یك بام و دو هوای غرب در مواجهه با آزادی بیان
نمایش بیسانسوری
علی سلیمی
«همین خانم ابتكار كه در گذشته معاون رئیسجمهور بودند، یك كتابی در باب قضیه سفارت آمریكا، به اصطلاح این لانه جاسوسی نوشتند. خود ایشان جزوِ آن دانشجوهایی بوده كه در آن كار شركت كرده بودند. ایشان دوره كودكیاش را در آمریكا گذرانده است؛ مرحوم دكتر ابتكار - كه از دوستان ما بود - سالها در آمریكا بوده و این خانم خیلی به زبان مسلط است و نگارش و تكلمش خیلی خوب است.
این كتاب را به انگلیسی نوشته و بعد یك نفر آن را به فارسی ترجمه كرده بود. خود ایشان به من گفت، پیش هر ناشر آمریكایی كه رفته بود، حاضر نشده بود این كتاب را چاپ كند! در حالی كه آنها اصرار دارند كه مسأله اشغال سفارت را به عنوان یك زخم التیام نیافتنی، دائما تكرار كنند... حاضر نیستند رها كنند. از دیدگاه خودشان، آن را به عنوان یك حركت تروریستی و وحشیانه تلقی میكنند. حالا یك دختر خانمِ دانشجوی روشنفكری كه نه اُمّل است، نه عقبافتاده است، نه تحصیلنكرده است، نه سابقه تروریستی دارد و خودش در آن قضیه بوده، ایشان قضیه را تشریح میكند؛ حاضر نیستند این را چاپ كنند. ببینید مسأله این است. خب، او ملاحظه سیاست خودش را میكند. در آمریكا این نمایش بیسانسوری فقط در مورد آن جاهایی است كه به اصول آمریكایی اصطكاك نداشته باشد.
آنجایی كه اصطكاك پیدا میكند، چه به اصول آمریكایی و چه به مصالح فوری آمریكایی - مثل مسأله جنگ خلیجفارس كه زمان بوش پدر انجام گرفت - سانسور وجود دارد؛ خیلی كامل و خیلی رسمی و علنی؛ بدون پردهپوشی. خب، آنها مصالح فرهنگیشان را رعایت میكنند، ما هم باید مصالح فرهنگی خودمان را رعایت كنیم. ما كه از او توقع نداریم كه مصالح ما را رعایت كند؛ ما از خودمان توقع داریم كه مصالح خودمان را رعایت كنیم.»
آنچه بالا خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از كارگردانان سینما و تلویزیون در سال ۸۵ است كه در آن روایتی از زبان رهبر انقلاب درباره سانسور و جلوگیری از انتشار كتاب یك نویسنده ایرانی در آمریكا بیان شده است.
واقعیت همین است، غرب تا جایی كه پای مصالحش در میان باشد حاضر نیست كوتاه بیاید ولی در مواردی كه تضادی با منافع و مصالح او نداشته باشد شعار برابری و آزادی را فریاد میزند.
كتاب خاطرات معصومه ابتكار یكی از بسیار مواردی است كه در غرب اجازه انتشار نگرفته، در حالی كه نمایش آزادی در غرب بسیار پر سر و صداست و كسی نمیتواند درباره آن تشكیك وارد كند. همواره تبلیغ میشود كه در غرب همه از حقوق مساوی برخوردارند و همه آزادند در حرف زدن. به عبارتی آزادی بیان در غرب جریان دارد ولی با مرور پیشینه كشورهای غربی در برخورد و سانسور انتشار آزادانه اطلاعات، خلاف ادعایشان ثابت میشود.
حال كافی است در داخل كشور ما كتابی اجازه انتشار پیدا نكند یا چند سطری از آن مطابق قانون ممیزی حذف یا تلخیص شود، آن زمان است كه طیفی از جامعه روشنفكری در برابر این نقض حقوق انتشار آزادانه اطلاعات بهپا میخیزند. طیفی كه در برابر مطالبات مردم اغلب ساكت هستند و حرفی برای گفتن ندارند، اما به این نقطه كه میرسند سخنگوی مردم میشوند و حقوق طبیعی آنها را مطالبه میكنند. در حالی كه اگر بگوییم در غرب هم این سختگیری در ارتباط با آثار وجود دارد و هر سیستمی منافع خود را در رابطه با محتوایی كه قرار است منتشر كند، میسنجد بیشك زیر بار نخواهند رفت.
حالا تمام این حرفها به بهانه خبر لغو مجوز كتاب پرفروش «انسان خردمند» بود؛ كتابی كه بسیاری باز هم به بهانه این اتفاق به قوانین تاختند و منع انتشار آن را رفتار ضدبشری خطاب كردند زیرا قانون به اجرا درآمده است.
این را باید در كنار این موضوع گذاشت كه این كتاب همچنان در بازار موجود است و به فروش میرسد و لغو مجوز انتشار آن سبب نشده فروش آن متوقف شود بلكه نسخههای غیررسمی آن فعلا در كتابفروشیها و در آینده نزدیكتر شاید در بساط دستفروشهای كتاب در راسته خیابان انقلاب عرضه میشود!
اینكه جریانی با قوانین مخالفت میكنند به معنای این نیست كه حرف آنها اشتباه است و قوانین صد در صد صحیح است، بلكه قوانین نیز نیاز به اصلاح و بهروز شدن دارند، ولی چیزی كه هست این كه در شرایط كنونی این كتاب با قوانین موجود مجوز ندارد. به همین بهانه نمونههایی از رمانها و آثار مشهور ادبیات جهان كه انتشار آنها با ممنوعیت همراه بوده را در این شماره مرور كردهایم.
این كتاب را به انگلیسی نوشته و بعد یك نفر آن را به فارسی ترجمه كرده بود. خود ایشان به من گفت، پیش هر ناشر آمریكایی كه رفته بود، حاضر نشده بود این كتاب را چاپ كند! در حالی كه آنها اصرار دارند كه مسأله اشغال سفارت را به عنوان یك زخم التیام نیافتنی، دائما تكرار كنند... حاضر نیستند رها كنند. از دیدگاه خودشان، آن را به عنوان یك حركت تروریستی و وحشیانه تلقی میكنند. حالا یك دختر خانمِ دانشجوی روشنفكری كه نه اُمّل است، نه عقبافتاده است، نه تحصیلنكرده است، نه سابقه تروریستی دارد و خودش در آن قضیه بوده، ایشان قضیه را تشریح میكند؛ حاضر نیستند این را چاپ كنند. ببینید مسأله این است. خب، او ملاحظه سیاست خودش را میكند. در آمریكا این نمایش بیسانسوری فقط در مورد آن جاهایی است كه به اصول آمریكایی اصطكاك نداشته باشد.
آنجایی كه اصطكاك پیدا میكند، چه به اصول آمریكایی و چه به مصالح فوری آمریكایی - مثل مسأله جنگ خلیجفارس كه زمان بوش پدر انجام گرفت - سانسور وجود دارد؛ خیلی كامل و خیلی رسمی و علنی؛ بدون پردهپوشی. خب، آنها مصالح فرهنگیشان را رعایت میكنند، ما هم باید مصالح فرهنگی خودمان را رعایت كنیم. ما كه از او توقع نداریم كه مصالح ما را رعایت كند؛ ما از خودمان توقع داریم كه مصالح خودمان را رعایت كنیم.»
آنچه بالا خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از كارگردانان سینما و تلویزیون در سال ۸۵ است كه در آن روایتی از زبان رهبر انقلاب درباره سانسور و جلوگیری از انتشار كتاب یك نویسنده ایرانی در آمریكا بیان شده است.
واقعیت همین است، غرب تا جایی كه پای مصالحش در میان باشد حاضر نیست كوتاه بیاید ولی در مواردی كه تضادی با منافع و مصالح او نداشته باشد شعار برابری و آزادی را فریاد میزند.
كتاب خاطرات معصومه ابتكار یكی از بسیار مواردی است كه در غرب اجازه انتشار نگرفته، در حالی كه نمایش آزادی در غرب بسیار پر سر و صداست و كسی نمیتواند درباره آن تشكیك وارد كند. همواره تبلیغ میشود كه در غرب همه از حقوق مساوی برخوردارند و همه آزادند در حرف زدن. به عبارتی آزادی بیان در غرب جریان دارد ولی با مرور پیشینه كشورهای غربی در برخورد و سانسور انتشار آزادانه اطلاعات، خلاف ادعایشان ثابت میشود.
حال كافی است در داخل كشور ما كتابی اجازه انتشار پیدا نكند یا چند سطری از آن مطابق قانون ممیزی حذف یا تلخیص شود، آن زمان است كه طیفی از جامعه روشنفكری در برابر این نقض حقوق انتشار آزادانه اطلاعات بهپا میخیزند. طیفی كه در برابر مطالبات مردم اغلب ساكت هستند و حرفی برای گفتن ندارند، اما به این نقطه كه میرسند سخنگوی مردم میشوند و حقوق طبیعی آنها را مطالبه میكنند. در حالی كه اگر بگوییم در غرب هم این سختگیری در ارتباط با آثار وجود دارد و هر سیستمی منافع خود را در رابطه با محتوایی كه قرار است منتشر كند، میسنجد بیشك زیر بار نخواهند رفت.
حالا تمام این حرفها به بهانه خبر لغو مجوز كتاب پرفروش «انسان خردمند» بود؛ كتابی كه بسیاری باز هم به بهانه این اتفاق به قوانین تاختند و منع انتشار آن را رفتار ضدبشری خطاب كردند زیرا قانون به اجرا درآمده است.
این را باید در كنار این موضوع گذاشت كه این كتاب همچنان در بازار موجود است و به فروش میرسد و لغو مجوز انتشار آن سبب نشده فروش آن متوقف شود بلكه نسخههای غیررسمی آن فعلا در كتابفروشیها و در آینده نزدیكتر شاید در بساط دستفروشهای كتاب در راسته خیابان انقلاب عرضه میشود!
اینكه جریانی با قوانین مخالفت میكنند به معنای این نیست كه حرف آنها اشتباه است و قوانین صد در صد صحیح است، بلكه قوانین نیز نیاز به اصلاح و بهروز شدن دارند، ولی چیزی كه هست این كه در شرایط كنونی این كتاب با قوانین موجود مجوز ندارد. به همین بهانه نمونههایی از رمانها و آثار مشهور ادبیات جهان كه انتشار آنها با ممنوعیت همراه بوده را در این شماره مرور كردهایم.




