعی - گروه فرهنگ و هنر